This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#استادعشق
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Hoboot
Hossein Zaman
هبوط
حسین زمان
حسین زمان (زادهٔ ۱۸ مرداد ۱۳۳۸ در تهران) هنرمند و خواننده ایرانی است.
او همچنین به عنوان معاون طرح و برنامه و نیز عضو هیئت علمی پردیس بینالملل دانشگاه صنعتی شریف به فعالیتهای اجرایی و تدریس در جزیره کیش مشغول بود که از ادامه تدریس و فعالیتهای هنری او جلوگیری به عمل آمد.حسین زمان سرانجام پس از ۱۶ سال در مهر ماه ۱۳۹۷ برای ۳ قطعه از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کرد
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
حسین زمان
حسین زمان (زادهٔ ۱۸ مرداد ۱۳۳۸ در تهران) هنرمند و خواننده ایرانی است.
او همچنین به عنوان معاون طرح و برنامه و نیز عضو هیئت علمی پردیس بینالملل دانشگاه صنعتی شریف به فعالیتهای اجرایی و تدریس در جزیره کیش مشغول بود که از ادامه تدریس و فعالیتهای هنری او جلوگیری به عمل آمد.حسین زمان سرانجام پس از ۱۶ سال در مهر ماه ۱۳۹۷ برای ۳ قطعه از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کرد
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Mosafer
Hossein Zaman
مسافر
حسین زمان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
حسین زمان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
حسین زمان - به تو میرسم دوباره- Hoseein Zaman -Be To Miresam Dob..
@moozikestan_bot
به تو می رسم
حسین زمان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
حسین زمان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
درسالروز اعدام پرویز نیکخواه
زنده یاد پرویز نیکخواه، آدم جالبی بود. درسال ۱۳۵۱ من دوره لیسانس روزانه دانشگاه اصفهان را همراه با همه دردسرهای انجام وظیفه معلمی و دانشجوئی، تمام کردم. آموزگاررسمی سپاه دانش در روستای مورچه خورت اصفهان و دبیرستان سیکل اول تازه تاسیس آنجا بودم. وقتی گواهی لیسانسم را به آموزش وپرورش دادم حقوقم از حدود۷۰۰ تومان دوبرابر و ۱۴۰۰ تومان شد! که در ان زمان حقوق ماهانه مناسبی بود. در تابستان۱۳۵۲ به آگهی استخدامی از تلویزیون ملی ایران برخوردم که در رشته های مختلف لیسانسیه استخدام می کرد. اما با آزمونی شبیه کنکور دانشگاه ودر سالنی بزرگ در دانشگاه تهران. دوست بسیار نزدیکی دارم که آن زمان از مدیران ارشد تلویزیون بود که مرا تشویق به ورود به دستگاه تلویزیون می کرد. جالب این بود که من سال پیش ازآن به اتهام فعالیت سیاسی دوره دانشجویی چندماهی در زندان ساواک و شهربانی اصفهان گرفتار بودم و هنوز پرونده ام بسته نشده بود! روز بعد نامهای پذیرفته شدگان را در روزنامه کیهان و اطلاعات درج کردند. نام من هم در رشته تهیه کنندگی برنامه های هنری و خبری بود. در آگهی روز و ساعت مصاحبه هم برای رشته های مختلف اعلام شده بود.
روز مصاحبه در ساختمان مرکزی ان هنگام تلویزیون حاضرشدیم. جلو در اتاقی که نشانمان دادند چند نفری ایستاده بودند. جوانانی که شیکترین کت وشلوار با کراوات های زیبا وهماهنگ با لباس بتن داشتند وبوی عطر و ادکلنشان در میان راهرو پخش شده بود و برخی مشام هارا نوازش می داد. من زیاد به کروات زدن عادت نداشتم، تنها با کت وشلواری تابستانی تمیز با رنگ روشن آمده بودم. تا نام من و سه نفر دیگر را خواندند، وارد اتاق شدیم. سه نفر پشت میز بزرگ مصاحبه نشسته بودند. من آخرین نفر سمت چپ و تقریبن روبروی آقای تورج فرازمند بودم. همه از روی تصویرهاشان قابل شناسایی بودند، از راست آقایان منصورنیکخوا، ایرج گرگین و تورج فرازمند. بنظر می رسید پرویز نیکخواه جوانتر از دو دیگر تُپُل وسرحال، رهبر تیم مصاحبه گر است. پرسش های زیادی هرسه نفر از داوطلبان پیرامون شغل آینده داشتند. جالبترین آنها یکی پرسش از جوانی آراسته و خوش تیپ کنار من بود که نیکخواه ازو پرسید، چرا می خواهی در تلویزیون استخدام شوی؟ او درپاسخ گفت، بخاطر خدمت هرچه بهتر به میهنم! بیدرنگ نیکخواه پرسید، حاضری به زاهدان بروی؟ گفت، نه چون جای دوری است و ازخانواده ام بسیار دور می افتم. باز نیکخواه ادامه داد پس میهنت چه می شود؟ که دستپاچه شد وپاسخ درستی نداد. نیکخواه به من که رسید پرسید چرا می خواهی به تلویزیون بیایی؟ گفتم چون حقوقش بیشتراست! (حقوق تلویزیون در شش ماه کارآموزی ۲۵۰۰ تومان بعلاوه خدمات بهداشتی و درمانی بود درصورتیکه آموزش وپرورش پس از ۶سال خدمت بقول پدر بزرگم یک حب! هم بما نداده اند!) آقای فرازمند با گذاشتن دیوان حافظ جلوم ازمن خواست نخستین غزل را بخوانم، بیت اول را الا یاایهالساقی ادرکسا وناولِها...ناولِهارا هول شدم و ناوُلها خواندم. تا به افتاد مُشکِلها رسیدم متوجه شدم وپوزش خواستم. ناگهان آقای نیکخواه با اعتراض روبه فرازمند گفت، ایشان که نگفتند عربی می دانند! در دور دیگری از پرسشها نیکخواه ازمن پرسید کتاب غیر درسی چی خوانده ای؟ پاسخ دادم به ادبیات داستانی وشعر علاقمندم. حالا از نویسندگان وشاعران داخل یا خارج و ترجمه آثار آنها کدام رابگویم؟ چندتائی شاعر معاصر پس ازنیما را نام بردم که گفت کافیه، از خارج بگو باز پرسیدم از امریکا و اروپا بگویم یا بلوک شرق؟ یکی دوتا از امریکا و اروپا را نام بردم که گفت کافیه!... روز بعد سراغ دوست مقام ارشدم به خانه اش رفتم. واز مصاحبه گفتم. او گفت آقای نیکخواه یکی از مدیران برنامه ریزاصلی آزمون در گروه تحقیق است...من ترا به او معرفی کرده ام و بشوخی به او گفته ام دوست من از دارودسته نزدیک و هم فکر دوستان قدیمی خودت است! در صورت پذیرفته شدن در مصاحبه شاید درگروه تحقیق بدرد خودم بخورد. پس از مصاحبه پذیرفته شدگان نهائی دسته جمعی به مهمانی آقای قطبی در سالن باشگاه مرکزی تلویزیون، دعوت شدیم و پس از آن برای چک اپ بهداشتی به بهداری رادیو تلویزیون ملی معرفی شدیم و پرونده سلامتی برایمان تشکیل دادند اما همواره به نوعی عذاب وجدان گرفتار شده بودم و گفته معروف برتولد برشت که در آغاز آثار ترجمه شده اش درج می شد مانند پُتکی بر مغز و ذهنم ضربه وارد می کرد:"آنکه نمی داند و خطا می کند گناهکار است اما آنکه می داند و خطا می کند جنایتکار است!؟" (نقل به مضمون). دوسه روزبعد که به اصفهان بازگشتم خود را برسر دوراهی دشوار برگزیدن معلمی یا تلویزیون؟ دیدم.
تقاضای انتقالم به آموزش وپرورش شهر خودمان مسجدسلیمان هم پس از دردسرهای زیاد به نتیجه رسیده بود...
زنده یاد پرویز نیکخواه، آدم جالبی بود. درسال ۱۳۵۱ من دوره لیسانس روزانه دانشگاه اصفهان را همراه با همه دردسرهای انجام وظیفه معلمی و دانشجوئی، تمام کردم. آموزگاررسمی سپاه دانش در روستای مورچه خورت اصفهان و دبیرستان سیکل اول تازه تاسیس آنجا بودم. وقتی گواهی لیسانسم را به آموزش وپرورش دادم حقوقم از حدود۷۰۰ تومان دوبرابر و ۱۴۰۰ تومان شد! که در ان زمان حقوق ماهانه مناسبی بود. در تابستان۱۳۵۲ به آگهی استخدامی از تلویزیون ملی ایران برخوردم که در رشته های مختلف لیسانسیه استخدام می کرد. اما با آزمونی شبیه کنکور دانشگاه ودر سالنی بزرگ در دانشگاه تهران. دوست بسیار نزدیکی دارم که آن زمان از مدیران ارشد تلویزیون بود که مرا تشویق به ورود به دستگاه تلویزیون می کرد. جالب این بود که من سال پیش ازآن به اتهام فعالیت سیاسی دوره دانشجویی چندماهی در زندان ساواک و شهربانی اصفهان گرفتار بودم و هنوز پرونده ام بسته نشده بود! روز بعد نامهای پذیرفته شدگان را در روزنامه کیهان و اطلاعات درج کردند. نام من هم در رشته تهیه کنندگی برنامه های هنری و خبری بود. در آگهی روز و ساعت مصاحبه هم برای رشته های مختلف اعلام شده بود.
