Naavak
Mohsen Chavoshi
#محسن چاوُشـی🎼🎧
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنان بانو مرضیه برومند در خصوص سن و عمر
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
چرا نباید دلسوزی کنیم؟
اکثر آدمها از این موضوع بی اطلاع هستند که با حس دلسوزی نسبت به دیگران اتفاقات مشابه آن شخص را به زندگیشان دعوت می کنند
زمانیکه نسبت به کسی دلسوزی می کنید و با احساسات شدید راجع به شرایط ناراحت کننده اش می اندیشید و ساعتها فکر می کنید در واقع شما با احساسات منفی شدید، به چیزی توجه می کنید که نتیجه ی ایجاد فرکانسهایی از جنس شرایط همان فردیست که مورد دلسوزی قرار دادید
و در نهایت همان اتفاق و بدترش را به زندگی خود دعوت می کنید
اگر از توانتان بر می آید به دیگران با جان دل کمک کنید .با عشق و احساس خوب نه با غصه و همدرد شدن
زیرا ناراحتی شما به او هیچ کمکی نمی کند
و تنهای تاثیر منفی در زندگی خودتان دارد
انسانهای بزرگ همواره بدون توقع با عشق قلبی و نه با دلسوزی به دیگران کمک میکنند
بیاید دست از ماتم پراکنی برداریم و این چرخه ی منفی را متوقف کنیم
در تمام ادیان ،غم و سیاهی مکروه است.
تسلیم نیروهای سیاهی نشوید
نور باشید🌱❤️
اکثر آدمها از این موضوع بی اطلاع هستند که با حس دلسوزی نسبت به دیگران اتفاقات مشابه آن شخص را به زندگیشان دعوت می کنند
زمانیکه نسبت به کسی دلسوزی می کنید و با احساسات شدید راجع به شرایط ناراحت کننده اش می اندیشید و ساعتها فکر می کنید در واقع شما با احساسات منفی شدید، به چیزی توجه می کنید که نتیجه ی ایجاد فرکانسهایی از جنس شرایط همان فردیست که مورد دلسوزی قرار دادید
و در نهایت همان اتفاق و بدترش را به زندگی خود دعوت می کنید
اگر از توانتان بر می آید به دیگران با جان دل کمک کنید .با عشق و احساس خوب نه با غصه و همدرد شدن
زیرا ناراحتی شما به او هیچ کمکی نمی کند
و تنهای تاثیر منفی در زندگی خودتان دارد
انسانهای بزرگ همواره بدون توقع با عشق قلبی و نه با دلسوزی به دیگران کمک میکنند
بیاید دست از ماتم پراکنی برداریم و این چرخه ی منفی را متوقف کنیم
در تمام ادیان ،غم و سیاهی مکروه است.
تسلیم نیروهای سیاهی نشوید
نور باشید🌱❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گله هارابگذار!
ناله هارابس كن!
روزگارگوش ندارد كه تو هی شِكوه كنی !
زندگی چشم ندارد كه ببیند
اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست كه صرف گله وناله شود !
تا بجنبیم تمام است تمام !!
مهردیدی كه به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید !!
بازكم مانده به عید !!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست كه نیست !!
زندگی گاه به كام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و كم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به كام و
چه به نام و
چه به دام...
زندگی معركه همت ماست...
زندگی میگذرد...
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
ناله هارابس كن!
روزگارگوش ندارد كه تو هی شِكوه كنی !
زندگی چشم ندارد كه ببیند
اخم دلتنگِ تو را...
فرصتی نیست كه صرف گله وناله شود !
تا بجنبیم تمام است تمام !!
مهردیدی كه به برهم زدن چشم گذشت....
یاهمین سال جدید !!
بازكم مانده به عید !!
این شتاب عمراست ...
من وتوباورمان نیست كه نیست !!
زندگی گاه به كام است و بس است؛
زندگی گاه به نام است و كم است؛
زندگی گاه به دام است و غم است؛
چه به كام و
چه به نام و
چه به دام...
زندگی معركه همت ماست...
زندگی میگذرد...
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هفدهمين فستيوال بين المللى موسيقى (جهان صدا) مسكو سال 2019
غوغاى ستارگان
خواننده: #حسين_نورشرق
اهنگ: #همايون_خرم
شعر: #كريم_فكور
مسكو كنسروتوارى اوركسترا
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
غوغاى ستارگان
خواننده: #حسين_نورشرق
اهنگ: #همايون_خرم
شعر: #كريم_فكور
مسكو كنسروتوارى اوركسترا
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
... مطمئن بودم مرا اعدام خواهند كرد به همین دلیل به شدت نگران بودم.
جیبهایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا كنم كه از زیر دست آنها كه حسابی لباسهایم را گشته بودند در رفته باشد.
یكی پیدا كردم و با دستهای لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی كبریت نداشتم.
از میان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم.
او حتی نگاهی هم به من نینداخت.
درست مانند یك مجسمه آنجا ایستاده بود.
فریاد زدم:
"هی رفیق كبریت داری؟
به من نگاه كرد. شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد.
نزدیكتر كه آمد و كبریتش را روشن كرد. بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمیدانم چرا؟
شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این كه خیلی به او نزدیك بودم و نمیتوانستم لبخند نزنم.
در هر حال ، لبخند زدم و انگار نوری فاصله بین دلهای ما را پر كرد.
میدانستم كه او به هیچ وجه چنین چیزی را نمیخواهد.
ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت و به او رسید و روی لبهای او هم لبخند شكفت.
سیگارم را روشن كرد ولی نرفت و همانجا ایستاد.
مستقیم در چشمهایم نگاه كرد و لبخند زد.
من حالا با علم به اینكه او نه یك نگهبان زندان كه یك انسان است به او لبخند زدم.
نگاه او حال و هوای دیگری پیدا كرده بود.
پرسید: "بچه داری؟"
با دستهای لرزان كیف پولم را بیرون آوردم و عكس اعضای خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم: "آره ایناهاش"
او هم عكس بچه هایش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهایی كه برای آنها داشت، برایم صحبت كرد.
اشك به چشمهایم هجوم آورد.
گفتم: میترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم. دیگر نبینم كه بچه هایم چطور بزرگ میشوند.
چشمهای او هم پر از اشك شد.
ناگهان بی آنكه كه حرفی بزند، قفل در سلول مرا باز كرد و مرا بیرون برد. بعد هم مرا بیرون زندان و جاده پشتی آن كه به شهر منتهی میشد هدایت كرد.
نزدیك شهر كه رسیدیم، تنهایم گذاشت و برگشت بی آنكه كلمه ای حرف بزند.
"یك لبخند زندگی مرا نجات داد..."
https://t.me/httpsCAme
#سرای_چامه
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
این ماجرا واقعی و مربوط به زمانی است که آنتوان دو سنت اگزوپری، نویسنده کتاب شازده کوچولو، در اسپانیا اسیر نیروهای فرانکو بوده است.
جیبهایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا كنم كه از زیر دست آنها كه حسابی لباسهایم را گشته بودند در رفته باشد.
یكی پیدا كردم و با دستهای لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی كبریت نداشتم.
از میان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم.
او حتی نگاهی هم به من نینداخت.
درست مانند یك مجسمه آنجا ایستاده بود.
فریاد زدم:
"هی رفیق كبریت داری؟
به من نگاه كرد. شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد.
نزدیكتر كه آمد و كبریتش را روشن كرد. بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم و نمیدانم چرا؟
شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این كه خیلی به او نزدیك بودم و نمیتوانستم لبخند نزنم.
در هر حال ، لبخند زدم و انگار نوری فاصله بین دلهای ما را پر كرد.
میدانستم كه او به هیچ وجه چنین چیزی را نمیخواهد.
ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت و به او رسید و روی لبهای او هم لبخند شكفت.
سیگارم را روشن كرد ولی نرفت و همانجا ایستاد.
مستقیم در چشمهایم نگاه كرد و لبخند زد.
من حالا با علم به اینكه او نه یك نگهبان زندان كه یك انسان است به او لبخند زدم.
نگاه او حال و هوای دیگری پیدا كرده بود.
پرسید: "بچه داری؟"
با دستهای لرزان كیف پولم را بیرون آوردم و عكس اعضای خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم: "آره ایناهاش"
او هم عكس بچه هایش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهایی كه برای آنها داشت، برایم صحبت كرد.
اشك به چشمهایم هجوم آورد.
گفتم: میترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم. دیگر نبینم كه بچه هایم چطور بزرگ میشوند.
