سرای چامه (شعر)
75 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
‏
‏شوپنهاور و معنای زندگی؛
ما کدام هستیم!؟

شوپنهاور معتقد است که سرنوشت انسان از سه مشخصه حاصل می‎شود. الف: آنچه هستیم. ب: آنچه داریم. پ: آنچه می‎نماییم.

آنچه هستیم، مجموعه‎ای از صفاتی است که شخصیت ما را شکل می‎دهد و ویژگی‎های اخلاقی، تحصیلات، هوش و ذکاوت، سلامتی جسم، توان و نیرو، امیال و خواسته‎ها، زیبایی، سلامت روان و هرچه مربوط به شخصیت ماست و نحوه‌ی بودنِ ما یا آنچه هستیم را شامل می‎شود. آنچه داریم، شامل همان چیزهایی است که در طول زندگی تلاش می‎کنیم که آنها را بدست آوریم و مالک آنها شویم. آنچه می‎نماییم، همان تصویری است که دیگران از ما در ذهن خود دارند. نمودن اینجا همان به نمایش در آمدن در اذهان مردم است که از نظر شوپنهاور به سه قسم است؛ آبرو، مقام و شهرت.

شوپنهاور در همان صفحات نخستین جمله‎ای از متودوروس، شاگرد اپیکور نقل می‎کند که می‎گوید: "زخم‎هایی که بر سعادت ما از درون وارد می‎شود، بسیار عمیق‎تر از زخم‎هایی است که از بیرون می‎رسند" و می‎گوید انسان در طول زندگی از آنجایی‎که بیش از هرچیز با احساسات و عواطف، امیال و باورها سروکار دارد و اینها درون انسان هستند، خرسندی و سعادتش در گرو درون اوست. بنابراین خوشبختی باید از درون انسان ناشی شود و آدمی بیش از هر چیز متوجه درون خودش باشد. از این رو شوپنهاور مدعی می‎شود که آنچه هستیم بیش از آنچه داریم و آنچه می‎نماییم اهمیت دارد.

طبق تفکر رواقی، همه چیز درحال تغییر است و داشته‎های‌مان را در برخی برهه‎های زندگی از دست می‎دهیم. بنابراین اگر خوشبختی خود را به داشته‎ها گره بزنیم، با از دست دادن آنها خوشبختی‎مان نیز از بین‎می‎رود. اما مهمتر از این، آنچه می‎نماییم است. مدعای شوپنهاور این است که اغلب آدمیان در طول زندگی تلاش می‎کنند از خود تصوری در ذهن دیگران بسازند و تحسین و تشویق دیگران را دریافت کنند. از این جهت اغلب انسان‎ها در زندگی همانند یک صحنه‌ی تئاتر لباس‌هایی به تن می‎کنند و نقش پادشاه و وزیر و... را بازی می‎کنند، اما در درون‎شان ناآرامی و تشویش خاص خود را دارند. آنها مدام در حال نقش آفرینی هستند تا تشویق تماشاگران تئاتر را دریافت کنند. این تماشاگران همان مردمی هستند که ما را با تصوری که از ما در ذهن دارند، زندانی کرده‎اند. به زعم شوپنهاور چنین مردمی بدبخت‌اند چرا که به سایز و سلیقه‌ی دیگران لباسِ زندگی‌شان را می‎دوزند و از درون خویش غافل‎اند.

آنچه هستیم، شخصیتِ حقیقیِ ماست. از نظر شوپنهاور آدمی می‎بایست به سلامتِ خویش توجه کند، قدرت و توان جسم و هوشش را بالا ببرد، روانِ خویش را با هنر و هر آنچه درونش را سیراب می‎کند ارتقا بدهد، به فضایل اخلاقی بپردازد و اینگونه به تحقق شخصیت خود کمک کند. اروین یالوم نیز به همین نکته تأکید داشت و مدعی بود که انسان‎هایی که چنین نمی‎کنند با زندگیِ نزیسته مواجه‎ می‎شوند. پس می‎توان گفت از منظر شوپنهاور انسانی خوشبخت است که بتواند به وجود و درون خودش متمرکز شود و از تأیید طلبی و نظر دیگران دور بماند. دلیل تأکید او برای دور ماندن از تأیید طالبی این است که، وقتی فرد از نظر دیگران تبعیت می‎کند تمام احساسات، باورها و خواسته‎هایش در خدمت دیگران است و با این شیوه‌ی زندگی همیشه از درون خالی از احساسِ رضایت خواهد بود.

همچنین تأکید دارد که جمع و غرق شدن در جمع همیشه انسان را سطحی نگاه می‎دارد و از توجه به اعماق درون جلوگیری می‎کند. از نظر او اغلب انسان‎هایی که به آنچه داریم و آنچه می‎نماییم توجه می‎کنند، با خلاء درونی، فقر ذهنی و تخیلی کسالت‎بار زندگی می‎کنند و همین امر آنها را به سمت انسان‎هایی مثل خودشان می‎کشاند. چنین جمعی به دنبال لذت‎های زودگذر حسی هستند و یک نواختی زندگی‎شان آنها را به ملالت می‎کشاند.
‏
با اندکی تغییر و ویرایش
‎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه شبِ مهتاب؛ ماه میاد توو خواب
منو می بره؛ از توی زندون
مثِ شب پَره؛ با خودش، بیرون…
می بره اون جا؛ که شبِ سیا…
تا دمِ سحر؛ شهیدای شهر…
با فانوسِ خون؛ جار می کشن
توو خیابونا… سرِ میدونا
عمو یادگار… مردِ کینه دار
مستی یا هشیار؟! خوابی یا بیدار؟
مستیم وُ هشیار! شهیدای شهر…
خوابیم وُ بیدار! شهیدای شهر
آخرش یه شب؛ ماه میاد بیرون
از سرِ اون کوه؛ بالای دره… روی این میدون؛ رد میشه خندون
یه شب؛ ماه میاد...

-فرهادمهراد
-احمد‌شاملو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب
صدای کبوترانم را نقاشی کردم
در دیوارهای تو به تو،
سایه‌ ی تو را شناختم
من آواز خواندم
من با دو تار پیری آواز خواندم
و خط‌های آبی رنگ صدای زنی که دوستش دارم
آواز خسته مرا رنگی کرد
من و تو آواز خواندیم
تا نفس مهتاب خاکستری شد
در نقاشی هایم صدای تو را دیدم
تمام شب مهتاب در مربع خنده های تو
کودکیم را نقاشی میکرد
کاش باران ببارد
کاش باران ببارد
بوی کاهگل آواز پرنده را پررنگ تر میکند…

-محمد‌ابراهیم‌جعفری
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
— هوشنگ ابتهاج | روز آزادی

«می‌بینم
آن شکفتنِ شادی را
پروازِ بلندِ آدمیزادی را
آن جشنِ بزرگِ روزِ آزادی را…»


در این شعر کوتاه اما عمیق، سایه آزادی را نه به‌عنوان یک شعار، بلکه به‌مثابه یک دیدن تصویر می‌کند؛ رؤیایی که آن‌قدر تکرار شده تا بالاخره قابل رؤیت شده است.
«می‌بینم» فعل امید است؛ فعلی که از آینده به اکنون آمده. آزادی در نگاه او لحظه‌ای جمعی‌ست، جشنی که انسان دوباره قد می‌کشد و به پرواز خودش ایمان می‌آورد.
گفت‌وگوی شاعر با سایه، گفت‌وگوی شک با باور است؛ و پایان شعر، پیروزیِ باور.
این شعر یادآور این است که آزادی، پیش از آن‌که اتفاق بیفتد، باید دیده شود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
— شمس لنگرودی | برف

> «تو مثل منی برف
راه می‌روی و آب می‌شوی...؛
بیا و ببین
رنج را تو کشیدی
به نام بهار
تمام می‌شود.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
— حسین پناهی | زندگی


> «ما راه می‌رفتیم
و زندگی نشستن بود.
ما می‌دویدیم
و زندگی راه رفتن بود.
ما می‌خوابیدیم
و زندگی دویدن بود...
انسان هیچ‌گاه برای خود
مأمن خوبی نبوده است…»
😢1
Radio Alizo 13
(Hayedeh)
‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎
❤2
اگر نمی‌خواهید بیمار شوید، قوطی‌ها را بشویید! 🚿🤢

لحظه‌ای تصور کنید: یک کامیون پر از قوطی‌های نوشیدنی در حال حرکت است، کنار جاده می‌ایستد، کارگران با دست‌های آلوده این قوطی‌ها را جابه‌جا می‌کنند، سپس در یک انبار قرار می‌گیرند که پر از گردوغبار، سوسک‌ها و موش‌هاست. 🐜🦠

حالا بدون اینکه قوطی را تمیز کنید، آن را باز کرده و مستقیم می‌نوشید! 😵 بله، همین حالا ممکن است کلی میکروب و آلودگی وارد بدنتان شده باشد.

🔬 مطالعات علمی نشان داده‌اند که سطح این قوطی‌ها می‌تواند ناقل ویروس‌ها، باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک و حتی مواد شیمیایی مضر باشد که در درازمدت به بدن آسیب می‌زند.

🛑 پس قبل از نوشیدن، قوطی را کاملاً تمیز کنید یا برای اطمینان بیشتر از نی استفاده کنید! محافظت از سلامتی شما به همین سادگی ممکن است! 💪🥤
اما جهان جز کنج تنهایی ندارد جای مأنوسی.
-با آنان که ناامیدت نمودند چگونه تا کردی؟
هیچ
گذشتم
انگار که هرگز نبوده‌اند.

-محمود درویش
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به ایران بگو
به که بسپارمت ای خاک
به بادت ندهند
به که بسپارمت ای خانه
که ویران نشوی؟

#حسین_جنتی
Khake Gerami
Shahriar Piroozfar
‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیرون ز تو نیست...

‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎
مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت.
چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند.
او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود.
خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند.

کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد.
وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد ... به کمک او پرداخت.
سپس کم کم وضع عوض شد.
پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود بیاد.
باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.


پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است.
بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد.
فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت.
او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست.
کسادی عمومی شروع شده است.

آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند.
👍2
📖 حکایت

ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﭘﻠﯽ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ . ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ ، ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﺷﺪﺕ ﺁﺏ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻳﺎﺩ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻪ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩ‌؛ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺠﺎﺗﺘﻮﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ !!!
ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﺮﺩ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﮐﻮﺷﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻴﺎﻳﻨﺪ
ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺋﻤﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﺗﻮﻥ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﻣﺮﺩ

ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺁﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺩ . ﺍﻣﺎ ﺷﺨﺺ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ . ﺑﻴﺮﻭﻧﯽ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻼﺷﺖ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﻫﺴﺖ ، ﺍﻣﺎ ﺍﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ . ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ، ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺷﻨﻮﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !

نتیجه گیری:
‏( ‏( ﻧﺎﺷﻨﻮﺍ ﺑﺎﺵ ﻭﻗﺘﻰ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻳﺖ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ 📖 🪶)) کانال آموزشی لیلا رحمانی @LrAmozesh
👍2
⚜️حکایت ⚜️

کریم خان و مرد مال باخته

مردی به دربار خان زند رفت و با ناله و فریاد خواست تا کریم خان(۱۱۱۹-۱۱۹۳ق.) را ملاقات کند. سربازان مانع ورودش شدند. خان زند که در حال کشیدن قلیان بود، ناله و فریاد مرد را شنید و علتش را پرسید. پس از گزارش سربازان، دستور داد که مرد را به حضورش ببرند. مرد به حضور خان زند رسید.

خان علت ناله و فریادش را پرسد. مرد با درشتی گفت: دزد، همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم.
خان پرسید: وقتی اموالت به سرقت می رفت تو کجا بودی؟ مرد گفت: خوابیده بودم.
خان گفت: چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟

مرد در پاسخی تاریخی و ماندگار گفت: چون فکر می کردم تو بیداری، من خوابیدم!

خان بزرگ زند لحظه ای سکوت کرد و سپس دستور داد، خسارتش را از خزانه جبران کنند و در آخر گفت: این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم تا مردم در امان باشند.

کانال آموزشی لیلا رحمانی در بله
@LrAmozesh
👍2
انسانی که با تنهایی‌اش راحت است فرا انسان است

انسان ذاتاً اجتماعی ست ولی وقتی در تنهایی راحت‌تراست یعنی از خیلی چیزا رد شده است
. تنهایی گاهی سنگینه،
اما همونجا قوی‌ترین نسخه‌ات شکل می‌گیرد
صبحتان بخیر

#ارسطو