سرای چامه (شعر)
76 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
یک جایگاه در ضلع شمالی استادیوم ملی شیلی همیشه خالیه و در هیچ بازی‌ای کسی اونجا نمی‌شینه. حتی وقتی استادیوم بازسازی شد، به این قسمت دست نزدن. اون قسمت جایی که هزاران نفر رو بعد از کودتا از همین در آوردن و اعدامشون کردن.

بالای در نوشته:

یک ملت بدون حافظه، ملتی بدون آینده است.
وقتے شنیدے کسی
در گوشه اے از جهان میمیرد
افتاده تر باش

وقتے دیدے کودکی
در گوشهء خیابانی از سرما میلرزد
مهربانتر باش

وقتے آدمهاے محتاج را دیدی
بخشنده تر باش

زیرا
دنیا خیلے زود تمام میشود!☕️

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
واعظی پرسید اﺯ فرﺯند خویش
هیچ میدﺍنی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عباﺩت هم کلید زندگیست

گفت ﺯین معیار اندﺭ شهر ما
یک مسلمان هست آﻥ هم ارمنیست!



پروین اعتصامی...🌹
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شاعر لب دوخته
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
خوب می‌دانم
از این زندگی چه می‌خواهم!
امیدِ بسیار…
مقدار زیادی نور
دلخوشی‌های کوچک اما ماندگار
آرامشی عمیق و پایدار
رؤیایی بی‌حد و مرز
و شادمانی بی پایان….☕️
زندگى را بايد
زندگى كرد
آنطور كه دلت می‌گويد💚

🌸
از تو یارب فراموشی مباد

هر که می خواهد فراموشم کند...
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
مردی شبی را در خانه ای روستایی می‌گذراند...
پنجره های اتاق باز نمی شد.
نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند.
با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد
و سراسر شب را راحت خوابید.
صبح روز بعد فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است و همه شب، پنجره بسته بوده است...!
" او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود...!! "

افکار از جنس انرژی اند و انرژی،
کار انجام می دهد 🌼🍂
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🌿🍂🌿🍂🌿
‏« ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻧﺞﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺑﻪ
ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽﺁﻭﺭﻡ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺳﺮﺣﺪ ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺍﺭﺩﻭﮔﺎﻩ
ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﻣﯽﺁﻭﺭﻡ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﻗﻠﺒﻢ ﺍﺯ ﺟﺎ ﮐﻨﺪﻩ
ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﮔﻠﻮﯾﻢ ﮔﯿﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﺸﮑﻞ
ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ . ‏»
‏« ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺁﻥﺟﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽﺁﻣﺪﻡ ﺳﺮﻡ ﮔﯿﺞ ﻣﯽﺭﻓﺖ، ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﻃﯽ ﺍﯾﻦ
ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﺣﺘﯽ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ . ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺘﮕﺎﻩ
ﺁﻟﻤﺎﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﮔﺮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻠﻮ
ﺑﺰﺭﮒﺗﺮﻫﺎ ﺧﻢ ﮐﻨﯿﻢ . ﻣﺪﺕﻫﺎ ﺻﺮﻑ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺕ ﺯﺷﺖ
ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺭ ﮐﺮﺩﻡ . ‏»
‏« ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﯼ ﺳﯿﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺳﻔﯿﺪ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﺗﻨﻬﺎ
ﺷﺐﻫﺎ ﻧﻤﯽﮔﺮﯾﻨﺪ . ﺁﻥﻫﺎ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻧﯿﺰ ﻣﯽﮔﺮﯾﻨﺪ . ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦﺟﺎﺳﺖ ﮐﻪ
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻗﻠﺐ ﮐﻮﭼﮏ ﻃﻔﻠﯽ، ﺑﺎ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯼ ﻏﯿﺮﺍﺭﺍﺩﯼ ﺁﻧﺎﻥ، ﮐﻪ
ﮔﻮﻧﻪﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪﺷﺎﻥ ﺭﺍ
ﻣﯽﺳﻮﺯﺍﻧﻨﺪ، ﺟﺮﯾﺤﻪ ﺩﺍﺭ ﮔﺮﺩﺩ .

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🍂🌿🍂🌿🌿🍂
#سرنوشت یک انسان
#میخاییل شولوخوف نویسنده روسی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺷﺶ ﺳﺎﻟﻪ ﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ ﮐﻪ ﻧﻮﺭ ﭼﺸﻢ ﭘﺪﺭﺵ
ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﻧﻮﺋﻞ ﺭﺍﺳﺘﮑﯽ ﺳﺖ . ﺍﻭ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺳﻨﺪﺑﺎﺩ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪ ﭘﺮﯼ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ
ﺷﻮﺩ . ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺎﺑﺎﻧﻮﺋﻞ ﯾﺎ ﭘﺮﯾﺎﻥ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﻭﺟﻮﺩ
ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﮐﺎﻣﻼ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﻪ
ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﺷﺎﺯﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽ
ﮐﻨﻨﺪ . ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺪ ﺩﺭ ﺟﻬﻨﻢ ﮐﺒﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﺷﺐ
ﻫﺎ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﮐﺒﺎﺏ ﺷﺪﻥ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ .
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﯽ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﭘﺪﺭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ
ﺩﻭﺭﻩ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﯼ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﺭﺍﻫﺒﻪ ﯼ ﮐﺎﺗﻮﻟﯿﮏ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪ . ﻓﮑﺮ ﻣﯽ
ﮐﻨﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﻃﻔﻞ ﺩﺭ ﻣﮑﺘﺐ ﺁﻥ ﺭﺍﻫﺒﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ؟
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
_ ﻭﯾﺮﻭﺳﻬﺎﯼ ﺫﻫﻦ _
_ﺭﯾﭽﺎﺭﺩ ﺩﺍﻭﮐﯿﻨﺰ _
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای انسان ، اگر روزی ستم پذیر شدی
خود را ملامت کن ...!

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#بختیاری
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
مسعودجاهد/شیداجاهد
@sazochakameoketab
خواننده: #مسعود & #شیدا_جاهد
شاعر: ؟
آلبوم: خسته ام از این کویر
اولین سال اجرا: 1389

این ترانه برای اولین بار توسط خوانندگان افغانی خوانده شده است. همچنین این ترانه در سال های اخیر با شکلی دیگر توسط #دریا_دادور، #داود_سرخوش و #گیسو_شاکری نیز خوانده شده  است.

من عاشق تو هستم
من تو رو می پرستم

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
#حکایت

سلطان محمود و بت "لات"

لشگر سلطان محمود در سومنات بتی یافتند به نام "لات" هندوان به زاری و تمنا از او خواستند تا در برابر ده من زر بت را باز ستانند. شاه بت را نفروخت و در عوض آتشی بر افروخت و "لات" را در آن بسوزاند. یک از سردارانش گفت: زر از بت بهتر بود، کاش بت را به آن همه زر می فروختی.

شاه گفت: ترسیدم که در روز حساب ، کردگار ، آذر و محمود را به پیش آورد و بگوید که او بت تراش بود و تو بت فروش . ناگاه از میان بت که در آتش می سوخت بیست من گوهر برون آمد.
شاه گفت: لایق این بت آن بود و از خدای من مکافات و پاداش این بود .

بشـــــکن آن بتــهـا که داری ســـر بسـر
تا عوض یابی تو دریای گهر

نفس را چون بت بسوز از شوق دوست
تا بسی گوهر فرو ریزد ز پوست

🌸🌸🌸🌸🌸
#عطارنيشابوري
پرنده ها دیرشان نمی شود.
هیچ سگی ساعتش را نگاه نمی کند.
گوزن ها دلواپس فراموش کردن تولدها نیستند
فقط انسان زمان را اندازه می گیرد
فقط انسان ساعت را اعلام می کند
و به همین دلیل فقط انسان از ترسی فلج کننده رنج می برد که هیچ موجود دیگری تحمل
نمی کند؛ ترس تمام شدن وقت...

#ارباب_زمان
#میچ_آلبوم
#سرای_چامه
روانشناس‌ها چنان راحت تجویز می‌کنند «گذشته را کنار بگذارید!»
یا
«به گذشته فکر نکنید!»
که گاهی با خودم می‌اندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکرده‌اند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کرده‌ایم،
انقدر که ناخودآگاه به حافظه‌مان چسبیده‌اند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمده‌اند که بدون آن حافظه لنگ می‌زند.
مثل این که از شما بخواهند معده تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید.
نمی‌شود! چون حیات‌تان بدان وابسته است...

#بیهوده
#کریستین_بوبن
#سرای_چامه
👍2
🌼🍃🌸🍃

همسایه کناری‌ام غمگینم می‌کند! زن و شوهر صبح زود بیدار می‌شوند، می‌روند سر کار، عصر باز می‌گردند. یک پسر و یک دختر دارند. ساعت نُه شب همه چراغ‌های خانه خاموش است. فردا صبح نیز زود بیدار می‌شوند، سر کار می‌روند، عصر باز می‌گردند، ساعت نه،خاموشی! آدم‌های خوبی هستند
دوستشان دارم اما حس می‌کنم در حال غرق شدن‌اند و نمی‌توانم کمکشان کنم. گذرانِ زندگی می‌کنند. بی‌خانمان نیستند اما بهای گزافی می‌پردازند؛ گاهی در میانه روز، به خانه‌شان می‌نگرم و خانه نگاهم می‌کند. خانه می‌گرید، می‌توانم حس کنم.

👤چارلز بوکفسکی
#سرای_چامه

https://t.me/httpsCAme