سرای چامه (شعر)
76 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
The Storm Will Pass °
Henning Fuchs @SoulofDream
یادها رفتند و ما هم می‌رویم از یادهـا
کـی پَرِ کـاهی بـمـانـد در مـیـان بـادهـا
#مولانا


https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دریای آرام بترسید

استاد شمس لنگرودی
https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران جان ماست
دریغا که بی جان شویم.......!


هنگامی‌که رنجدیدگان تاب از دست بدهند، رنج که تمام نیرو و فضیلت آن در پایداری است به حد انفجار می‌رسد و به غیظ مبدل می‌گردد، غیظی که البته قادر به انجام کار مثبت نیست امّا با نیرویی که از رنج حقیقی مایه می‌گیرد بجایی می‌رسد که قدرت ویرانگر آن از برآشفتگی ناشی از ناکامی محض هم بیشتر و پایدارتر است.



https://t.me/httpsCAme
بعد از جنگ
هر كجای جهان،
اگر دیدی دريا هست
اما آب نيست،
همانجا
زادرود ِ تشنه ِ من است!

#خسته_به_حضرت_خوزا

بعد از جنگ
هر كجای جهان
اگر دیدی گندمزار هست
اما نان نيست،
همانجا
زادرود ِ گرسنه ِ من است!

#خسته_به_حضرت_خوزا

بعد از جنگ
هر كجای جهان
اگر دیدی آسمان هست
اما جایی برای نفس كشيدن نيست،
همانجا
زادرود ِ بی رؤيای ِ من است!

خون‌بهای شهيدان ِ بی مزار ِ من!
تا كی ...
تا كی گريان ِ هزار و يكی دريا
به شيون ِ تشنگی ... !؟



#سیدعلی_صالحی


#خوزستان_آب_ندارد


https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شهر من
رقص کوچه‌هایش را بازمی‌یابد
هیچ کجا هیچ زمان
فریاد زندگی
بی‌جواب نمانده است...

#احمد_شاملو

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂

https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
وصيت نامه وحشى بافقى

روز مرگم، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد
همه را مســــت و خراب از مــــي انــــگور کنيـــــد

مزد غـسـال مرا سيــــر شــــرابــــــش بدهيد
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهيد

بر مزارم مــگــذاريــد بـيـــايد واعــــــظ
پـيــر ميخانه بخواند غــزلــي از حــــافـــظ

جاي تلقــيـن به بالاي سرم دف بـــزنيـــد
شاهدي رقص کند جمله شما کـــف بزنيد

روز مرگــم وسط سينه من چـــاک زنيـد
اندرون دل مــن يک قـلمه تـاک زنـيـــــــد

روي قــبـــرم بنويـسيــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از اين دار برفــــت



https://t.me/httpsCAme
Aghoosh
Naser Cheshmazar & Nasrullah Medqalchi
🌿دمنوش روحبخش !


موسيقي: ناصر چشم‌آذر

صداي مخملين نصرالله مدقالچی


https://t.me/httpsCAme
با دیدگان بسته، در تیرگی رهایم
ای همرهان کجایید؟ ای مردمان کجایم؟

پر کرد سینه‌ام را فریاد بی شکیبم
با من سخن بگویید ای خلق، با شمایم!

شب را بدین سیاهی، کی دیده مرغ و ماهی
ای بغض بی‌گناهی بشکن به های‌هایم

سرگشته در بیابان، هر سو دوم شتابان
دیو است پیش رویم، غول است در قفایم

بر توده‌های نعش است پایی که می‌گذارم
بر چشمه‌های خون است چشمی که می‌گشایم

در ماتم عزیزان، چون ابر اشک‌ریزان
با برگ همزبانم، با باد هنموایم

#فریدون_مشیری



https://t.me/httpsCAme
Divone Kie
Hossein Panahi [tarabestan.com]
پروردگارم ...

مخلصان به محبت تو می‌نازند و عاشقان به سوی تو می‌تازند

کار ایشان تو بساز که دیگران نسازند،

ایشان را تو نواز که دیگران ننوازند...

خواجه‌عبدالله_انصاری



https://t.me/httpsCAme
أصيل هميم سر الحياة (حصريا) 2019
<unknown>
.
انسان فقط موجودی نیست که باید با هزاران اضداد و نابسامانی ها روبرو شود،

بلکه هستی او دارای کیفیتی است که در برابر خودش هم حالت نفی و اضداد دارد

و در این مقام کاملا مانند قهرمانی است

که باید با دو جبهه جنگ کند

و در حین این که دگرگونی های خارج را دفع می کند با اضداد درونی خویش حالت دفاعی دارد.

هستی_و_نیستی
سارتر
https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
با سادگی تمام بیصدا شکستیم
چه زخمهایی که از عزیزان خوردیم
اشکها را پشت لبخندی مخفی میکنیم
که خیلی درد میکند
و هيچكس نمیفهمد
ما را درد همین نفهمیدن میکشد
نه زخم‌ها!

👤
#احمد_شاملو
💟
https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﻪﯼ ﻭﺳﻌﺖ ﺧﻮﯾﺶ
ﻣﺤﻔﻞ ﺳﺎﮐﺖ ﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺣﺎﺻﻠﺶ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺟﺰﺍ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥﻭﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﻨﺒﺶ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ
ﺍﺯ ﺗﻤﺎﺷﺎگهِ ﺁﻏﺎﺯ ﺣﯿﺎﺕ


سلام صبح بخیر 🌹😊

https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
اگر مهربانی کنیم،
به خودمان برمیگردد...
دستی که گل میدهد،
خودش هم بوی گل می گیرد..

صبحتان به مهر و پرنور
🌻💛🌻

https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
دانش را ، می توان به دیگری رساند ، اما خرد را نمی توان .

می توان آن را یافت ، می توان در آن زیست . می توان با آن و از آن نیرومند شد .
می توان با آن کارهای شگفت کرد ، اما نمی توان آن را به دیگری رساند یا آموخت .

هنوز جوان بودم که این گمان در من راه یافت و همین بود که مرا از معلمان راند .




سیذارتا
هرمان هسه
ترجمه پرویز داریوش


همراهان ودوستان جان
درود
روز خوبی بسازید🌷🙏


https://t.me/httpsCAme
سرای چامه