سرای چامه (شعر)
75 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
🪔 #شعر
‏━━━━━⪻⪼━━━━━

مگر تاسفی از رفتگان نخواهی داشت؟
بیا که صحبت یاران غنیمت است، ای دوست!

عزیز دار محبت، که خارزار جهان
گرش گلی‌ست همانا محبت است، ای دوست!

به کام دشمنِ دون، دست دوستان بستن
به دوستی که، نه شرط مروّت است، ای دوست!

فلک همیشه به کام یکی نمی‌گردد
که آسیای طبیعت به نوبت است، ای دوست!

‏━━━━━⪻⪼━━━━
#کانال_سرای_چامه
⌕ #‌شهریار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*فیلم دوچرخه در بولیوی ، در ساحل دو یونی ، مکانی که آسمان و زمین به هم می پیوندند ، ساخته شده است. در بیشتر سال ، تخت نمک (بزرگترین صحرای نمکی جهان) کاملاً خشک باقی مانده و در فصل بارندگی ، در تابستان ، ممکن است دچار آبگرفتگی شود. وقتی این اتفاق می افتد ، به نوعی آینه تبدیل می شود که کل چشم انداز را بزیبایی منعکس می کند و اون زمانی است که آسمان با زمین دیدار می کند. باورنکردنی! از آن لذت ببرید ، این یک هدیه برای چشم و روح است.*....

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
👍2
چرا نوشیدن قهوه از ظهر به بعد اشتباه است؟

🔹برخی افراد با هدف افزایش بهره‌وری قهوه می‌‌نوشند، اما شاید این نکته‌ی مهم را ندانید که نوشیدن قهوه در زمان نامناسب به‌ بهره‌وری‌تان آسیب جدی وارد می‌کند و باید بدانیم چگونه از کافئین به صورت استراتژیک استفاده کنیم!

🔹اگر بخواهیم مهم‌ترین ابزار افزایش توانایی ذهنی و بهره‌وری را معرفی کنیم پاسخ یک کلمه است: «خواب!» بله خواب کافی و با کیفیت مناسب در تمام ابعاد زندگی‌ما نقشی کلیدی ایفا می‌کند.

🔹اما کافئین روی خواب ما تاثیر منفی دارد و کیفیت و عمق آن را به طور قابل توجهی کاهش می‌دهد. اکثر افراد نمی‌دانند نیمه عمر کافئین در بدن ما بین ۶ تا ۷ ساعت است و حدود یک چهارم آن نیز تا ۱۲ ساعت بعد در بدن ما حضور دارد.

🔹به این معنی که اگر ۱۲ ظهر یک فنجان قهوه بنوشید، یک چهارم کافئین آن تا ساعت ۱۲ شب در بدن‌تان حضور دارد!

🔹ممکن است بگویید من با نوشیدن قهوه حتی قبل از خواب هم مشکلی ندارم و راحت می‌خوابم! اما نکته اینجاست که شما از کاهش «کیفیت» و «عمق» خواب خود مطلع نمی‌شوید. جالب است بدانید نوشیدن یک فنجان قهوه در بعد‌ازظهر، کیفیت خواب شبانه را ۲۰ درصد کاهش می‌دهد.

🔹بنابراین هنگام نوشیدن قهوه و دیگر مواد حاوی کافئین توجه کنیم که با ساعات خواب‌مان فاصله کافی داشته باشند، ضمنا در ساعات عصر و شب هم می‌توانید سراغ قهوه بدون کافئین بروید.
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☀️🔸🔸🔸

🎙#عباس_کیارستمی

چرا می‌کوشیم آدم‌ها را تغییر دهیم؟
این درست نیست.

"آدم باید یا دیگران را همان‌طور که هستند بپذیرد، یا همان‌طور که هستند به حال خودشان بگذارد."

آدم نمی‌تواند آنها را عوض کند، فقط توازن‌شان را بر هم می‌زند. چون یک انسان از قطعه‌های واحدی درست نشده است که بتوان تکه‌ای را برداشت و به‌جایش چیزِ دیگری گذاشت. او یک کل است، و اگر آدم یک سویش را بکشد، سوی دیگرش، چه بخواهی چه نخواهی، کشیده می‌شود.



✍
#نامه_به_فلیسه
📙 #فرانتس_کافکا


https://t.me/httpsCAme
پنج انسان سرشناسی که در ایام پیری مهم ترین کار را انجام دادند ...

تولستوی در 82 سالگی کتاب «من نمی توانم ساکت باشم» را نوشت.

جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه «قصه های خارق العاده پند آموز» را نوشت.

پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید.

چرچیل در 82 سالگی کتاب «تاریخ کشورهای انگلیسی زبان» را نوشت.

سامرست موام در 84 سالگی کتاب «دیدگاه ها» را نوشت

«هیچوقت برای هیچی دیر نیست»

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
قبول نداری خیلی معرکه است که از شر همه چی و همه کس خلاص شوی و بروی جایی که هیچ‌کس تو را نشناسد؟ گاهی دلم می‌خواهد همین کار را بکنم.

📚از #کتاب چوب نروژی | نوشته‌ی #هاروکی_موراکامی

https://t.me/httpsCAme
اولین فاتح اورست پس از اولین تلاش ناموفقش برای صعود به اورست رو به اورست چنین گفت : من برمیگردم و تو رو فتح می‌کنم! تو یه کوهی و نمی‌ تونی رشد کنی اما من یه آدمم و می‌ تونم!

شاد و پیروز باشید 🌹

https://t.me/httpsCAme
🟣 داستان #پادشاهی_فریدون

🟢 قسمت اول

#شاهنامه_فردوسی

فریدون فرزند ابتين و فرانک به گاه زاده شدن کودکی بود بس خوبروی و به اندام درست و درشت. از همان دوران نوباوگی فر ایزدی از چهره و سیمای او می تابید. شکوه جمشیدی و فر کیانی اش چشم ها خیره می داشت. پیشگویان و ستاره شناسان او را «گَوکُش» یعنی پهلوان کش می نامیدند و او را دلاوری یگانه میدانستند. ضحاک مار دوش چنانکه پیشتر گفتیم سالیان سال بود در تکاپوی یافتن آبتین و فرانک می گردید چرا که دانسته بود فریدون از وجود این دو بر خواهد آمد. او مزدورانی به سرزمین پهناور ایران و هند و چین گسیل داشت تا آنان را بیابند. آبتین و فرانک نیز با چهره ای دیگر گونه و پوشش ناهمگن با ایرانیان از شهری و روستایی و سرزمینی به دیگر جای می‌کوچیدند تا که در گریز جایی از سوی جاسوسان ضحاک شناسایی شده و با یورش دژخیمان ضحاک دستگیر شدند. در گیر و دار کشاندن آبتین به کاخ ضحاک، فرانک مجالی یافت و به همراه فرزندش فریدون گریخت و از پس چندی رهسپاری به مرغزاری رسید. بر اثر ناله و شیون اوی دشتبان آمد و حال پرسید فرانک ماجرا بگفت و از دشتبان خواستار پذیرفتن کودک برای پروریدن شد. آن نیکمرد پذیرفت و گفت: « آنچه از اسپان و گوسپندان بدین دشت باشد همه شما راست.» پس سه سال با شیر گاوی موسوم به «برمایه» فریدون بپرورید تا کودک چون نهالی برآمد و ستخوان محکم کرد. فرانک از پس این سه سال همچنان بیم جان فریدون داشت و بدین سال ها دریافته بود که مردان سیه دل ضحاک آبتین را به ناجوانمردی کشته و مغز سرش خوراک ماران دوش ضحاک کرده بودند.
پس به نزد دشتبان شد و گفت: «ای بزرگ برادرا، ایزد پاک الهام کردست مرا که برگیر فرزندت و از این دیار برو. من نیز خواهم که نخست بر البرزکوه روم، پس آنگه ره هندوستان گیرم.

ادامه دارد•••
‌
سرای چامه🌸🍃
‌َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
داستان: #پادشاهی_فریدون

🟣 قسمت دوم

#شاهنامه_فردوسی

پس به نزد دشتبان شد و گفت: «ای بزرگ برادرا، ایزد پاک الهام کردست مرا که برگیر فرزندت و از این دیار برو. من نیز خواهم که نخست در البرزکوه روم، پس آنگه ره هندوستان گیرم.
دشتبان هم که بیم جان فریدون داشت و او را بسان فرزند خویش می دانست و فر ایزدی او دریافته بود با دریغ و درد کوچ دیگر بار مادر و فرزند پذیرفت که رهایی و نجات هردوان، بدین کار می دید.
چنین شد که فرانک، آن یار بدرود کرد و راه البرز کوه پیش گرفت همره فریدون، بر بلندای کوه غاری بود که پیری دانا و روشن دل اندر آن می زیست. فرانک به نزد او شد و ماجرا کرد و گفت: «این فرزند، امانت یزدان پاک است اندر میان ما و او را فر ایزدی است. او باید که ببالد و چون زمان اش فرا رسد بر ضحاک سیه دل مار دوش که خونجوانان ما بر زمین ریزد بشورد. او کشنده ضحاک اهرمن خو، رهایی بخش مردمان ایران زمین است.»
آن پیر پارسا سرپرستی فریدون را پیمان کرد با فرانک، از پس سالیانی دیگربار جاسوسان سیه دل آگاهی یافتند نوباوهای درشتناک و تندرست با این نشانها که اندام بر می کشیده به نزد دشتبانی بوده است. او را جستند و به زیر شکنجه داشتندش تا گوید فرانک و فریدون، کدام سوی رهسپار گردیده اند. دشتبان سخن نگفت اندر شکنجه گاه و دلیرانه لب فرو بست. پس بکشتندش. جایگه فرانک و فریدون نیز به آتش کشیده شد، لیک یزدان پاک آنان رهانیده بود از کید دشمنان. شانزده بهار بر فریدون گذشته بود کز فراز کوه فرود آمد. اندرین شانزده بهار وی آموزش ها یافته به نیکویی از آن پیر. و اینک گاه آن بود که در میان مردمان پرورشی دیگر یابد. نزد مادر شد و از پس دستبوسی گفت: «مرا پدر کیست؟»
فرانک به تلخی گریست و از آبتین یاد آورد به اندوه، و داستان بردن او به کشتنگاه و مغزش خوراک ماران كتف ضحاک شدن برشمرد و افزود که تو فرزند آبتینی و نبيرة تهمورس دیوبند.
فریدون فریاد خشم بر جگر خسته بست و رفت تا به خونخواهی پدر بالای بلند راست کند و ایران و ایرانی از ستم ضحاک تازی برهاند. از دیگر سو ضحاک مار دوش که سخنان موبد خوابگزار در او گوشش می پیچید چشم خیره بر دروازه اسپرلوس داشت که کدامین گاه مردمان رنجدیده زنجیر ستم او خواهند گسست و یورش خواهند آورد از برای دادخواهی.

ادامه دارد•••🌸🍃


َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
#خواجوی_کرمانی

جـــــــــــانِ هر زنده دلی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
زندهِ به جـــــــــــانِ دگر است
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ابوسعید ابوالخیر را گفتند:
فلانی قادر است پرواز کند،
گفت:این که مهم نیست،مگس هم میپرد
گفتند فلانی را چه میگویی که روی آب راه میرود؟
گفت: اهمیتی ندارد،تکه ای چوب نیز همین کار را میکند.
گفتند پس از نظر تو شاهکار چیست؟
گفت:
اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی زخم زبان نزنی،دروغ نگویی،کلک نزنی و سو استفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانی.
این شاهکار است...

https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غمگینی هم زیباست شک نکنید

#سرای_چامه

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
خورشید آرزو
همایون شجریان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#حضرت_عشق
بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود

داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي شود

ديده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو

گوش طرب به دست تو بي تو به سر نمي شود

جان ز تو جوش مي کند دل ز تو نوش مي کند

عقل خروش مي کند بي تو به سر نمي شود

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
داستان: #پادشاهی_فریدون

🟣 قسمت سوم

#شاهنامه_فردوسی

چاره را، بزرگان کشور خواست تا نبشته ای فراهم آرند و همه پای آن گواهی دهند که ضحاک پادشهی دادگر و نیکخوست.
بسیارانی از بیم جان، این دروغ نامه مهر کردند. گاهی که ضحاک دستینه گرد می آورد، خروشی برآمد و هیاهویی در گرفت و نگهبانان راه بر پیری درشت اندام و فراخ كتف که چرمینه آهنگران در پیش سینه داشت بستند. ضحاک از این صداها هراسی یافت اندر دل. پرسان شد که چه خبر است؟ سالار نگهبانان گفت: مردی آهنگر است که قصد آشوب دارد و راه بر او بستیم. ضحاک فرمان کرد تا آن پیر را به نزد وی آورند و چون آمد او را گفت: «ای پیر که هستی و چه می خواهی؟»
آن پیر به خشم اندر گفت: «ای ضحاک: این منم کاوه آهنگر که به دادخواهی آمده ام.» ضحاک گفت: «بر گوی چه ستمی رفته ست بر تو؟»
کاوه آهنگر خروشید: «ای ضحاک تو شاهی یا اژدها که جوانان این سرزمین به کشتنگاه بری؟ همه پسران مرا کشتند و مغز سرشان خوراک ماران کتف کردند. اینک مرا یک پسر بیش نمانده و امروز او را نیز برای کشتن آوریده اند. خواهم که از جان آخرین فرزندم در گذری؟!» ضحاک تدبیر کرد که باز پس دادن فرزند کاوه آهنگر او را بهره بیشتر رسائد. پس فرمان کرد به آزادی اوی و کاوه را گفت: «اینک که دادگری ما دیدی، بیا و مهر و دستینه پای این گواهی بگذار!» کاوه پیش رفت و طومار را در نگریست. پس تمام آن پاره پاره و مچاله کرد و بر سینه زمین ریخت و فریاد برآورد: هرگز چنین نکنم و ستمکار را یاریگر نباشم. پس چون بادی توفنده از نزد ضحاک بیرون شد. در بیرون کاخ دید مردمان جوان باخته و ستم کشیده را که در ایستاده اند و دلاوری کاوه را ستاینده اند. کاوه آهنگر بی درنگی چرمینه پیشبند خویش از تن به در آورد و بر سر چوبی زد و فریاد برآورد: آنک درفش ستم دیدگان و خروشندگان بر بیداد.
هلهله در مردم افتاد. آن گروه به سویی روان شد که جایگه فریدون بود و هر دم بر شمار آنان می افزود. پس جوانانی که با خردمندی و تدبیر ارمانک و گرمانک از مرگ رسته بودند و اندر دشت با پوشش شبانی میزیستند تا روز خیزش در رسد نیز به مردم و موج خروشان آنان پیوسته و روی به سوی جایگه فریدون نهادند. فریدون چون مردم برخاسته دید دانست که روز خونخواهی در رسیده است، پس به نزد مادر شتافت، دست او بوسید و پروانه خواست از برای رهبری مردمان و کین خواهی پدر. فرانک ورا ستود و به ایزد توانا سپردش و دو برادر مهترش «کیانوش» و «شادکام» را نیز همراه کرد.

ادامه دارد•••
‌
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