Homayoun Shajarian_Nosrat Fateh_Sholevar
همخوانی #همایون_شجریان
باخواننده قوالی خوان پاکستانی
شعر از : حضرت عشق ، مولانا
نه من بیهوده گرد کوچه و بازار میگردم
مذاق عاشقی دارم پی دیدار میگردم
خدایا رحم کن بر من پریشان وار میگردم
خطا کارم گناهکارم به حال زار میگردم
شراب شوق می نوشم به گرد یار میگردم
سخن مستانه می گویم ولی هوشیار میگردم
گهی خندم گهی گریم گهی افتم گهی خیزم
مسیحا در دلم پیدا و من بیمار میگردم
بیا جانا عنایت کن تو مولانای رومی را
غلام شمس تبریزم قلندروار میگردم
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
باخواننده قوالی خوان پاکستانی
شعر از : حضرت عشق ، مولانا
نه من بیهوده گرد کوچه و بازار میگردم
مذاق عاشقی دارم پی دیدار میگردم
خدایا رحم کن بر من پریشان وار میگردم
خطا کارم گناهکارم به حال زار میگردم
شراب شوق می نوشم به گرد یار میگردم
سخن مستانه می گویم ولی هوشیار میگردم
گهی خندم گهی گریم گهی افتم گهی خیزم
مسیحا در دلم پیدا و من بیمار میگردم
بیا جانا عنایت کن تو مولانای رومی را
غلام شمس تبریزم قلندروار میگردم
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۵حسرت بزرگ انسان های در حال مرگ
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
کهنسال می شویم
مثل درخت.
درخت اما،
این واژ ه غبار گرفته دلگیر را نمی داند.
پیری برای او
شولای مرگ نیست
برگش نمیشود سپید
پشتش نمیخمد
درخت یا سبز میمیرد
یا هرگز نمیمیرد.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#فروغ_فرخزاد
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
مثل درخت.
درخت اما،
این واژ ه غبار گرفته دلگیر را نمی داند.
پیری برای او
شولای مرگ نیست
برگش نمیشود سپید
پشتش نمیخمد
درخت یا سبز میمیرد
یا هرگز نمیمیرد.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#فروغ_فرخزاد
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Yiğidim Aslanım
Jamal Aliyev
احساس میکنم یک فوج پرنده پشت قفسه سینه ام دارند پرواز میکنند...
⠀ ⠀⠀ོ ⠀ ⠀⠀⠀ ⠀ོ ⠀⠀ ⠀⠀ོ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀⠀ོ ⠀⠀ ⠀⠀ོ⠀⠀
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
⠀ ⠀⠀ོ ⠀ ⠀⠀⠀ ⠀ོ ⠀⠀ ⠀⠀ོ ⠀ ⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀⠀ོ ⠀⠀ ⠀⠀ོ⠀⠀
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شهنوازی_کن_نگارا
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
معنی هرگز
Chehreh
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
☀️🔸🔸🔸
" آسمان ابری"
🎙 #همایون_شجریان
رقصنده:
کارولین_
خدادادیان
آسمان ابریست از آفاق چشمانام بپرس
ابر بارانیست از اشک چو بارانام بپرس
تختهی دل در کف امواج غم خواهد شکست
نکته را از سینهی سرشار توفانام بپرس
✍ #حسین_منزوی
☀️🔸🔸🔸
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
" آسمان ابری"
🎙 #همایون_شجریان
رقصنده:
کارولین_
خدادادیان
آسمان ابریست از آفاق چشمانام بپرس
ابر بارانیست از اشک چو بارانام بپرس
تختهی دل در کف امواج غم خواهد شکست
نکته را از سینهی سرشار توفانام بپرس
✍ #حسین_منزوی
☀️🔸🔸🔸
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#چهار_نعل هزار اسب
#آهنگساز_کیهان_کلهر
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#چهار_نعل هزار اسب
#آهنگساز_کیهان_کلهر
🔺❗️صحنه به دار کشیدن ۹ آزادیخواه تبریزی در شهر تبریز بدست لشگر قزاق روس به سال ۱۲۹۰ روز عاشورا
🏴 توضیح : هنگامی که روس ها در حال بدار کشیدن آزادیخواهان و دلاوران تبریز در روز عاشورای سال ۱۲۹۰ بودند صدای طبل و سنج از کوچه پسکوچه های تبریز شنیده میشد و مردم تبریز در حال عزاداری برای حسین ابن علی بودند.