روز مصاحبه در ساختمان مرکزی ان هنگام تلویزیون حاضرشدیم. جلو در اتاقی که نشانمان دادند چند نفری ایستاده بودند. جوانانی که شیکترین کت وشلوار با کراوات های زیبا وهماهنگ با لباس بتن داشتند وبوی عطر و ادکلنشان در میان راهرو پخش شده بود و برخی مشام هارا نوازش می داد. من زیاد به کروات زدن عادت نداشتم، تنها با کت وشلواری تابستانی تمیز با رنگ روشن آمده بودم. تا نام من و سه نفر دیگر را خواندند، وارد اتاق شدیم. سه نفر پشت میز بزرگ مصاحبه نشسته بودند. من آخرین نفر سمت چپ و تقریبن روبروی آقای تورج فرازمند بودم. همه از روی تصویرهاشان قابل شناسایی بودند، از راست آقایان منصورنیکخوا، ایرج گرگین و تورج فرازمند. بنظر می رسید پرویز نیکخواه جوانتر از دو دیگر تُپُل وسرحال، رهبر تیم مصاحبه گر است. پرسش های زیادی هرسه نفر از داوطلبان پیرامون شغل آینده داشتند. جالبترین آنها یکی پرسش از جوانی آراسته و خوش تیپ کنار من بود که نیکخواه ازو پرسید، چرا می خواهی در تلویزیون استخدام شوی؟ او درپاسخ گفت، بخاطر خدمت هرچه بهتر به میهنم! بیدرنگ نیکخواه پرسید، حاضری به زاهدان بروی؟ گفت، نه چون جای دوری است و ازخانواده ام بسیار دور می افتم. باز نیکخواه ادامه داد پس میهنت چه می شود؟ که دستپاچه شد وپاسخ درستی نداد. نیکخواه به من که رسید پرسید چرا می خواهی به تلویزیون بیایی؟ گفتم چون حقوقش بیشتراست! (حقوق تلویزیون در شش ماه کارآموزی ۲۵۰۰ تومان بعلاوه خدمات بهداشتی و درمانی بود درصورتیکه آموزش وپرورش پس از ۶سال خدمت بقول پدر بزرگم یک حب! هم بما نداده اند!) آقای فرازمند با گذاشتن دیوان حافظ جلوم ازمن خواست نخستین غزل را بخوانم، بیت اول را الا یاایهالساقی ادرکسا وناولِها...ناولِهارا هول شدم و ناوُلها خواندم. تا به افتاد مُشکِلها رسیدم متوجه شدم وپوزش خواستم. ناگهان آقای نیکخواه با اعتراض روبه فرازمند گفت، ایشان که نگفتند عربی می دانند! در دور دیگری از پرسشها نیکخواه ازمن پرسید کتاب غیر درسی چی خوانده ای؟ پاسخ دادم به ادبیات داستانی وشعر علاقمندم. حالا از نویسندگان وشاعران داخل یا خارج و ترجمه آثار آنها کدام رابگویم؟ چندتائی شاعر معاصر پس ازنیما را نام بردم که گفت کافیه، از خارج بگو باز پرسیدم از امریکا و اروپا بگویم یا بلوک شرق؟ یکی دوتا از امریکا و اروپا را نام بردم که گفت کافیه!... روز بعد سراغ دوست مقام ارشدم به خانه اش رفتم. واز مصاحبه گفتم. او گفت آقای نیکخواه یکی از مدیران برنامه ریزاصلی آزمون در گروه تحقیق است...من ترا به او معرفی کرده ام و بشوخی به او گفته ام دوست من از دارودسته نزدیک و هم فکر دوستان قدیمی خودت است! در صورت پذیرفته شدن در مصاحبه شاید درگروه تحقیق بدرد خودم بخورد. پس از مصاحبه پذیرفته شدگان نهائی دسته جمعی به مهمانی آقای قطبی در سالن باشگاه مرکزی تلویزیون، دعوت شدیم و پس از آن برای چک اپ بهداشتی به بهداری رادیو تلویزیون ملی معرفی شدیم و پرونده سلامتی برایمان تشکیل دادند اما همواره به نوعی عذاب وجدان گرفتار شده بودم و گفته معروف برتولد برشت که در آغاز آثار ترجمه شده اش درج می شد مانند پُتکی بر مغز و ذهنم ضربه وارد می کرد:"آنکه نمی داند و خطا می کند گناهکار است اما آنکه می داند و خطا می کند جنایتکار است!؟" (نقل به مضمون). دوسه روزبعد که به اصفهان بازگشتم خود را برسر دوراهی دشوار برگزیدن معلمی یا تلویزیون؟ دیدم.
