نیچه خطاب به دکتر برویر:
بدترین بخش ماجرا همین جاست! زندگی آزمونی است که پاسخ صحیح ندارد. اگر میتوانستم همه چیز را دوباره آغاز کنم، فکر میکنم باز همین کارها را میکردم و همین اشتباهات را مرتکب میشدم.
بدترین بخش ماجرا همین جاست! زندگی آزمونی است که پاسخ صحیح ندارد. اگر میتوانستم همه چیز را دوباره آغاز کنم، فکر میکنم باز همین کارها را میکردم و همین اشتباهات را مرتکب میشدم.
اروین د یالوم - وقتی نیچه گریست
Delam Khaast
Googoosh
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
👍2
.
تنها افرادی که رنج نمیکشند و ناراحت نمیشوند مردهها هستند.
زنده بودن یعنی گاهی آسیب دیدن، شکست خوردن، دچار اضطراب شدن، اشتباه کردن و همچنان ادامه دادن...
📓 انعطاف پذیری هیجانی
#سوزان_دیوید
🔃 سوما فتحی
تنها افرادی که رنج نمیکشند و ناراحت نمیشوند مردهها هستند.
زنده بودن یعنی گاهی آسیب دیدن، شکست خوردن، دچار اضطراب شدن، اشتباه کردن و همچنان ادامه دادن...
📓 انعطاف پذیری هیجانی
#سوزان_دیوید
🔃 سوما فتحی
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#ناظم_حکمت میگه "اینکه میگویند من بدونِ تو نمیتوانم زندگی کنم ، من از آن دسته نیستم. من بی تو هم میتوانم زندگی کنم ، اما با تو جورِ دیگری زندگی خواهم کرد."
🌸
🌸
❤2
📝
ده ساله بودم که چتر رنگی رنگی دایی احمد را در تاکسی جاگذاشتم .
وقتی تاکسی از من دور شد و یادم آمد چترم را برنداشتم چیزی شبیه یک نخ از دلم کشیده شد .
حس کردم چند ثانیه قلبم ایستاد و دوباره شروع به کار کرد.
وقتی به مدرسه رفتم آنقدر گریه کرده بودم که چشمانم پر از خواب شده بود .
سالها بعد من چتر را یادم رفت ،دایی مهربانم را از دست دادم و دیگر به آن مدرسه برنگشتم .
اما آن اشک،فقدان و حس کشیده شدن نخ از دلم هنوز بیادم ست .
زندگی گاهی همین اندازه بی رحم ست .
به غایت یک چتر رنگی گم شده در روزی سرد که دوباره هرگز خریده نمیشود...
👤 عادله زمانی
ده ساله بودم که چتر رنگی رنگی دایی احمد را در تاکسی جاگذاشتم .
وقتی تاکسی از من دور شد و یادم آمد چترم را برنداشتم چیزی شبیه یک نخ از دلم کشیده شد .
حس کردم چند ثانیه قلبم ایستاد و دوباره شروع به کار کرد.
وقتی به مدرسه رفتم آنقدر گریه کرده بودم که چشمانم پر از خواب شده بود .
سالها بعد من چتر را یادم رفت ،دایی مهربانم را از دست دادم و دیگر به آن مدرسه برنگشتم .
اما آن اشک،فقدان و حس کشیده شدن نخ از دلم هنوز بیادم ست .
زندگی گاهی همین اندازه بی رحم ست .
به غایت یک چتر رنگی گم شده در روزی سرد که دوباره هرگز خریده نمیشود...
👤 عادله زمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
انسان در مسیر عمر خود مگر چند بار می تواند به دوستانی بربخورد که از میان آن ها همزبانی بیابد.
همزبانی که همدل باشد.
و مگر دوستی، از آن مایه که به رفاقت بینجامد، چند بار می تواند رخ بدهد، و در چند مقطع عمر...
👤محمود دولت آبادی
📚سلوک
همزبانی که همدل باشد.
و مگر دوستی، از آن مایه که به رفاقت بینجامد، چند بار می تواند رخ بدهد، و در چند مقطع عمر...
👤محمود دولت آبادی
📚سلوک
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قرار به معنی ثبات و استوار کردن، استحکام دادن،جا گرفتن، آرام گرفتن.
قرار یعنی اینکه یک جایی باشی و آن لحظه دلت نخواهد هیچ جای دیگری باشی. قرار یعنی رضایت از آنجا و اکنونی که توشی.
یک بار قطار توی ایستگاهی ایستاد که مقصد من نبود.
دلم پر میکشید برای اینکه چمدانم را از زیر صندلی بکشم بیرون، مثل این فیلمها توی راهرو سراسیمه بدوم، گوشهی لباسم گیر کند به دیواری جایی، با تقلا لباس را آزاد کنم و خودم را از اولین در پرت کنم بیرون.
دلم قرار نداشت.
نه در مبدأیی که ازش میآمدم و نه در مقصدی که قصدش کرده بودم.
دلم بودن توی آن شهر بین راهی را میخواست و خیال میکردم - با درست یا غلطش کاری ندارم - که قرارم آنجاست.
قطار بعد از کمی توقف راه افتاد. من چمدانم را از زیر صندلی نکشیدم بیرون. توی راهرو نّدّویدّم. خودم را از اولین در پرت نکردم بیرون.
فیلم که نبود. همانطور درازکشیده روی صندلی چرک قطار، بیشتر در خودم گولّه شدم و توی نوت گوشیام نوشتم؛
«خوش به حال کسی که دلش در خانهاش بتپد.»
قرار یعنی اینکه یک جایی باشی و آن لحظه دلت نخواهد هیچ جای دیگری باشی. قرار یعنی رضایت از آنجا و اکنونی که توشی.
یک بار قطار توی ایستگاهی ایستاد که مقصد من نبود.
دلم پر میکشید برای اینکه چمدانم را از زیر صندلی بکشم بیرون، مثل این فیلمها توی راهرو سراسیمه بدوم، گوشهی لباسم گیر کند به دیواری جایی، با تقلا لباس را آزاد کنم و خودم را از اولین در پرت کنم بیرون.
دلم قرار نداشت.
نه در مبدأیی که ازش میآمدم و نه در مقصدی که قصدش کرده بودم.
دلم بودن توی آن شهر بین راهی را میخواست و خیال میکردم - با درست یا غلطش کاری ندارم - که قرارم آنجاست.
قطار بعد از کمی توقف راه افتاد. من چمدانم را از زیر صندلی نکشیدم بیرون. توی راهرو نّدّویدّم. خودم را از اولین در پرت نکردم بیرون.
فیلم که نبود. همانطور درازکشیده روی صندلی چرک قطار، بیشتر در خودم گولّه شدم و توی نوت گوشیام نوشتم؛
«خوش به حال کسی که دلش در خانهاش بتپد.»
😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهار،
همه چیزش با تابستان،
با زمستان
و با پاییز فرق دارد.
حق است که بهار را یک آغاز پر شکوه بدانیم؛
نه تنها به دلیل رویشی خیره کننده امروز،
بوته سبز روشن؛
فردا غرقِ صورتیِ گلِ محمدی؛
امروز، یاسِ بسته خاموش؛
فردا سیلابِ نوازنده عطر ...
نه فقط به دلیل این رویش خیره کننده،
بلکه به علت حسی از خواستن،
طلبیدن،
عاشق شدن،
بالا پریدن،
فریاد کشیدن،
خندیدن،
شکوفه کردن،
باز شدنِ روح...
یکعاشقانهآرام
نادر ابراهیمی
صبح بهارتان با طراوت و زیبا
همه چیزش با تابستان،
با زمستان
و با پاییز فرق دارد.
حق است که بهار را یک آغاز پر شکوه بدانیم؛
نه تنها به دلیل رویشی خیره کننده امروز،
بوته سبز روشن؛
فردا غرقِ صورتیِ گلِ محمدی؛
امروز، یاسِ بسته خاموش؛
فردا سیلابِ نوازنده عطر ...
نه فقط به دلیل این رویش خیره کننده،
بلکه به علت حسی از خواستن،
طلبیدن،
عاشق شدن،
بالا پریدن،
فریاد کشیدن،
خندیدن،
شکوفه کردن،
باز شدنِ روح...
یکعاشقانهآرام
نادر ابراهیمی
صبح بهارتان با طراوت و زیبا
Benshin Tamashayat Konam
Arman Garshasbi
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
هر کس حق داره هر طور که میخواد فکر کنه
و توقع داشته باشه که دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند،
اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم،باید بتونم با خودم زندگی کنم!
وجدان آدم تنها چیزیه که نمیتونه تابع نظر اکثریت باشه...
📕 کشتن مرغ مینا
✍🏻#هارپر_لی
و توقع داشته باشه که دیگران هم به عقایدش احترام بگذارند،
اما من قبل از اینکه با دیگران زندگی کنم،باید بتونم با خودم زندگی کنم!
وجدان آدم تنها چیزیه که نمیتونه تابع نظر اکثریت باشه...
📕 کشتن مرغ مینا
✍🏻#هارپر_لی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme