نشسته ام به در نگاه میکنم؛
دریچه آه می کشد،
تو از کدام راه میرسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد...
👤 هوشنگ ابتهاج
https://t.me/httpsCAme
دریچه آه می کشد،
تو از کدام راه میرسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد...
👤 هوشنگ ابتهاج
https://t.me/httpsCAme
🔸
این اثر برنده ی جوایز متعددی در سراسر دنیا شد.
انسانی که درد میکشد،
اما از وجودِ خودش میبخشد
تا از رنجِ دیگری کاسته شود
و لبخند بزند ...
+دنیا به آدمایی مثل تو بیشتر نیاز داره.
https://t.me/httpsCAme🖌 چامه سرای
این اثر برنده ی جوایز متعددی در سراسر دنیا شد.
انسانی که درد میکشد،
اما از وجودِ خودش میبخشد
تا از رنجِ دیگری کاسته شود
و لبخند بزند ...
+دنیا به آدمایی مثل تو بیشتر نیاز داره.
https://t.me/httpsCAme🖌 چامه سرای
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای غم!
نمیدانم روز ِرسیدن، روزی ِگام ِکه خواهد بود
اما درین کابوس ِخونآلود
در پیچ و تاب ِاین شب ِبنبست
بنگر چه جانهای گرامی رفتهاند از دست!
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته میگرید
در من کسی آهسته میگرید
#هوشنگ_ابتهاج
نمیدانم روز ِرسیدن، روزی ِگام ِکه خواهد بود
اما درین کابوس ِخونآلود
در پیچ و تاب ِاین شب ِبنبست
بنگر چه جانهای گرامی رفتهاند از دست!
دردیست چون خنجر
یا خنجری چون درد
این من که در من
پیوسته میگرید
در من کسی آهسته میگرید
#هوشنگ_ابتهاج
.
به آنان که ما را رها نمودند
در خاک خالی بیآب و بیگیاه
بیهیچ اشک و آه
بگویید؛
ما ریشه در خویش داشتیم
و سبز گشتیم و سبز شد بهار
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#محمود_درویش
به آنان که ما را رها نمودند
در خاک خالی بیآب و بیگیاه
بیهیچ اشک و آه
بگویید؛
ما ریشه در خویش داشتیم
و سبز گشتیم و سبز شد بهار
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#محمود_درویش
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
واقعیت این است که اولین تغییرات در پیری آنچنان به آرامی اتفاق میافتد که به سختی به چشم میآیند؛
آدمی خودش را از درون نگاه میکند همانطور که همیشه نگاه میکرده است، اما این دیگرانند که از بیرون به او پیریاش را یادآوری میکنند.
👤گابریل گارسیا مارکز
📚
آدمی خودش را از درون نگاه میکند همانطور که همیشه نگاه میکرده است، اما این دیگرانند که از بیرون به او پیریاش را یادآوری میکنند.
👤گابریل گارسیا مارکز
📚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#هوشنگ_فروزان جایی شعری داره بس زیبا...
هم در هوای ابری آبان دلم گرفت
هم در سکوت سرد زمستان دلم گرفت
هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
هرجا گرفت نمنم باران ، دلم گرفت
حالا استاد #رشید_کاکاوند نازنین چند دقیقه ای به تفسیر بیتی از حافظ ، ما را مهمان میکند که جز لذت واژه ای برای شنیداریتان سراغ ندارم
https://t.me/httpsCAme
هم در هوای ابری آبان دلم گرفت
هم در سکوت سرد زمستان دلم گرفت
هرجا که عاشقی به مراد دلش رسید
هرجا گرفت نمنم باران ، دلم گرفت
حالا استاد #رشید_کاکاوند نازنین چند دقیقه ای به تفسیر بیتی از حافظ ، ما را مهمان میکند که جز لذت واژه ای برای شنیداریتان سراغ ندارم
https://t.me/httpsCAme
سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلاک ببین
گر مرا میجویی
سبزهها را دریاب
با درختان بنشین...
#فریدون_مشیری
#سوم آبان ماه سالروز درگذشت فریدون مشیری، شاعر شعرهای ناب است .
روحش شاد و یادش گرامی 🥀❤️
https://t.me/httpsCAme
سفر جان را از خاک به افلاک ببین
گر مرا میجویی
سبزهها را دریاب
با درختان بنشین...
#فریدون_مشیری
#سوم آبان ماه سالروز درگذشت فریدون مشیری، شاعر شعرهای ناب است .
روحش شاد و یادش گرامی 🥀❤️
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسان موجود پیچیده ای ست!
چون تنها موجودی هست که می تواند سرنوشت خودش را تعیین کند!
اما نکته ی پیچیده ی ماجرا اینجاست که؛
هر تصمیمی که انسان برای سرنوشتش بگیرد، نه تنها روی خودش بلکه این تصمیم بر روی سایر انسان ها (خانواده، دوستان و
اطرافیان و..) هم تاثیرگذار هست.
آینده ی هر انسانی، نطفه اش در درون
رسالتی ست که او برای خودش در نظر
می گیرد. شکل این آینده، دقیقا شباهت دارد با شکلِ رسالتش.
آنجا که رسالتی زیبا، انسانی و الهی برای خودش تعیین کند، قطعا آینده اش هم زیبا و عالی خواهد بود اما اگر رسالتش را اشتباه در نظر بگیرد، حتما آینده ی او چیزی جز حسرت
ها و شکست ها نخواهد شد!
پس؛
سوال مهم و اصلی تو در زندگی این است؛
من در این دنیا چه کاری از دستم بر می آید؟ رسالت من در این دنیا چیست؟ چگونه می توانم با دانش، مهارت و تخصصی که دارم نیازی از دیگران برآورده کنم؟
و تا پاسخی برای این سوال ها نیابی، در دیار زندگی، سرگردان خواهی بود...!
🎙#دکترآزمندیان
چون تنها موجودی هست که می تواند سرنوشت خودش را تعیین کند!
اما نکته ی پیچیده ی ماجرا اینجاست که؛
هر تصمیمی که انسان برای سرنوشتش بگیرد، نه تنها روی خودش بلکه این تصمیم بر روی سایر انسان ها (خانواده، دوستان و
اطرافیان و..) هم تاثیرگذار هست.
آینده ی هر انسانی، نطفه اش در درون
رسالتی ست که او برای خودش در نظر
می گیرد. شکل این آینده، دقیقا شباهت دارد با شکلِ رسالتش.
آنجا که رسالتی زیبا، انسانی و الهی برای خودش تعیین کند، قطعا آینده اش هم زیبا و عالی خواهد بود اما اگر رسالتش را اشتباه در نظر بگیرد، حتما آینده ی او چیزی جز حسرت
ها و شکست ها نخواهد شد!
پس؛
سوال مهم و اصلی تو در زندگی این است؛
من در این دنیا چه کاری از دستم بر می آید؟ رسالت من در این دنیا چیست؟ چگونه می توانم با دانش، مهارت و تخصصی که دارم نیازی از دیگران برآورده کنم؟
و تا پاسخی برای این سوال ها نیابی، در دیار زندگی، سرگردان خواهی بود...!
🎙#دکترآزمندیان
شما هیچوقت نگران این نخواهید شد
که مردم درباره شما چه فکری میکنند
اگر بدانید مردم
چقدر بهندرت فکر میکنند!
#النور_روزولت
که مردم درباره شما چه فکری میکنند
اگر بدانید مردم
چقدر بهندرت فکر میکنند!
#النور_روزولت
نقل است که یکی از مشایخ بصره پیش رابعه آمد و بربالین او بنشست و مذّمت دنیا آغاز کرد.
رابعه گفت: "تو دنیا را عظیم دوست می داری. که اگر دوست نداشتی ذکرش نکردی. که شکننده ی کالا، خریدار بود. اگر از دنیا فارغ بودی، به نیک و بد یاد او نکردی. اما از آن یاد می کنی، که مَن احبَّ شیئاً، اکثَرَ ذِکرَهُ"
-هر که چیزی دوست دارد، یادش بسیار کند.
📚از #کتاب تذکره الاولیا | نوشتهی #عطار_نیشابوری
رابعه گفت: "تو دنیا را عظیم دوست می داری. که اگر دوست نداشتی ذکرش نکردی. که شکننده ی کالا، خریدار بود. اگر از دنیا فارغ بودی، به نیک و بد یاد او نکردی. اما از آن یاد می کنی، که مَن احبَّ شیئاً، اکثَرَ ذِکرَهُ"
-هر که چیزی دوست دارد، یادش بسیار کند.
📚از #کتاب تذکره الاولیا | نوشتهی #عطار_نیشابوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☆☆☆
#امشب_با_حافظ 📖
شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن
مگر آن که شمع رویت به رهم چراغ دارد
من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم
که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد
سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم
طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد
#کیهان_کلهر
#امشب_با_حافظ 📖
شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن
مگر آن که شمع رویت به رهم چراغ دارد
من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم
که بسوختیم و از ما بت ما فراغ دارد
سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم
طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد
#کیهان_کلهر