💬 فرمانده روس اینگونه گفت:
میترسیدم که آن جمعیت عظیم عزادار حسینی
به آزادیخواهان مبارز تبریزی بپیوندند
و در آن صورت چه بر سر ما میآمد !!
اما جمعیت عظیم! مردم شیعه! عزادار حسینی
فقط عزاداری و گریه کردند
و علم بر دوش کشیدند !
و تعزیه راه انداختند
و به اعدام ۹ دلاور آزادیخواه خود توجهی نکردند !!
و در حالی که ۹ دلاور تبریزی بر سر دار بودند
نذری خود را گرفتند و به خانه هایشان رفتند !!
#سرای_چامه
https://t.me/httpsCAme
🏴 توضیح : هنگامی که روس ها در حال بدار کشیدن آزادیخواهان و دلاوران تبریز در روز عاشورای سال ۱۲۹۰ بودند صدای طبل و سنج از کوچه پسکوچه های تبریز شنیده میشد و مردم تبریز در حال عزاداری برای حسین ابن علی بودند.
💬 فرمانده روس اینگونه گفت:
میترسیدم که آن جمعیت عظیم عزادار حسینی
به آزادیخواهان مبارز تبریزی بپیوندند
و در آن صورت چه بر سر ما میآمد !!
اما جمعیت عظیم! مردم شیعه! عزادار حسینی
فقط عزاداری و گریه کردند
و علم بر دوش کشیدند !
و تعزیه راه انداختند
و به اعدام ۹ دلاور آزادیخواه خود توجهی نکردند !!
و در حالی که ۹ دلاور تبریزی بر سر دار بودند
نذری خود را گرفتند و به خانه هایشان رفتند !!
#سرای_چامه
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همانا مردمان بندهی دنيا هستند
و دين ، لقلقهی زبان آنهاست.
دین را تنها برای تأمین نیازهای دنیای خویش میخواهند و چون به بلا آزموده شوند، چه اندکاند دینداران
امام حسین ( ع)
سلام بر وجود مبارکت❤️
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
و دين ، لقلقهی زبان آنهاست.
دین را تنها برای تأمین نیازهای دنیای خویش میخواهند و چون به بلا آزموده شوند، چه اندکاند دینداران
امام حسین ( ع)
سلام بر وجود مبارکت❤️
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
❤2
«به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، تسلیم شو!
بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بی تو...
نگران این نباش که زندگیات زیر و رو شود، از کجا معلوم زیرِ زندگیات بهتر از رویش نباشد؟!»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق،
تعریف سادهای دارد؛
چشمانت...🍃
#علی_سید_صالحی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
تعریف سادهای دارد؛
چشمانت...🍃
#علی_سید_صالحی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
بگو بدانم
تو شاعر جوانی را نمیشناسی تا بنشیند و برای جیرجیرکی شعر بگوید که در آن
دل کوچکش را میان دو دریای بیدرخت گم کردهباشد؟
#حسین_پناهی
#سرای_چامه
تو شاعر جوانی را نمیشناسی تا بنشیند و برای جیرجیرکی شعر بگوید که در آن
دل کوچکش را میان دو دریای بیدرخت گم کردهباشد؟
#حسین_پناهی
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#حکایت
#تلنگر
عبدالله ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺭﻓﺘﻪ بود، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺯ ﺷﺸﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﺎﺟﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺟﯽ نیست، ﻣﮕﺮ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ، ﮐﻔﺸﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﯿﺎﻣﺪ.
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﺎﺭﻩﺩﻭﺯﯼ (پینهدوزی، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭ ﻭﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ) ﻣﯿﮑﻨﺪ.
ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺣﺠﺎﺝ ﻓﻘﻂ ﺣﺞ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ؟
ﮔﻔﺖ:
ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺣﺞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻩﺩﻭﺯﯼ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﺰﻡ ﺣﺞ ﮐﺮﺩﻡ، عیالم ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻮﯼ ﻃﻌﺎﻡ ﻣﯽﺁﻣﺪ، ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺎﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﺑﺴﺘﺎﻥ.
ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻫﻔﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﺮﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﺪﻡ، ﭘﺎﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻃﻌﺎﻡ ﺳﺎﺧﺘﻢ، ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﻝ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﻨﯿﺪﻡ ﺁﺗﺸﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ.
ﺁﻥ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭهم ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻔﻘﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺞ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ.
📗 کتاب:
ﺗﺬﮐﺮة ﺍﻻﻭﻟﯿﺎء
👤 اثر:
فریدالدین عطار نيشابوری
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#تلنگر
عبدالله ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺭﻓﺘﻪ بود، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺯ ﺷﺸﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺣﺎﺟﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺟﯽ نیست، ﻣﮕﺮ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ، ﮐﻔﺸﮕﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﻣﺸﻖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﯿﺎﻣﺪ.
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻪ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﻣﻮﻓﻖ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﭘﺎﺭﻩﺩﻭﺯﯼ (پینهدوزی، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭ ﻭﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ) ﻣﯿﮑﻨﺪ.
ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺣﺠﺎﺝ ﻓﻘﻂ ﺣﺞ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ؟
ﮔﻔﺖ:
ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺣﺞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻩﺩﻭﺯﯼ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﺰﻡ ﺣﺞ ﮐﺮﺩﻡ، عیالم ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻮﯼ ﻃﻌﺎﻡ ﻣﯽﺁﻣﺪ، ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ ﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺎﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﺑﺴﺘﺎﻥ.
ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻫﻔﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﺮﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﺪﻡ، ﭘﺎﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻃﻌﺎﻡ ﺳﺎﺧﺘﻢ، ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﻝ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﻨﯿﺪﻡ ﺁﺗﺸﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ.
ﺁﻥ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭهم ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻔﻘﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺞ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ.
📗 کتاب:
ﺗﺬﮐﺮة ﺍﻻﻭﻟﯿﺎء
👤 اثر:
فریدالدین عطار نيشابوری
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
داستان: #پادشاهی_فریدون
🟣 قسمت هفتم
#شاهنامه_فردوسی
شوخ از تن بر گرفتند و به کاخ باز آمدند بزمی آراسته شد. و در آن مجلس چونانکه فریدون به فراست گفته بود هر سه دخت کنار برادران بر نشسته بودند. سروشاه آزمون را پرسش خویش به میان آورد که ای رادمردان بگویید کدامین دخت به سال از دیگران مهتر، کدام میانه و کدام کهتر است؟
پسران فریدون رهنمود پدر به یاد آورده پاسخ گفتند. سروشاه چون پاسخ هاشان درست یافت با خویش گفت: «بر هم زدن این پیوند را، حیلتی دیگر در کار باید.» شباهنگام از پس بزم، دستور کرد جایگه خواب آن سه جوان به زیر درختی گل افشان و کنار آبنمایی گسترند. چون شهزادان اندر خواب شدند به نیروی سحر و جادو سرما و بورانی وزیدن گرفت. آن برنایان دگربار گفته های پدر یادآورند و آن افسونها نابوده کردند. چون بامداد در رسید سروشاه به امید دیدن مردگانی آمد که بر اثر سرما فسرده اند، اما هر سه را تندرست برکنار برکه یافت. پس ناامید گشت و تن داد بدین پیوندها و دختران خویش عروس کرد و پوران فریدون با هدایایی گرانبار به ایران زمین باز فرستاد. اندر میان راه بازگشت، فریدون آزمودن فرزندان را، جادویی کرد و خویش همچون اژدهایان آراست و برابر پسران در آمد تا دلیری آنان بیازماید. نخست بر پسر مهتر یورش آورد و پسر اندیشید دوری از کشته شدن کاری بس خردورزانه است، پس از رویارویی با اژدها گریخت. پس پسر دوم و میانی آزمود، او نیز چنان کرد که پور نخستین. پس بر کھتر پسر خویش تاخت بسان باد ترفندهای و آن جوان دریادل، شمشیر برکشید و سوی اژدها رفت به قصد کشتن اش. فریدون چون پردلی فرزند آزمود از دیدگان وی نهان شد و به ایران خویش فراز آمد. پس پسران با عروسان یمنی از ره رسیدند و شادیانه را بزم آراستند. فریدون در همین بزمگه خواست تا نام نهد بر پوران خویش. آن بزرگتر را که با اژدها در نیاویخت و به سلامت جست «سلم» نامید. دوم پسر را که دلیری کرده بود و با خطر برابری نکرده بود «تور» نام نهاد و کمترین فرزند را که بی هیچ درنگی به جنگ اژدها رفته بود نام «ایرج» کرد. از پس این نامگذاری، عروسان خویش را نیز نام ایرانی گزید. همسر سلم را «آرزوی»، همسر تور را «آزاده خوی» و همسر ایرج را «سهی» نامید. از پس سالهایی که گذشت و فریدون را گرد سپید پیری بر روی و موی نشست بر آن شد تا سرزمین پهناور به سه فرزند سپارد. باختر و روم سلم را داد و چین و توران به تور سپرد و ایرج را نزد خود بداشت و به دست خویش تاجِ...
ادامه دارد•••
#سرای_چامه🌸🍃
🟣 قسمت هفتم
#شاهنامه_فردوسی
شوخ از تن بر گرفتند و به کاخ باز آمدند بزمی آراسته شد. و در آن مجلس چونانکه فریدون به فراست گفته بود هر سه دخت کنار برادران بر نشسته بودند. سروشاه آزمون را پرسش خویش به میان آورد که ای رادمردان بگویید کدامین دخت به سال از دیگران مهتر، کدام میانه و کدام کهتر است؟
پسران فریدون رهنمود پدر به یاد آورده پاسخ گفتند. سروشاه چون پاسخ هاشان درست یافت با خویش گفت: «بر هم زدن این پیوند را، حیلتی دیگر در کار باید.» شباهنگام از پس بزم، دستور کرد جایگه خواب آن سه جوان به زیر درختی گل افشان و کنار آبنمایی گسترند. چون شهزادان اندر خواب شدند به نیروی سحر و جادو سرما و بورانی وزیدن گرفت. آن برنایان دگربار گفته های پدر یادآورند و آن افسونها نابوده کردند. چون بامداد در رسید سروشاه به امید دیدن مردگانی آمد که بر اثر سرما فسرده اند، اما هر سه را تندرست برکنار برکه یافت. پس ناامید گشت و تن داد بدین پیوندها و دختران خویش عروس کرد و پوران فریدون با هدایایی گرانبار به ایران زمین باز فرستاد. اندر میان راه بازگشت، فریدون آزمودن فرزندان را، جادویی کرد و خویش همچون اژدهایان آراست و برابر پسران در آمد تا دلیری آنان بیازماید. نخست بر پسر مهتر یورش آورد و پسر اندیشید دوری از کشته شدن کاری بس خردورزانه است، پس از رویارویی با اژدها گریخت. پس پسر دوم و میانی آزمود، او نیز چنان کرد که پور نخستین. پس بر کھتر پسر خویش تاخت بسان باد ترفندهای و آن جوان دریادل، شمشیر برکشید و سوی اژدها رفت به قصد کشتن اش. فریدون چون پردلی فرزند آزمود از دیدگان وی نهان شد و به ایران خویش فراز آمد. پس پسران با عروسان یمنی از ره رسیدند و شادیانه را بزم آراستند. فریدون در همین بزمگه خواست تا نام نهد بر پوران خویش. آن بزرگتر را که با اژدها در نیاویخت و به سلامت جست «سلم» نامید. دوم پسر را که دلیری کرده بود و با خطر برابری نکرده بود «تور» نام نهاد و کمترین فرزند را که بی هیچ درنگی به جنگ اژدها رفته بود نام «ایرج» کرد. از پس این نامگذاری، عروسان خویش را نیز نام ایرانی گزید. همسر سلم را «آرزوی»، همسر تور را «آزاده خوی» و همسر ایرج را «سهی» نامید. از پس سالهایی که گذشت و فریدون را گرد سپید پیری بر روی و موی نشست بر آن شد تا سرزمین پهناور به سه فرزند سپارد. باختر و روم سلم را داد و چین و توران به تور سپرد و ایرج را نزد خود بداشت و به دست خویش تاجِ...
ادامه دارد•••
#سرای_چامه🌸🍃