This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
هایده - عروسک
@moozikestan_bot
🎼 َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
ریش ریا در آمده
روزگاری سخن از خِرد گفتم، دندانم شکستید و امروز در پی لقمه ای، قلم میتراشم، میشکنید.
چه بنائی میخواستم برآورم در این ویرانه و چنان کردید که بر پای خویش ایستادن نمیتوانم و هر دم در ظلمات خندقی یا چاهی فرو می افتم و از درد، اندیشه فراموش کرده ام...
📖 #طومار_شیخ_شرزین
👤 #بهرام_بیضایی
🌸🍃
روزگاری سخن از خِرد گفتم، دندانم شکستید و امروز در پی لقمه ای، قلم میتراشم، میشکنید.
چه بنائی میخواستم برآورم در این ویرانه و چنان کردید که بر پای خویش ایستادن نمیتوانم و هر دم در ظلمات خندقی یا چاهی فرو می افتم و از درد، اندیشه فراموش کرده ام...
📖 #طومار_شیخ_شرزین
👤 #بهرام_بیضایی
🌸🍃
دیدی میگن فلانی با خودشم قهره؟
عباس کیارستمی یه جمله داره براش که میگه:
بلاخره من ماندم و من، من از من رنجیده است و هیچ کس نیست پا در میانی کند
عباس کیارستمی یه جمله داره براش که میگه:
بلاخره من ماندم و من، من از من رنجیده است و هیچ کس نیست پا در میانی کند
Delbari
Ragheb
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
هاروکی موراکامی، چقدر قشنگ درونگرایی رو توصیف کرده:
«وقتی چیزی مرا رنج میداد، درمورد آن با هیچکس حرفی نمیزدم و به تنهایی مشکل را حل میکردم، نه اینکه واقعا احساس تنهایی کنم، بلکه فکرمیکردم انسانها، خودشان باید خودشان را نجات دهند.»
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
«وقتی چیزی مرا رنج میداد، درمورد آن با هیچکس حرفی نمیزدم و به تنهایی مشکل را حل میکردم، نه اینکه واقعا احساس تنهایی کنم، بلکه فکرمیکردم انسانها، خودشان باید خودشان را نجات دهند.»
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Dar In Shabe Siah
Homayoun Shajarian
آن گونه عاشقم که اگر…
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خُــدایا شکرت ڪــه
دفتر عمـــــرم باز هست
هنـــوزنمـــی دانم
چند ورق مانده تا انتــها،
امـــــادر هــر ورق ڪـه
بر من بگشایی
زیــبا خــواهم نــوشت....
صبحتون بخیروشادی
🍃🌸
دفتر عمـــــرم باز هست
هنـــوزنمـــی دانم
چند ورق مانده تا انتــها،
امـــــادر هــر ورق ڪـه
بر من بگشایی
زیــبا خــواهم نــوشت....
صبحتون بخیروشادی
🍃🌸
Meykhooneh Bi Sharabe
Mahasti
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
📝
واکنشی هستیم یا کنشی؟
اینجور جملهها را چقدر شنیدهایم:
حالم خوب بودهااا، این خبر رو تو اینترنت خوندم اصلاً اعصابم به هم ریخت حالم خوب بودها، اما رئیسم یه چیزی گفت گند زد به روز من
حاالم خوب بودها، امروز مغازهام فروش خوبی نداشت، اعصاب ندارم.
