سرای چامه (شعر)
75 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
#مستت می کند اندوه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
می‌روم تا که فراموش کنم چشم تو را

• قطعه : افسانه‌ی چشم‌هایت
• آواز : همایون شجریان، علیرضا قربانی
• اجرای مراسم رونمایی آلبوم افسانه‌ی چشم‌هایت

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
Sargashte
Abdol Hosein Mokhtabad
🎼سرگشته

#عبدالحسین_مختاباد

َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
به نام خدایی
که در دلِ آشوب
آرامش میکارد.
خدایی که نه ترس را آفرید
و نه ما را برای لرزیدن.
او از روح خودش در ما دمید
تا بایستیم ...
حتی وقتی جهان میلرزد.

خدایا!
امروز دل‌ها را محکم کن،
چشم‌ها را روشن،
و امید را
از ما نگیر.
ما به تو شبیه‌تریم
تا به ترس.
صبحتان بخیر

─┅इई 🌸🌸ईइ┅─
سحرگاهان پرمهرتان به نیکی و شادی ،

برایتان در این زلالی هستی ،
لحظه هایی می خواهم سرشار عشق ،
که چراغ جانتان را روشن نگاه دارد تا ابدیت ،

صبحی میخواهم
پر از مهربانی بی دریغ ،
که جهانتان را زیباتر کنید ،
با دستها و لبخندهای خودتان ،

و دوستانی زلال چون آیینه و رود ،
که هرگاه نسیم یادشان بر گلهای خیالتان بگذرد ،
شکوفا شود جان و جهانتان.

برایتان دنیایی چنین می خواهم.

https://t.me/httpsCAme
با انسان‌ها
نیک باش عزیز من!
اما، کمرنگ و رقیق و بسیار دور...
چرا که هیچ موجودی به اندازه‌ی آدمیزاد
نمی‌تواند از نیکی پشیمانت کند!

💚🤍❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎
🖇

هر کس که
دو سوم از اوقات شبانه روز
به خودش تعلق نداشته باشد،
برده است.
تفاوتی نمی‌کند که دولتمرد،
بازرگان یا دانشمند باشد...☕️!



📚 انسانی‌بسیار‌انسانی
👇
👤 نیچه
به گمانم ذهنیتی که آدم‌ها از خود برای هم به یادگار می‌گذارند، از همه چیز بیشتر اهمیت دارد . وگرنه همه آمده‌اند که یک روز بروند.

#صمد_بهرنگی
«همه غرق شادمانی بودند: گیاهان ،
پرندگان
، حشره‌ها ،
بچه‌ها.
اما آدم‌ها ، بزرگسالان
آدم بزرگ‌ها
مدام یکدیگر را گول می‌زدند ، همدیگر را شکنجه می‌دادند.»

• کتاب رستاخیز تولستوی / برگردانِ سروش حبیبی


https://t.me/httpsCAme 🌸
حکايتِ ما و خدا، حکايتِ عجيبى است.

مثِل قصه ی استاد نقره کارِ...

مي گويند وقتى استادِ نقره کار، نقره را صيقل مي دهد، آن را داخل آتش نگه مي دارد، اما چشم از نقره برنمی‌دارد، تا زمانى نقره را در آتش نگه مي دارد که عکس خود را در نقره ی صيقل يافته ببيند!
درست مثلِ خدا...
وقتى مي خواهد صيقل پيدا کنيم ما را در آتشِ سختى های خودمان وارد مي کند، اما چشم از ما برنمی‌دارد...
تا جایی که عکسِ خودش را در ما ببيند...


┏━━━━━━━━┓
🆔️ https://t.me/httpsCAme🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
# امشب_ با_ حافظ💫

مکن ز غصه شکایت که در طریقِ طلب
به راحتی نرسید، آن که زحمتی نکشید...!


#حافظ‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎

https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💚

هميشه اميدي هست
من اين اميد عجيب را از شب آموخته ام!!
سرت را که ميان سياهي بي هيچ اميدي بالا مي گيري ستاره اي هر چند کوچک سو سو ميزند.
پس اميد داشته باش
شاید همین حوالی ستاره ای پر نور به زندگی ات چشمک بزند.

آرزو میکنم  آسمون آرزوهاتون
همیشه پر از ستاره هاي امید باشد❤️


💚🤍❤️

https://t.me/httpsCAme
❤2
کتاب‌ها پنجره‌هایی هستند به جهان‌های دیگر. هر کتابی که می‌خوانی، عمری را زندگی می‌کنی که هرگز نخواهی داشت. من در کتاب‌ها عاشق شدم، در کتاب‌ها مردم، در کتاب‌ها خوشحال شدم و غمگین. کتاب‌ها مرا ساختند، کتاب‌ها مرا شکستند. اما مهم نیست — هر دو لازم بودند. زندگی بدون کتاب‌ها، مثل آسمان بدون ستاره بود. تاریک و خالی. پس بخوانید، بخوانید، بخوانید — این تنها راه زندگی کردن عمرهای مختلف در یک عمر است.

-رابرت فرث
اگر نامه ای می نویسی به باران
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا، از دل کاهدود و غباران

اگر نامه ای می نویسی به خورشید
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا، زین شب سرد نومید

اگر نامه ای می نویسی به دریا
سلام مرا نیز بنویس
سلام مرا
با "اگر"، "آه"، "آیا"

به مرغان صحرا، در آن جست و جوها
سلام مرا نیز بنویس
اگر نامه ای می نویسی
سلامی پر از شوق پرواز
از روزن آرزوها

#شعر
#شفیعی_کدکنی

⚫️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
— حسین پناهی | مرا ببخش...

«هیچوقت نقاش خوبی نخواهم شد، امشب دلی کشیدم شبیه نیمه‌ی سیبی، که به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگ‌ها ناپدید ماند...»
«عشق را چگونه می‌شود نوشت... دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است...»

استاد پناهی در این دو بخش، از ناتوانیِ انسان در بیانِ کاملِ آنچه واقعاً احساس می‌کند سخن می‌گوید:

دلِ ناتمامِ نقاشی‌شده و عشقِ نانوشته، هر دو یک حقیقت را روایت می‌کنند: بعضی تجربه‌ها بزرگ‌تر از واژه‌ها و تصویرها هستند.
لرزشِ دست در بخش اول، فقط لرزشِ یک نقاش نیست؛ لرزشِ انسانی است که می‌خواهد خود را بیان کند اما زندگی، ترس، زمان و خاطره، خطوطش را برهم می‌زنند.
و در بخش دوم، استاد پناهی به نقطه‌ای می‌رسد که حتی دروغ هم ممکن نیست؛ جایی که تنها صداقتِ خاموش باقی می‌ماند.
شاید عمیق‌ترین تراژدیِ انسان این باشد که بیشترین عشق‌هایش را هرگز نتواند آن‌گونه که باید بیان کند.
و شاید زیباترین بخشِ زندگی نیز همین باشد؛ اینکه همیشه چیزی در دل باقی می‌ماند که نه می‌توان نوشت، نه کشید، نه گفت...
فقط می‌توان زیست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شوپنهاور میگه شادی موهبتیه که هیچیو نمیشه جایگزینش کرد. میگه وقتی یکی زیباست، ثروتمنده، موفقه، مورد احترامه، از خودمون می‌پرسیم آیا شاد هم هست؟ تا بدونیم واقعا خوشبخته یا نه. ولی اگه کسیو ببینیم که شاده، اصلا فرقی نداره جوونه، پیره، ثروتمنده فقیره، هرچی. چون این آدم شاده و همین کافیه.
میگه هروقت شادی در میزنه، هیچوقت شک نکن که الان موقعشه یا نه، چون شادی هیچوقت بی‌موقع نمیاد. ما برای این شک میکنیم که هی میگردیم ببینیم اصلا دلیلی داریم برای شادی؟! نکنه شادی افکار جدی و نگرانی‌های مهم‌مونو مختل کنه! ولی حتی معلوم نیست که با این درگیری‌های ذهنی و نگرانی‌ها چیو میشه بهتر کرد؟ اما سودی که شادی داره بلافاصله‌ست.
میگه «تنها شادی سکه‌ی نقد سعادت است و این امر برای موجوداتی چون ما که هستی‌مان لحظه‌ای بسیار کوتاه میان دو ابدیت است، بزرگ‌ترین موهبت است.»