صوفیای را پرسیدند:
مومن چه هنگام به بدکاری روی آورد؟
گفت:
آنگاه که در خویش، گمان نیکوکاری برد.
کشکول شیخ بهایی
#سرای چامه
مومن چه هنگام به بدکاری روی آورد؟
گفت:
آنگاه که در خویش، گمان نیکوکاری برد.
کشکول شیخ بهایی
#سرای چامه
به یاد و احترام ابوالحسن نجفی، از تاثیرگذارترین چهرههای ادبیات معاصر ایران و مترجم آثار بزرگ در سالروز درگذشتش؛ که تا زمانیکه غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی زنده است 🌲
#سرای_چامه
#سرای_چامه
☆☆☆
ای جان ِ جهان، جان و جهان بنده تو
شیرین شده عالم ، ز شکر خنده تو
صد قرن گذشت، و آسمان نیز ندید
در گردش روزگار، ماننده تو
#مولانا
#سرای_چامه
ای جان ِ جهان، جان و جهان بنده تو
شیرین شده عالم ، ز شکر خنده تو
صد قرن گذشت، و آسمان نیز ندید
در گردش روزگار، ماننده تو
#مولانا
#سرای_چامه
Week No. 11 °
Fabrizio Paterlini
🎼🌘
ميليون ها درخت در جهان به طور اتفاقی توسط سنجابهايی کاشته شدند که دانه هایی را خاک کردند و جای آن را فراموش کردند!
خوبی کن و فراموش کن.
روزی رشد خواهد کرد...
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
ميليون ها درخت در جهان به طور اتفاقی توسط سنجابهايی کاشته شدند که دانه هایی را خاک کردند و جای آن را فراموش کردند!
خوبی کن و فراموش کن.
روزی رشد خواهد کرد...
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
و آواز دادند که سنگ زنید. هیچکس دست بسنگ نمیکرد و همه زار میگریستند، خاصه نشابوریان. پس مشتی رند را زر دادند که سنگ زنند و مرد خود مرده بود، که جلادش رسن بگلو افکنده بود و خبه کرده. اینست حسنک و روزگارش ، روز دارش و گفتارش، رحمه الله علیه، این بود که خود بزندگی گاه گفتی که: «مرا دعای نشابوریان بسازد» و نساخت ...
احمق مردا که دل در این جهان بندد
که نعمتی دهد و
زشت بازستانَد...
#تاریخ_بیهقی
#سرای_چامه
احمق مردا که دل در این جهان بندد
که نعمتی دهد و
زشت بازستانَد...
#تاریخ_بیهقی
#سرای_چامه
Negah Kon @bestmusik
Jahan @bestmusik
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
پیکاسو در خاطراتش مینویسد:
مادرم میگفت اگر سرباز شدی
مطمئن باش روزی ژنرال میشوی
اگر راهب شدی روزی پاپ خواهی شد
در عوض من یک نقاش بودم و پیکاسو شدم!
هر چه که هستیم، بهترین باشیم ...
#سرای_چامه
مادرم میگفت اگر سرباز شدی
مطمئن باش روزی ژنرال میشوی
اگر راهب شدی روزی پاپ خواهی شد
در عوض من یک نقاش بودم و پیکاسو شدم!
هر چه که هستیم، بهترین باشیم ...
#سرای_چامه
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
Deltange Toam
Hojat Ashrafzadeh
دلتنگ توام كه به داد دلم برسى
تا عشق تو را نفسى ندهم به كسى
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
تا عشق تو را نفسى ندهم به كسى
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
به جاهايي برو كه بكر باشند
كنار آدم هايي بمان كه بكر باشند
آدم هايي كه چشمه ی دروني زلال و وحشي خروشانشان همواره در فوران است، بزرگترين منبع انرژي حيات هستند.
آنها در تب زندگي سوخته اند و بهبود يافته اند.
زندگي را چون نفس بوييده اند و نفسشان بوي زندگي مي دهد.
مرگ را مي شناسند و نگاهشان بزرگ ترين دريچه ی ممكن به سوي دانش زندگي است.
آدم هايي كه مفهوم زندگي را از لاي كتابها حفظ نكرده اند.
✍پاراماهانسا یوگاناندا
#سرای_چامه
كنار آدم هايي بمان كه بكر باشند
آدم هايي كه چشمه ی دروني زلال و وحشي خروشانشان همواره در فوران است، بزرگترين منبع انرژي حيات هستند.
آنها در تب زندگي سوخته اند و بهبود يافته اند.
زندگي را چون نفس بوييده اند و نفسشان بوي زندگي مي دهد.
مرگ را مي شناسند و نگاهشان بزرگ ترين دريچه ی ممكن به سوي دانش زندگي است.
آدم هايي كه مفهوم زندگي را از لاي كتابها حفظ نكرده اند.
✍پاراماهانسا یوگاناندا
#سرای_چامه
Koodakaneh
Farhad
بوی عیدی
بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی
وسط سفره نو
با اینا زمستونو سر کردم...
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی
وسط سفره نو
با اینا زمستونو سر کردم...
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
یک پسر و دختر کوچک مشغول بازی با یکدیگر بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چنتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد ...
پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرک داد.
اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...
عذاب مال کسی است که صادق نیست... و آرامش از آن کسانی است که صادقند...
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد صادق زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان صادق زندگی میکنند ...
📚#سرای_چامه
پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرک داد.
اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...
عذاب مال کسی است که صادق نیست... و آرامش از آن کسانی است که صادقند...
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد صادق زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان صادق زندگی میکنند ...
📚#سرای_چامه
به خودت عیدی بده. به احوالت برس. من برای خودم کتاب خریدم. تو هم چیزی ساده بگیر. عیدیات کوچک است، اما ناچیز نیست. خالی نیست و مسخره نیست. عید را بهانه کن. مهربانِ خودت باش. با خودت دیدار کن.
#معین_دهاز
📚#سرای_چامه
#معین_دهاز
📚#سرای_چامه
وقتی ارنست چگوارا را در پناهگاهش با کمک چوپان خبرچین دستگیر کردند، یکی از چوپان پرسید: چرا خبرچینی کردی درحالی که چگوارا برای آزادی شماها مبارزه میکرد!!؟
چوپان جواب داد که او با جنگهایش گوسفندان مرا میترساند!
بعداز مقاومت محمدکریم در مقابل فرانسویها در مصر و شکست او، قرار بر اعدامش شد، که ناپلئون او را فراخواند و گفت:
سخت است برایم کسی را اعدام کنم که برای آزادی وطنش مبارزه میکرد، من به تو فرصتی میدهم تا ده هزارسکه طلا بابت غرامت سربازهای کشته شده به من بدهی...
محمدکریم گفت: من اکنون این پول را ندارم اما صدهزار سکه از تاجران میخواهم، میروم تهیه میکنم و باز میگردم...
محمدکریم به مدت چندروز در بازارها با زنجیر برای تهیه پول گردانیده میشد اما هیچ تاجری حاضر به پراخت پولی جهت آزادی او نبود و حتی بعضی طلبکارانه میگفتند که با جنگهایش وضعیت اقتصادی را نابسامان کرد پس نزد ناپلئون برگشت!
ناپلئون به او گفت:
چاره ایی جز اعدام تو ندارم، نه بخاطر کشتن سربازهایم، بلکه بدلیل جنگیدن برای مردمی که پول را مقدم بر وطن خود میدانند.
محمد رشید میگوید:
آدم دانا که برای جامعه ای نادان مجاهدت میکند مانند کسی است که خودش را آتش میزند تا روشنایی را برای آدم نابینا فراهم سازد!!
اين همان حكايت سقراط است كه ويل دورانت در پايان داستانش وقتی او را جام شوكران می دهند و می كشند، می گويد:
« بدا به حال آدمی كه بخواهد جامعه ای را پيش از آن كه موعد بيدار شدنش فرا رسيده باشد، بيداركند!»
چوپان جواب داد که او با جنگهایش گوسفندان مرا میترساند!
بعداز مقاومت محمدکریم در مقابل فرانسویها در مصر و شکست او، قرار بر اعدامش شد، که ناپلئون او را فراخواند و گفت:
سخت است برایم کسی را اعدام کنم که برای آزادی وطنش مبارزه میکرد، من به تو فرصتی میدهم تا ده هزارسکه طلا بابت غرامت سربازهای کشته شده به من بدهی...
محمدکریم گفت: من اکنون این پول را ندارم اما صدهزار سکه از تاجران میخواهم، میروم تهیه میکنم و باز میگردم...
محمدکریم به مدت چندروز در بازارها با زنجیر برای تهیه پول گردانیده میشد اما هیچ تاجری حاضر به پراخت پولی جهت آزادی او نبود و حتی بعضی طلبکارانه میگفتند که با جنگهایش وضعیت اقتصادی را نابسامان کرد پس نزد ناپلئون برگشت!
ناپلئون به او گفت:
چاره ایی جز اعدام تو ندارم، نه بخاطر کشتن سربازهایم، بلکه بدلیل جنگیدن برای مردمی که پول را مقدم بر وطن خود میدانند.
محمد رشید میگوید:
آدم دانا که برای جامعه ای نادان مجاهدت میکند مانند کسی است که خودش را آتش میزند تا روشنایی را برای آدم نابینا فراهم سازد!!
اين همان حكايت سقراط است كه ويل دورانت در پايان داستانش وقتی او را جام شوكران می دهند و می كشند، می گويد:
« بدا به حال آدمی كه بخواهد جامعه ای را پيش از آن كه موعد بيدار شدنش فرا رسيده باشد، بيداركند!»
👍1