چشمهای او هم پر از اشك شد.
ناگهان بی آنكه كه حرفی بزند، قفل در سلول مرا باز كرد و مرا بیرون برد. بعد هم مرا بیرون زندان و جاده پشتی آن كه به شهر منتهی میشد هدایت كرد.
نزدیك شهر كه رسیدیم، تنهایم گذاشت و برگشت بی آنكه كلمه ای حرف بزند.
"یك لبخند زندگی مرا نجات داد..."
https://t.me/httpsCAme
#سرای_چامه
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
این ماجرا واقعی و مربوط به زمانی است که آنتوان دو سنت اگزوپری، نویسنده کتاب شازده کوچولو، در اسپانیا اسیر نیروهای فرانکو بوده است.
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
〰️
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت
آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد
بعد از ملاقاتی کوتاه،
شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.
اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو، تو را وزیر دادگستری میکنیم
شازده کوچولو گفت:
اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب، خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست!
اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...
https://t.me/httpsCAme
#سرای چامه
☘️🌿🍂☘️🌿🍂☘️🌿🍂☘️🌿🍂
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
➿
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت
آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد
بعد از ملاقاتی کوتاه،
شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.
اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو، تو را وزیر دادگستری میکنیم
شازده کوچولو گفت:
اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب، خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست!
اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...
https://t.me/httpsCAme
#سرای چامه
☘️🌿🍂☘️🌿🍂☘️🌿🍂☘️🌿🍂
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
➿
وقتی رؤیای بیرونی ما فرو میریزد و تکهتکه میشود، ما ناچار میشویم آن را در درون خود، در جان خود حفظ کنیم و این رنج بیشتر میآرد و وفاداری بیشتری میطلبد.
- پوست انداختن؛ کارلوس فوئنتس.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
- پوست انداختن؛ کارلوس فوئنتس.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
ما با رویا زنده ایم 💙
رویای تو چیست ؟
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
رویای تو چیست ؟
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
آرزوی دود شده شما چیست؟
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
این قصه تا ابد ادامه دارد ...
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Bara Ye Didan E To
Moein
هنوزم یار تنهایم...
یه نوستالژی بشنوید از #معین
با ترانه ای از #اردلان_سرفراز
آهنگساز و تنظیم کننده: #فرید_زلاند
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
یه نوستالژی بشنوید از #معین
با ترانه ای از #اردلان_سرفراز
آهنگساز و تنظیم کننده: #فرید_زلاند
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
سکوت زبانِ آرام
رنج است
چه کسی توان شنیدنش را دارد؟!
#سابیر_هاکا
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
رنج است
چه کسی توان شنیدنش را دارد؟!
#سابیر_هاکا
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
👍1
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بزرگترین درجه آرامش درونی ازتوسعه عشق وشفقت میآید.
برای رها شدن از زخمهای زندگی گاهی باید رها کرد و بخشید
تا زمانیکه هر صبح چشمان خود را باکینه بازکنیم ؛
و آدمهای خاطرات تلخ را زنده نگه داریم ؛
و در ذهن خود هر روز محاڪمه شان کنیم
رنگ آرامـش را نخواهیم دید.
گاهی ،
چشم ها را باید بست
و از ڪنار تمام بد بودن ها گذشت..
🦋🍂
برای رها شدن از زخمهای زندگی گاهی باید رها کرد و بخشید
تا زمانیکه هر صبح چشمان خود را باکینه بازکنیم ؛
و آدمهای خاطرات تلخ را زنده نگه داریم ؛
و در ذهن خود هر روز محاڪمه شان کنیم
رنگ آرامـش را نخواهیم دید.
گاهی ،
چشم ها را باید بست
و از ڪنار تمام بد بودن ها گذشت..
🦋🍂
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#یادم نمی کنی و ز یادم نمیری
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#یادم نمی کنی و ز یادم نمیری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۰ تیر در تقویم ایران باستان جشن تیرگان است. تیرگان روزی است که در اساطیر ایران آرش کمانگیر، از بلندترین نقطه البرز که دماوند است برای تعیین مرز ایران کمان کشید. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نوشته، در ایران باستان، تیرگان روز بزرگداشت مقام نویسندگان بود. برخی ۱۳ تیر را نیز روز تیرگان میدانند.💪💪🏹
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
👍1