تقاضای انتقالم به آموزش وپرورش شهر خودمان مسجدسلیمان هم پس از دردسرهای زیاد به نتیجه رسیده بود...
❤1
سرانجام، وسایل مختصر زندگیم را شامل چند بسته وچمدان را بر بالای اتوبوس گیتی نورد اصفهان مسجد سلیمان گذاشتم و به معلیم بازگشتم!؟ ونفس راحتی کشیدم!؟
خسروسیستانی
#سرای_چامه
خسروسیستانی
#سرای_چامه
بعضيها هم هستن
هرچى ندارترن
بخشنده ترن
هرچى سختى كشيده تر
مهربون تر...☕️
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
هرچى ندارترن
بخشنده ترن
هرچى سختى كشيده تر
مهربون تر...☕️
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
لویی لوپرینس مخترع اولین دوربین فیلمبرداری در سال 1890 بطرز مرموزی ناپدید شد و اختراع به نام ادیسون ثبت شد! چند سال بعد پسر او نیز که از ادیسون شکایت کرده بود، بطرز مشکوکی از دنیا رفت!
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
از یک چیز مطمئنم
و آن اینکه :
نباید اجازه دهی زندگی ات
تو را زندگی کند...
👤اروین دیالوم
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
و آن اینکه :
نباید اجازه دهی زندگی ات
تو را زندگی کند...
👤اروین دیالوم
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
می رسد غم های بی پایان به پایان
غم مخور
࿇─┅══ #سرای_چامه
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
غم مخور
࿇─┅══ #سرای_چامه
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
" اگر میخواهی قهرمان را ببینی،
به آنانی بنگر که میتوانند در مقابل نفرت،
با عشق پاسخ دهند.
اگر میخواهی شجاعت را ببینی،
به آنانی بنگر که میتوانند ببخشند."
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
به آنانی بنگر که میتوانند در مقابل نفرت،
با عشق پاسخ دهند.
اگر میخواهی شجاعت را ببینی،
به آنانی بنگر که میتوانند ببخشند."
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
نسیم نفس دوست
به من خورد و چه خوشبوست
همین جاست ، همین جاست ،
همه خانه بگردید!
چه شیرین و چه خوشبوست،
کجا خوابگه اوست؟
پی آن گل پر نوش
چو پروانه بگردید....
#هوشنگ_ابتهاج
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
به من خورد و چه خوشبوست
همین جاست ، همین جاست ،
همه خانه بگردید!
چه شیرین و چه خوشبوست،
کجا خوابگه اوست؟
پی آن گل پر نوش
چو پروانه بگردید....
#هوشنگ_ابتهاج
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#جواب_سایه_به_حافظ...
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
هر انسانی جایزالخطاست
اما هر خطایی جایزالعفو نیست
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
اما هر خطایی جایزالعفو نیست
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
آدم باید یا دیگران را همانطورکه هستند بپذیرد، یا همانطورکه هستند، به حال خودشان بگذارد.
آدم نمیتواند آنها را عوض کند، فقط توازنشان را برهم میزند. چون یک انسان از قطعههای واحدی درست نشده است که بتوان تکهای را برداشت و بهجایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یکسویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده میشود.
#فرانتس_کافکا
ـ نامه به فلیسه -
https://t.me/httpsCAme
آدم نمیتواند آنها را عوض کند، فقط توازنشان را برهم میزند. چون یک انسان از قطعههای واحدی درست نشده است که بتوان تکهای را برداشت و بهجایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یکسویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده میشود.
#فرانتس_کافکا
ـ نامه به فلیسه -
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
هركس در دنيا بايد كسى را داشته باشد كه حرف هايش را به او بزند.آزادانه، بدون رو دربايستى،بدون خجالت،وگرنه آدم از تنهايى دق مى كند!
📕 زنگها براى كه به صدا در میآيد
✍🏻 #ارنست_همينگوی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
📕 زنگها براى كه به صدا در میآيد
✍🏻 #ارنست_همينگوی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme