قشنگترین و عمیقترین نصیحتی که شنیدم از زبان کارل گوستاو یونگ بود که میگفت:
خودت را بساز تا آدم امنی شوی،
برای روزهایی که نمیشود به کسی پناه برد...
خودت را بساز تا آدم امنی شوی،
برای روزهایی که نمیشود به کسی پناه برد...
👍3
#دیالوگ_طوری
ما همگی بلاخره یه روز میمیریم
چیزی که واقعا غمانگیزه اینکه که، زندگی کردن رو فراموش کنیم.
ما همگی بلاخره یه روز میمیریم
چیزی که واقعا غمانگیزه اینکه که، زندگی کردن رو فراموش کنیم.
هر وقت حس کردی واقعا همه تنهات گذاشتن و کسی نبود فقط به همین
جمله فکر کن:
«مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ»
که پروردگارا تو را رها نکرده...
جمله فکر کن:
«مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ»
که پروردگارا تو را رها نکرده...
❤2
📝
جان شیرمان در کتاب مردم و سرزمین ایران مینویسد:
«ایران سرزمین تضاد و افراط است. آب و هوا یا گرم است و مرطوب و یا گرم و خشک و یا سرد و خشک. زمین یا حاصلخیز است و یا بیحاصل و بایر. رودخانهها در بهار پرخروش و پر آب و در دوران طولانی تابستان خشک است و کم آب و کوهها رفیع و سربرافراشته است و دشتها پست و خستهکننده. شهرها یا بسیار زیباست و یا به غایت زشت. مردم یا بینهایت ثروتمند هستند و یا بیاندازه فقیر. برخی از مردم کیلومترها به دنبال مرتع سرتاسر سال از جایی به جایی در سیر و مسافرتند و برخی حتی پا را از شهر و محله خود بیرون نمیگذارند. منابع تحتالارضی از قبیل نفت و غیره فراوان و سرشار است ولی در عوض چای و برنج و غله با مرارت و رنج به دست میآید. مردم هم گاهی خوشرو و سخاوتمندند و زمانی حریص و تنگ چشم. چنانکه گویی به راستی تضاد پایانی در این کشور ندارد.»
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
جان شیرمان در کتاب مردم و سرزمین ایران مینویسد:
«ایران سرزمین تضاد و افراط است. آب و هوا یا گرم است و مرطوب و یا گرم و خشک و یا سرد و خشک. زمین یا حاصلخیز است و یا بیحاصل و بایر. رودخانهها در بهار پرخروش و پر آب و در دوران طولانی تابستان خشک است و کم آب و کوهها رفیع و سربرافراشته است و دشتها پست و خستهکننده. شهرها یا بسیار زیباست و یا به غایت زشت. مردم یا بینهایت ثروتمند هستند و یا بیاندازه فقیر. برخی از مردم کیلومترها به دنبال مرتع سرتاسر سال از جایی به جایی در سیر و مسافرتند و برخی حتی پا را از شهر و محله خود بیرون نمیگذارند. منابع تحتالارضی از قبیل نفت و غیره فراوان و سرشار است ولی در عوض چای و برنج و غله با مرارت و رنج به دست میآید. مردم هم گاهی خوشرو و سخاوتمندند و زمانی حریص و تنگ چشم. چنانکه گویی به راستی تضاد پایانی در این کشور ندارد.»
از متن کتاب خلقیات ما ایرانیان، نوشته محمدعلی جمالزاده
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
👍3
«یک چیزی باید باشد که تحمل سختیها را برای آدم آسان کند ، یک امید ، یک نتیجهای که قرار است حاصل شود ، یک چیزی ، هر چیزی...»
و صبح بخیر..
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
و صبح بخیر..
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
❤2
وطنت را چگونه صدا می زنی؟!
مادرم؟! مادروم؟! دام؟! دالگم؟ آنا؟! آنام؟! أمی؟! دای؟! مایَ؟! مُم؟! ماما؟! ...
مادرت را صدا بزن ایرانی! به زبان مادری ات!
به همه زبان ها، ایرانی باش!
#وطنم _ایران
قربان تن زخمی تو
مادرم؟! مادروم؟! دام؟! دالگم؟ آنا؟! آنام؟! أمی؟! دای؟! مایَ؟! مُم؟! ماما؟! ...
مادرت را صدا بزن ایرانی! به زبان مادری ات!
به همه زبان ها، ایرانی باش!
#وطنم _ایران
قربان تن زخمی تو
❤2
«من همیشه گفت و گوهای خیالی خلق میکنم تا بتوانم آنچه را در ذهنم میگذرد به زبان بیاورم. این گفت و گوهای خیالی تسلیام میدهند..»
🍃🌸
←هلن گرمیون→
🍃🌸
Hasti
Amir Mahan
میگم تموم شاعرا
برای تو غزل بگن...
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
برای تو غزل بگن...
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
چنگیزخان در نخستین یورش به ایران نتوانست بخارا را فتح کند.
برای گشودن شهر، در نامهای نوشت:
«آنکه با ما پیمان ببندد، در امان خواهد بود.»
مردم دو دسته شدند:
عدهای جنگیدند، عدهای برای حفظ جان به دشمن پیوستند
چنگیز بار دیگر نوشت:
«با همشهریانتان بجنگید؛ غنیمت و حکومت شهر مال شماست.»
خائنان، مدافعان را شکست دادند و دروازهها را گشودند.
اما با ورود مغول، چنگیز فرمان داد:
«همهی آنان که با ما صلح کردند، گردن زده شوند.
پرسیدند: «مگر با آنان پیمان نبستیم؟
گفت: «کسی که به خون خود خیانت میکند،
به بیگانه وفادار نخواهد ماند»...
برای گشودن شهر، در نامهای نوشت:
«آنکه با ما پیمان ببندد، در امان خواهد بود.»
مردم دو دسته شدند:
عدهای جنگیدند، عدهای برای حفظ جان به دشمن پیوستند
چنگیز بار دیگر نوشت:
«با همشهریانتان بجنگید؛ غنیمت و حکومت شهر مال شماست.»
خائنان، مدافعان را شکست دادند و دروازهها را گشودند.
اما با ورود مغول، چنگیز فرمان داد:
«همهی آنان که با ما صلح کردند، گردن زده شوند.
پرسیدند: «مگر با آنان پیمان نبستیم؟
گفت: «کسی که به خون خود خیانت میکند،
به بیگانه وفادار نخواهد ماند»...
👍3👎1
درخت را نگاه کن
از ما دو تن غمگینتر است
برگها درحال فرو ریختن
ریشهها در تشنگی
من مدام از درخت یاد میکنم
تا تابستان بماند
تا ما تمام تابستان را
زیر سایهاش گمان زندگی داشته باشیم.
#احمدرضا_احمدی
از ما دو تن غمگینتر است
برگها درحال فرو ریختن
ریشهها در تشنگی
من مدام از درخت یاد میکنم
تا تابستان بماند
تا ما تمام تابستان را
زیر سایهاش گمان زندگی داشته باشیم.
#احمدرضا_احمدی
😢1
توضیح هرگز کمکی به درک مطلب نمیکند. روشنایی حقیقی تنها از اشراق میآید، از انفجارهای درونی، بیاختیار.
📚 از #کتاب بُهت | نوشتهٔ
#کریستین_بوبن
📚 از #کتاب بُهت | نوشتهٔ
#کریستین_بوبن
پائولو کوئلیو توی کتاب "انسان جدید، زندگی جدید" یه توصیه خیلی ارزشمند داره که میگه:
«بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند.
خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید. منتظر نباشید تا قدر تلاش هایتان را بشناسند و عشق تان را بفهمند. دَر را ببندید، آهنگ را عوض کنید، خانه تکانی کنید، گرد و غبارها را بتکانید،
از آنچه هستید دست بردارید و به آنچه که واقعا هستید روی آورید...»
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
«بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند.
خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید. منتظر نباشید تا قدر تلاش هایتان را بشناسند و عشق تان را بفهمند. دَر را ببندید، آهنگ را عوض کنید، خانه تکانی کنید، گرد و غبارها را بتکانید،
از آنچه هستید دست بردارید و به آنچه که واقعا هستید روی آورید...»
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
💫حکایت های زیبا و آموزنده 💫
ـ🤍🌼🤍🌼🤍🌼
ـ🌼🤍🌼🤍🌼
پیرمرد خوش برخورد و دوست داشتنی ای هر از گاهی برای فروش اسباب و اثاثیه به عتیقه فروشی مراجعه می کرد. یک روز زن عتیقه فروش پس از خروج پیرمرد از مغازه به همسرش می گوید: دلم می خواست به پیرمرد بگویم چقدر انسان خوش برخورد و نازنینی است و چقدر از دیدنش روحیه پیدا می کنم. عتیقه فروش پاسخ می دهد: حق با توست. این دفعه که آمد، به او بگو.
تابستان سال بعد، دختر جوانی وارد عتیقه فروشی می شود و پس از معرفی خود به عنوان دختر همان پیرمرد خوش برخورد اظهار می دارد که پدرش چندی پیش دار فانی را وداع گفته است.
زن عتیقه فروش، آخرین گفت و گوی خود و همسرش را پس از خروج پیرمرد از مغازه برای او تعریف می کند. دختر بغض میکند و میگوید : ای کاش این را به او می گفتید چون خیلی در روحیه اش تاثیر می گذاشت.
آخر آدمی بود که نیاز داشت اطمینان حاصل کند که دوستش دارند. عتیقه فروش بعدها می گفت: از آن روز به بعد، هر حرکت یا جنبه ای از مردم را که به نظرم خوب و خوشایند می آید، به آنها ابراز می دارم. چون امکان دارد که فرصت دیگری برایم مقدورنباشد.
بعضی ها همیشه یک نفرو میبنند کلی بهش روحیه میدهند. مثلا میگن چقد مانتوت بهت میاد. چقد خوشگل تر شدی. چه عطر خوبی زدی... این حرفا خرجی نداره به هم بگید آدم روزش ساخته میشه
👍2
#هاروکی_موراکامی یه جایی از کتاب کافکا در کرانه میگه :
وقتی طوفان تمام شد،
یادت نمیآید چگونه از آن گذشتی،
چطور جان به در بردی.
حتّی در حقیقت مطمئن نیستی طوفان واقعاً تمام شده باشد.
امّا یک چیز مسلّم است.
وقتی از طوفان بیرون آمدی ،
دیگر همان آدمی نیستی،
که قدم به درون طوفان گذاشت !
وقتی طوفان تمام شد،
یادت نمیآید چگونه از آن گذشتی،
چطور جان به در بردی.
حتّی در حقیقت مطمئن نیستی طوفان واقعاً تمام شده باشد.
امّا یک چیز مسلّم است.
وقتی از طوفان بیرون آمدی ،
دیگر همان آدمی نیستی،
که قدم به درون طوفان گذاشت !
زندگی کردن ،
نایاب ترین چیز در این دنیاست !
لذت ببر، نفس بکش،
عاشق شو، شکست بخور،
پیروز بشو،
کارهای خارق العاده انجام بده !
وگرنه زنده بودن را که همه بلدند،
زندگی کن . ..
نایاب ترین چیز در این دنیاست !
لذت ببر، نفس بکش،
عاشق شو، شکست بخور،
پیروز بشو،
کارهای خارق العاده انجام بده !
وگرنه زنده بودن را که همه بلدند،
زندگی کن . ..
👍1