سرای چامه (شعر)
75 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹
بیایید عشق بورزیم
حتی به یک شاخه‌ی گل
عشقی بی‌پایان.
گوش جان بسپاریم
به آواز یک پرنده.
عمر فانی‌ست.

بیایید به هوش باشیم
تا جیرجیرکی را زیر پایمان له نکنیم.
بی‌شک سپاسگزارمان خواهد بود.
عمرفانی‌ست.

بیایید یکدیگر را باخبر کنیم
از حال یکدیگر
پاسخ دهیم نامه‌های رسیده را
عمر فانی‌ست.

بیایید تا می‌توانیم
نیازمندان را دست گیریم
اول از نزدیک‌ترین کسان‌مان
حتی اگر فقیر باشیم
دلی دریایی داشته باشیم
عمر فانی‌ست.

بیایید لحظه‌ای خیره شویم
به زیبایی گل.

بیایید در عمر فانی
جان و دل بشوییم
در پرتو خورشید تابان
و ماه خندان
ستاره‌ی درخشان چهار فصل
عمر فانی‌ست.

بیایید بکوشیم
برای داشتن جهانی بدون جنگ
برای سرودن شعر. ♡
"ساکامورا شین مین"

🌹♡🌹♡🌹♡🌹♡

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️نوایی

▪️هلیا اعتماد مقدم

شاعر: طبیب اصفهانی
آهنگ محلی خراسانی


َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
سرای چامه (شعر) pinned «فتوحات حیرت انگیز نادرشاه تاثیر غریبی بر اروپا گذاشت. تا جاییکه بعضی اروپاییان خودپسند به این نتیجه رسیده بودند که مردی چنین بزرگ نمی تواند از مشرق زمین برخاسته باشد و حتما تباری اروپایی داشته! بنابراین جمعی شایع کرده بودند که نادرشاه اهل " برابانت " بوده…»
سرای چامه (شعر)
داستان: #پادشاهی_فریدون 🟣 قسمت هشتم #شاهنامه_فردوسی تاجِ کیانی‌اش بر سر نهاد و ایران و یمن بدو استوار کرد. از پس این داد و دهش فریدون شعله آز بر جگر سلم گرفت و این خارخار بر جان اش افتاد که چگونه تاج کیانی و سرزمین ایران به ایرج رسد و مغرب و روم بر من،…
داستان: #پادشاهی_فریدون

🟣 قسمت نهم

#شاهنامه_فردوسی

سخت بیمناک گشتند. بامدادان فردا آن دو اهرمن خو دیگر بار به سراپرده ایرج شتافته و به واژگانی زشت او را گفتند: «چگونه است که تاج و تخت کیانی و سرزمین ایران از آن تو باشد و چین و توران و روم زان ما؟»
. ایرج به نرمی برادران را گفت: «من هرگز پریشانی شما نخواهم و سیرم از تاج و تخت، این کلاه و نگین پادشاهی را نیز به شما سپردم. پس دیگر چه جای کینه است؟» سلم و تور را این مهربانی کارگر نیفتاد. پس بر او یورش آورده و کشتندش و سر ببرید او بر تشتی نهاده سوی فریدون فرستادند.
فریدون چشم انتظار بازگشت ایرج بود، بی قرارانه ایستاده بود بر راه که دید سوارانی سیه پوش در رسیدند. بر اشتری تابونی نهاده و بر تشتی سری.
آه از نهاد پدر برآمد چرا که سر بی تن فرزند بدید، زارید و نالید و دست به آسمان برداشت و گفت: «ای دادار پاک، بر این کشته بی گنه در نگر، جگر آن دو بیدادگر را چنان بسوز که زین پس جز تیره روزی نبینند. ای کردگار جهان مرا تا بدان جای مهلت ده که بینم یکی از پشت ایرج به خونخواهی اوی برخیزد، پس آنگاه مرگ مرا برسان...

ادامه دارد•••

‌
#سرای_چامه🌸🍃
سرای چامه (شعر)
داستان: #پادشاهی_فریدون 🟣 قسمت نهم #شاهنامه_فردوسی سخت بیمناک گشتند. بامدادان فردا آن دو اهرمن خو دیگر بار به سراپرده ایرج شتافته و به واژگانی زشت او را گفتند: «چگونه است که تاج و تخت کیانی و سرزمین ایران از آن تو باشد و چین و توران و روم زان ما؟» . ایرج…
داستان: #پادشاهی_منوچهر

🟠 قسمت اول

#شاهنامه_فردوسی

اندیشه خونخواهی ایرج، دمی فریدون را آسوده نمی گذاشت تا که بدانست ایرج با دوشیزهای زیبا چهر و نیکخوی به نام «ماه آفرید» در نهانی زناشویی داشته و هم اینک باردار است. فریدون به شنودن این خبر شادمان گشت و خدای را سپاس گفت. پس ماه آفرید را به کاخ خویش آورد و تا هنگام زادن او را بنواخت.
پس چون وی بار خویش بر زمین نهاد فرزندش دختری بود فریدون ناامید نگشت و کمر به بزرگ کردن کودک بست. چون سرو قامت اوی بالا گرفت و گاه همسر گزینی رسید او را، فریدون برادر زاده خویش «پشنگ» را شایسته یافت و دستان دخت ایرج و ماه آفرید در دستان او نهاد به همسری.
از پس سالی زین دو فرزندی پدید آمد که به چهره چنان بودی که ایرج. فریدون او را در نشو و نما به فرزانگانی سپرد تا از او رادمردی جنگ آزموده و پاک اندیش برآرند و چنین شد. فریدون او را به جانشینی خویش گماشت و همه سپاه بدو سپرد تا به کین خواهی ایرج برخیزد. دو سردار بزرگ کارن (قارن) و...

ادامه دارد•••

‌
#سرای_چامه🌸🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکستی وجود ندارد.

یا برنده میشی

یا درس می گیری


#سرای_چامه
آه از آن رفتگانِ بی‌برگشت…

استاد امیرهوشنگ ابتهاج درگذشت.
«سایه‌ی ما با هفت‌هزارسالگان سربه‌سر شد»

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
رفت و این آشیانه خالی ماند...

🖤🖤🖤💔💔💔🖤🖤🖤

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
سایه هم رفت
هوشنگ ابتهاج ( اسفند ۱۳۰۶ - مرداد ۱۴۰۱ )

بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید
گذشت عمر و به دل عشوه می خریم هنوز
که هست در پی شام سیاه صبح سپید
کراست سایه درین فتنه ها امید امان ؟
شد آن زمان که دلی بود در امان امید.

یادش گرامی و نامش مانا🥀

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
آواز عاشقانهٔ ما در گلو شکست
‏حق باسکوت بود، صدادر گلو شکست
‏دیگردلم هوای سرودن نمی کند
‏تنها بهانه دل ما درگلو شکست
‏ای وای،های های عزا در گلو شکست
‏بغضم امان نداد و خدا ..در گلو شکست

#سایه
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
دروغ می گویند ابتهاج مرده است
هیچ شاعری دستش از زندگی کوتاه نمی شود
سایه ها در غروب بلندتر می شوند😔

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
Channel photo updated
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارغوان ویران است!
🖤🖤🖤💔💔💔🖤🖤
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
سایه‌ی آفتاب رفت ....

امیرهوشنگ ابتهاج[ متخلص به ه. الف.سایه]  6 اسفند 1306 در رشت متولد شد.
ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام «نخستین نغمه‌ها» منتشر کرد. سایه در آغاز، همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود؛
اما نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساساً شاعری غزلسرا بود؛ همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل عاشقانه بود؛ دنبال کرد. سایه بعدها، اشعار عاشقانه را رها کرد و به شعر اجتماعی روی آورد.

کتابهای منتشر شده او «نخستین نغمه‌ها»، «سراب»،«سیاه مشق»، «شبگیر»، «زمین»، «چند برگ از یلدا»، «تا صبح شب یلدا»، «یادگار خون سرو»، «حافظ به سعی سایه» «تاسیان مهر»(اشعار ابتهاج در قالب نو)، «بانگ نی» هستند. 
منزل شخصی سایه در سال 1387 با نام «خانه ارغوان» به ثبت سازمان میراث فرهنگی رسیده‌است. دلیل این نام گذاری وجود درخت ارغوان معروفی در حیاط این خانه است که سایه شعر معروف ارغوان خود را برای آن درخت گفته‌است.

#کانال_سرای_چامه درگذشت این شاعر گرانمایه را به جامعه ادبی ایران تسلیت می‌گوید..
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM