🌀🌀
#اندکی_تفکر
تولید علم برای ملتی که شکم خالی دارد، بیشترشبیه یک طنز است ...
زندگی با ارضاء نیازهای اولیه انسان آغاز می شود،
با تولید ثروت ادامه پیدا می کند،
با تولید علم توسعه پیدا می کند،
و با تکیه به معنویت، غنی می شود.
این ترتیب را نمی شود به سادگی تغییر داد؛
اما امروز، بخش عمده ای از جامعه انسانی، [جامعهای آشنا]، قربانی تفکری است که می کوشد این مخروط را وارونه روی زمین قراردهد.
یعنی با معنویت آغاز کند،
با علم معنویت را تثبیت کند،
با ثروت از علم و معنویت دفاع کند
و در نهایت پس از مرگ، در بهشت به ارضاء نیازهای اولیه خود بپردازد.
#محمد_رضا_شعبانعلی
#اندکی_تفکر
تولید علم برای ملتی که شکم خالی دارد، بیشترشبیه یک طنز است ...
زندگی با ارضاء نیازهای اولیه انسان آغاز می شود،
با تولید ثروت ادامه پیدا می کند،
با تولید علم توسعه پیدا می کند،
و با تکیه به معنویت، غنی می شود.
این ترتیب را نمی شود به سادگی تغییر داد؛
اما امروز، بخش عمده ای از جامعه انسانی، [جامعهای آشنا]، قربانی تفکری است که می کوشد این مخروط را وارونه روی زمین قراردهد.
یعنی با معنویت آغاز کند،
با علم معنویت را تثبیت کند،
با ثروت از علم و معنویت دفاع کند
و در نهایت پس از مرگ، در بهشت به ارضاء نیازهای اولیه خود بپردازد.
#محمد_رضا_شعبانعلی
*بهلول بر جمعی وارد شد. یکی از او پرسید:کدام یک زین سه بر تو سخت تر می بود؟*
*کور بودن، کر بودن و یا لال بودن؟*
بهلول گفت: از قضا من به هر سه دچارم و مرا خیالی نیست!
جماعت پرسیدند چگونه اینچنینی؟ وانگهی کوری و کری و لالی همزمان بسیار نامحتمل است!
بهلول پاسخ چنین داد که:
آن هنگام که پایمال شدن حق خویش را ببینم و هیچ نکنم، کورم.
آن هنگام که ندای مظلومی که حقش ادا نشده را بشنوم و یاری نرسانم، کرم.
*و آن هنگام که به خیال عافیت دم ز گفتن حتی کلامی فرو بندم، لالم.*
*وین فقره چون من در این روزگار بسیار است.*
*کور بودن، کر بودن و یا لال بودن؟*
بهلول گفت: از قضا من به هر سه دچارم و مرا خیالی نیست!
جماعت پرسیدند چگونه اینچنینی؟ وانگهی کوری و کری و لالی همزمان بسیار نامحتمل است!
بهلول پاسخ چنین داد که:
آن هنگام که پایمال شدن حق خویش را ببینم و هیچ نکنم، کورم.
آن هنگام که ندای مظلومی که حقش ادا نشده را بشنوم و یاری نرسانم، کرم.
*و آن هنگام که به خیال عافیت دم ز گفتن حتی کلامی فرو بندم، لالم.*
*وین فقره چون من در این روزگار بسیار است.*
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سوی کجا رفتی؟
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
☆☆☆
●... ابدا [و] اصلا نمیخواهم جوان شوم. در این سن برایم افقها بازند، اما در جوانی اصلا افقی گشوده نیست. در یک گردابی به سر میبری که نمیدانی، چه
میشود و به کجا خواهی رسید. به محض اینکه به سن ما برسید، گویی سناریو را یک بار خواندهاید، می دانید آخرش چیست. تکرار دوبارهی صحنهها حوصله
میخواهد. این که جوانی بازگردد و درس بخوانم و آیندهام چه بشود و ... این که آن ترسها و دلهرهها باز تکرار شوند، برایم هولناک است. در سنین 55 ـ 60 دلهرهها و اضطرابها می رود. چرا باید به دوره ی دلهرهها و اضطراب ها بازگشت؟
#داریوش_شایگان
●... ابدا [و] اصلا نمیخواهم جوان شوم. در این سن برایم افقها بازند، اما در جوانی اصلا افقی گشوده نیست. در یک گردابی به سر میبری که نمیدانی، چه
میشود و به کجا خواهی رسید. به محض اینکه به سن ما برسید، گویی سناریو را یک بار خواندهاید، می دانید آخرش چیست. تکرار دوبارهی صحنهها حوصله
میخواهد. این که جوانی بازگردد و درس بخوانم و آیندهام چه بشود و ... این که آن ترسها و دلهرهها باز تکرار شوند، برایم هولناک است. در سنین 55 ـ 60 دلهرهها و اضطرابها می رود. چرا باید به دوره ی دلهرهها و اضطراب ها بازگشت؟
#داریوش_شایگان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غلام چشم آن ترکم
که در خواب خوش مستی
نگارین گلشنش روی است و
مشکین سایبان ابرو...🍃
که در خواب خوش مستی
نگارین گلشنش روی است و
مشکین سایبان ابرو...🍃
*عزیز نسین در یکی از کتاب های خود می نویسد:*
*🏤در یکی از محلات فقیرنشین در شهر واشنگتن دی.سی، صبح زود که مردم مستضعف آن منطقه از خانه هایشان بیرون زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند....*
*🌲ناگهان صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه به گوش رسید...*
*🌲آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر از رفتن به محل کارشان باز ماند...*
*🌲اکثر آنها با اینکه می دانستند اگر دیر برسند جریمه سنگینی می شوند، بدون توجه به این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن کنسرت بود جمع شدند.آخر این مردم هیچ تفریح و لذتی در زندگیشان نداشتند..*.
*🌲بنابراین حدود دو ساعت و نیم با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا و استثنایی اشک ریختند خندیدند و به خاطراتشان فکر کردند.*..
*🌲سرانجام نیز ویولونیست که مردی ۳۵ ساله بود کارش تمام شد، ویولن خود را برداشت و آماده رفتن شد، اما با تشویق بی امان مردم پاهایش سست شد... **
*🌲او همه آنها را به صف کرد و به همگی که حدود ۳۰۰ نفر بودند، نفری ۵ دلارهدیه داد...*
*🌲سپس درحالیکه برای آنان بوسه می فرستاد، سوار تاکسی شد و رفت...*
*🌲رفت تا مردمان فقیر از فردا این ماجرا را همچون افسانه به دوستانشان بگویند...*
*🌲اما در آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست ۳۵ ساله کسی نبود جز «جاشوا بل» یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که ۳ روز قبل بلیت کنسرتش هرکدام ۱۰۰ دلار به فروش رفته بود.فردای آن روز جاشوا به یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت* : *من فرزند فقرم...*
*🌲وقتی در کنسرتم فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت کشیدم که فقرا را از یاد بردم... /*
*🌲به همین خاطر به آن محله فقیرنشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت و نیمه را تکرار کردم... 🌲بعد هم وقتی یادم آمد اکثر آنها به خاطر من باید جریمه شوند،پولی را که از کنسرت نصیبم شده بود، میان آنها تقسیم کردم و چقدر هم لذت بردم...*
*عده ای بزرگ زاده می شوند، عده ای بزرگی را به دست می آورند و عده ای بزرگی را بدون آنکه بدانند با خود دارند...*
*بزرگ باشیم*🌱
*پیش کشِ نگاهِ پاکِتان* 📚🌹
*🏤در یکی از محلات فقیرنشین در شهر واشنگتن دی.سی، صبح زود که مردم مستضعف آن منطقه از خانه هایشان بیرون زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند....*
*🌲ناگهان صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه به گوش رسید...*
*🌲آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر از رفتن به محل کارشان باز ماند...*
*🌲اکثر آنها با اینکه می دانستند اگر دیر برسند جریمه سنگینی می شوند، بدون توجه به این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن کنسرت بود جمع شدند.آخر این مردم هیچ تفریح و لذتی در زندگیشان نداشتند..*.
*🌲بنابراین حدود دو ساعت و نیم با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا و استثنایی اشک ریختند خندیدند و به خاطراتشان فکر کردند.*..
*🌲سرانجام نیز ویولونیست که مردی ۳۵ ساله بود کارش تمام شد، ویولن خود را برداشت و آماده رفتن شد، اما با تشویق بی امان مردم پاهایش سست شد... **
*🌲او همه آنها را به صف کرد و به همگی که حدود ۳۰۰ نفر بودند، نفری ۵ دلارهدیه داد...*
*🌲سپس درحالیکه برای آنان بوسه می فرستاد، سوار تاکسی شد و رفت...*
*🌲رفت تا مردمان فقیر از فردا این ماجرا را همچون افسانه به دوستانشان بگویند...*
*🌲اما در آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست ۳۵ ساله کسی نبود جز «جاشوا بل» یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که ۳ روز قبل بلیت کنسرتش هرکدام ۱۰۰ دلار به فروش رفته بود.فردای آن روز جاشوا به یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت* : *من فرزند فقرم...*
*🌲وقتی در کنسرتم فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت کشیدم که فقرا را از یاد بردم... /*
*🌲به همین خاطر به آن محله فقیرنشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت و نیمه را تکرار کردم... 🌲بعد هم وقتی یادم آمد اکثر آنها به خاطر من باید جریمه شوند،پولی را که از کنسرت نصیبم شده بود، میان آنها تقسیم کردم و چقدر هم لذت بردم...*
*عده ای بزرگ زاده می شوند، عده ای بزرگی را به دست می آورند و عده ای بزرگی را بدون آنکه بدانند با خود دارند...*
*بزرگ باشیم*🌱
*پیش کشِ نگاهِ پاکِتان* 📚🌹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فتح یک قرن به دست یک شعر
فتح یک باغ به دست یک سار
فتح یک کوچه به دست دو سلام ...
سهراب سپهری
فتح یک باغ به دست یک سار
فتح یک کوچه به دست دو سلام ...
سهراب سپهری
#کودکانه
در کودکی نظام باورهای کودک شکل می گیرد و والدین تاثیر فوقالعاده ای در رشد افکار منفی و مثبت فرزندشان دارند...
موقع صحبت کردن با آنها
مدام از بی پولی سخن نگوییم
تو چه قدر تنبل هستی
آخرش هیچی نمیشوی
و امثال اینها
ذهن آنها را با با برکت و فراوانی دنیا
با اینکه چقدر فوقالعاده و دوست داشتنی هستند و اینکه آینده درخشانی در انتظار شان هست آشنا کنید تا واقعا قدرتمند شوند و با دید مثبتی زندگی کنند.
در کودکی نظام باورهای کودک شکل می گیرد و والدین تاثیر فوقالعاده ای در رشد افکار منفی و مثبت فرزندشان دارند...
موقع صحبت کردن با آنها
مدام از بی پولی سخن نگوییم
تو چه قدر تنبل هستی
آخرش هیچی نمیشوی
و امثال اینها
ذهن آنها را با با برکت و فراوانی دنیا
با اینکه چقدر فوقالعاده و دوست داشتنی هستند و اینکه آینده درخشانی در انتظار شان هست آشنا کنید تا واقعا قدرتمند شوند و با دید مثبتی زندگی کنند.
روزگار
معین
شب گذشت و
تب گذشت و
عمر رفته برنگشت
🍃
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
تب گذشت و
عمر رفته برنگشت
🍃
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لطیف باش
هر چقدر زمانه سخت تر شود،
تو لطیف تر شو !
لطافت مرهمی ست
که بر زخم های جهان می گذاری.
لطیف باش تا حال جهان بهتر شود!
هر چقدر زمانه سخت تر شود،
تو لطیف تر شو !
لطافت مرهمی ست
که بر زخم های جهان می گذاری.
لطیف باش تا حال جهان بهتر شود!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
في حشد العالم
إذا وجدت الإنسان
لا تدع من يفهمك
كم عدد الذين لا يفهموننا
در ازدحام دنیا
اگر انسانی را یافتی
که تو را «میفهمد» رهایش نکن
چقدر آنها که ما را نمیفهمند بیشُمارند
#غسان_زغطان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
إذا وجدت الإنسان
لا تدع من يفهمك
كم عدد الذين لا يفهموننا
در ازدحام دنیا
اگر انسانی را یافتی
که تو را «میفهمد» رهایش نکن
چقدر آنها که ما را نمیفهمند بیشُمارند
#غسان_زغطان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
فراموش مکن که:
انسان مانند رودخانه است؛
هر چه عمیق تر باشد آرام تر است.
انسان بزرگ بر خود سخت می گیرد
و انسان کوچک بر دیگران.
انسان قوی از خودش محافظت می کند
و انسان قوی تر از دیگران.
وقطعاً این قدرت را فقط می توان در پناه پروردگار داشت.
هرکس که به او نزدیک تر است، قدرت مندتر است،
آرام تر و متواضع تر است.
و تابش نور او را می توان در تمامی جوانب زندگی اش دید.
از رها كرن نترس
باور كن هيچكس نمي تواند چيزي كه مال توست را از تو بگيرد و تمام دنيا نمي توانند چيزي كه مال تو نيست را برايت حفظ نمايند
همه چيز ساده است
“زندگي” “عشق” “دوست داشتن” “عادت كردن” “رفتن” ” آمدن”
اما چيزي كه ساده نيست باور اين “ساده بودن ها” ست
در “حسرت گذشته” ماندن، چيزي جز از دست دادن امروز نيست!
انسان مانند رودخانه است؛
هر چه عمیق تر باشد آرام تر است.
انسان بزرگ بر خود سخت می گیرد
و انسان کوچک بر دیگران.
انسان قوی از خودش محافظت می کند
و انسان قوی تر از دیگران.
وقطعاً این قدرت را فقط می توان در پناه پروردگار داشت.
هرکس که به او نزدیک تر است، قدرت مندتر است،
آرام تر و متواضع تر است.
و تابش نور او را می توان در تمامی جوانب زندگی اش دید.
از رها كرن نترس
باور كن هيچكس نمي تواند چيزي كه مال توست را از تو بگيرد و تمام دنيا نمي توانند چيزي كه مال تو نيست را برايت حفظ نمايند
همه چيز ساده است
“زندگي” “عشق” “دوست داشتن” “عادت كردن” “رفتن” ” آمدن”
اما چيزي كه ساده نيست باور اين “ساده بودن ها” ست
در “حسرت گذشته” ماندن، چيزي جز از دست دادن امروز نيست!
احساس خوب داشتن
کار سختی نیست
کمی سپاسگزارتر باش
کمی راضی تر باش
کافیست از همین حالا
شکایت کردن را متوقف کنی
کافیست هیچکسی را
دشمن خودت ندانی و
نسبت به همه حس خوب
در قلبت قرار دهی
کافیست کمی وانمود کنی
اکنون همان کسی هستی که
دوست داری باشی
در اینصورت داشتن احساس خوب را
عمیقاً درک خواهی کرد.
🎋🥀🎋🥀
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
کار سختی نیست
کمی سپاسگزارتر باش
کمی راضی تر باش
کافیست از همین حالا
شکایت کردن را متوقف کنی
کافیست هیچکسی را
دشمن خودت ندانی و
نسبت به همه حس خوب
در قلبت قرار دهی
کافیست کمی وانمود کنی
اکنون همان کسی هستی که
دوست داری باشی
در اینصورت داشتن احساس خوب را
عمیقاً درک خواهی کرد.
🎋🥀🎋🥀
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تعریف سعادت و موفقیت
#احسان_عبدی_پور
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#احسان_عبدی_پور
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
آیا به جهنم اعتقاد داری؟
زمانی در بنارس اقامت داشتم. یک پروفسور از دانشگاه هندو Hindu University برای دیدن من آمد و از من پرسید: آیا به جهنم اعتقاد داری؟
گفتم: نیازی ندارم جهنم را باور داشته باشم، زیرا جهنم وجود دارد! باور وقتی مورد نیاز است که چیزی را که وجود دارد نبینی! جهنم وجود دارد، بسیار حضور دارد؛ پس نیازی نیست که آن را باور داشته باشم!
گفت: کجاست؟
به او گفتم: در آن زندگی میکنی! در آن بهدنیا آمدهای، در آن تنفس میکنی، در آن خواهی مُرد ـــ اگر تلاش زیاد نکنی که از آن بیرون بزنی.
انسان به جهنم بیتوجه است زیرا در آن بهدنیا آمده است؛ در همهجا هست؛ توسط آن احاطه شده است. مانند ماهی درون اقیانوس، انسان در جهنم زندگی میکند. ماهی هم هرگز از اقیانوس باخبر نیست، مگر اینکه تصادفاً یا توسط یک ماهیگیر از آن بیرون انداخته شود؛ وقتی که از اقیانوس جدا شد، برای نخستین بار میداند که تمام عمرش را اقیانوس بوده است.
تا وقتی که چیزی از بهشت را نشناخته باشی هرگز باخبر نخواهی شد که در جهنم زندگی میکردهای!
نه تنها زندگی در جهنم، بلکه کمک به بودن آن، تغذیهی آن، تقویت آن!
تو خالق آن هستی و در دنیایی که خودت خلق کردهای زندگی میکنی و نمیتوانی در هیچ دنیای دیگری زندگی کنی. تنها مکان زندگی، همان جایی است که تو در اطراف خودت خلق میکنی و آنچه در اطراف خود خلق میکنی نخست باید در مرکز درون خودت وجود داشته باشد؛ فقط آن وقت میتواند به پیرامون تبدیل شود.
جهنم نخست در مرکز وجود تو قرار دارد؛ سپس منتشر شده و به پیرامون تبدیل میشود. نخست در تو وجود دارد، بعنوان خود تو، سپس به روابط تو و به دنیای تو تبدیل میشود.
جهنم چیزی جغرافیایی نیست؛ چیزی روانی است!
جهنم نام دیگری برای ذهن بیمار است؛ ذهنی در تشویش، در اضطراب؛ ذهنی که از کابوسها در رنج است؛ ذهنی که اساساً در ناخودآگاه زندگی میکند.
جهنم چیزی جز ذهن ناخودآگاه نیست و ذهن خودآگاه به ورای جهنم میرود.
آن داستانهای قدیمی بچهگانه را که جهنم در مکانی دیگر است باور نکن؛ آن نیز راهکار ذهن است برای به تعویق انداختن!
ذهن همیشه سعی دارد به تاخیر بیندازد؛ از تمام روشها و راهها و ابزارها برای به تاخیر انداختن استفاده میکند.
ذهن میگوید:
بله، جهنم جایی در دوردستها در عمق و پایین زمین وجود دارد. نیازی نداری که نگرانش باشی ــ فقط پس از مرگ اتفاق میافتد. همین حالا نیازی نیست که وقت برایش هدر بدهی. در وقت مرگ میتوانی تصمیم بگیری که کجا بروی. اگر خدا را به یاد داشته باشی، به بهشت خواهی رفت.
https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
زمانی در بنارس اقامت داشتم. یک پروفسور از دانشگاه هندو Hindu University برای دیدن من آمد و از من پرسید: آیا به جهنم اعتقاد داری؟
گفتم: نیازی ندارم جهنم را باور داشته باشم، زیرا جهنم وجود دارد! باور وقتی مورد نیاز است که چیزی را که وجود دارد نبینی! جهنم وجود دارد، بسیار حضور دارد؛ پس نیازی نیست که آن را باور داشته باشم!
گفت: کجاست؟
به او گفتم: در آن زندگی میکنی! در آن بهدنیا آمدهای، در آن تنفس میکنی، در آن خواهی مُرد ـــ اگر تلاش زیاد نکنی که از آن بیرون بزنی.
انسان به جهنم بیتوجه است زیرا در آن بهدنیا آمده است؛ در همهجا هست؛ توسط آن احاطه شده است. مانند ماهی درون اقیانوس، انسان در جهنم زندگی میکند. ماهی هم هرگز از اقیانوس باخبر نیست، مگر اینکه تصادفاً یا توسط یک ماهیگیر از آن بیرون انداخته شود؛ وقتی که از اقیانوس جدا شد، برای نخستین بار میداند که تمام عمرش را اقیانوس بوده است.
تا وقتی که چیزی از بهشت را نشناخته باشی هرگز باخبر نخواهی شد که در جهنم زندگی میکردهای!
نه تنها زندگی در جهنم، بلکه کمک به بودن آن، تغذیهی آن، تقویت آن!
تو خالق آن هستی و در دنیایی که خودت خلق کردهای زندگی میکنی و نمیتوانی در هیچ دنیای دیگری زندگی کنی. تنها مکان زندگی، همان جایی است که تو در اطراف خودت خلق میکنی و آنچه در اطراف خود خلق میکنی نخست باید در مرکز درون خودت وجود داشته باشد؛ فقط آن وقت میتواند به پیرامون تبدیل شود.
جهنم نخست در مرکز وجود تو قرار دارد؛ سپس منتشر شده و به پیرامون تبدیل میشود. نخست در تو وجود دارد، بعنوان خود تو، سپس به روابط تو و به دنیای تو تبدیل میشود.
جهنم چیزی جغرافیایی نیست؛ چیزی روانی است!
جهنم نام دیگری برای ذهن بیمار است؛ ذهنی در تشویش، در اضطراب؛ ذهنی که از کابوسها در رنج است؛ ذهنی که اساساً در ناخودآگاه زندگی میکند.
جهنم چیزی جز ذهن ناخودآگاه نیست و ذهن خودآگاه به ورای جهنم میرود.
آن داستانهای قدیمی بچهگانه را که جهنم در مکانی دیگر است باور نکن؛ آن نیز راهکار ذهن است برای به تعویق انداختن!
ذهن همیشه سعی دارد به تاخیر بیندازد؛ از تمام روشها و راهها و ابزارها برای به تاخیر انداختن استفاده میکند.
ذهن میگوید:
بله، جهنم جایی در دوردستها در عمق و پایین زمین وجود دارد. نیازی نداری که نگرانش باشی ــ فقط پس از مرگ اتفاق میافتد. همین حالا نیازی نیست که وقت برایش هدر بدهی. در وقت مرگ میتوانی تصمیم بگیری که کجا بروی. اگر خدا را به یاد داشته باشی، به بهشت خواهی رفت.
https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