به این دسته آدمها در جامعهشناسی اصطلاحاً "واکنش گرا " میگویند که من سادهاش کردم و نوشتم واکنشی
اینها ریموت کنترلشان دست همه هست غیر از خودشان، کنترلشان دست ترافیک، یک آدم بیادب؛ بالا و پایین رفتن درامد و ... هست
اما "کنشیها" کنترلشان دست خودشان است. بیشتر از هر چیزی کنترل افکارشان و کنترل واکنشهایشان، دست خودشان است. خودشان تصمیم میگیرند که اعصابشان به هم بریزد یا نه؟
خودشان تعیین میکنند، اگر به ترافیک برمیخورند، بگذارند ترافیک روی اعصابشان رژه برود و حالشان را مرتب بد و بدتر کند یا اینکه دکمه تعویض کانال فکریشان را بزنند و به اهدافشان فکر کنند، یه یک خاطره خوشایند فکر کنند، به لذتهای کوچک و بزرگ زندگیشان فکر کنند؟
اینها دارای یک فلسفه درونی هستند که تعیینکننده واکنشهایشان است، نه رفتار دیگران، باعثوبانی واکنش آنها شود. یعنی کنشها و واکنشهایشان سنجیده و با تفکر بیرون میریزد و من شیفته آدمهای "کنشی " هستم.
شما چطور فکر می كنيد..
#سرای_چامه
واکنشی هستیم یا کنشی؟
اینجور جملهها را چقدر شنیدهایم:
حالم خوب بودهااا، این خبر رو تو اینترنت خوندم اصلاً اعصابم به هم ریخت حالم خوب بودها، اما رئیسم یه چیزی گفت گند زد به روز من
حاالم خوب بودها، امروز مغازهام فروش خوبی نداشت، اعصاب ندارم.
به این دسته آدمها در جامعهشناسی اصطلاحاً "واکنش گرا " میگویند که من سادهاش کردم و نوشتم واکنشی
اینها ریموت کنترلشان دست همه هست غیر از خودشان، کنترلشان دست ترافیک، یک آدم بیادب؛ بالا و پایین رفتن درامد و ... هست
اما "کنشیها" کنترلشان دست خودشان است. بیشتر از هر چیزی کنترل افکارشان و کنترل واکنشهایشان، دست خودشان است. خودشان تصمیم میگیرند که اعصابشان به هم بریزد یا نه؟
خودشان تعیین میکنند، اگر به ترافیک برمیخورند، بگذارند ترافیک روی اعصابشان رژه برود و حالشان را مرتب بد و بدتر کند یا اینکه دکمه تعویض کانال فکریشان را بزنند و به اهدافشان فکر کنند، یه یک خاطره خوشایند فکر کنند، به لذتهای کوچک و بزرگ زندگیشان فکر کنند؟
اینها دارای یک فلسفه درونی هستند که تعیینکننده واکنشهایشان است، نه رفتار دیگران، باعثوبانی واکنش آنها شود. یعنی کنشها و واکنشهایشان سنجیده و با تفکر بیرون میریزد و من شیفته آدمهای "کنشی " هستم.
شما چطور فکر می كنيد..
#سرای_چامه
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
📝
خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند
و رفتنش چیزی از آن کم …!
حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد
باید که جای پایش در این دنیا بماند
آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از دنیا برود
نیامده ایم تا جمع کنیم
آمده ایم تا ببخشیم
آمده ایم تا عشق را ؛
ایمان را ؛
دوستی را ؛
با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم
آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم
که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس !
بی حضور ما نمایش زندگی چیزی کم داشت
آمده یم تا بازیگر خوب صحنه ی زندگی خود باشیم ...
پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم...
#سرای_چامه
خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند
و رفتنش چیزی از آن کم …!
حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد
باید که جای پایش در این دنیا بماند
آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از دنیا برود
نیامده ایم تا جمع کنیم
آمده ایم تا ببخشیم
آمده ایم تا عشق را ؛
ایمان را ؛
دوستی را ؛
با دیگران قسمت کنیم و غنی برویم
آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم
که فقط و فقط با وجود ما پر میشود و بس !
بی حضور ما نمایش زندگی چیزی کم داشت
آمده یم تا بازیگر خوب صحنه ی زندگی خود باشیم ...
پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم...
#سرای_چامه
کارل گوستاو یونگ روانشناس سوئیسی تعبیرِ جالبی از انسانِ خوشحال دارد
که بسیار از تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد:
بر اساسِ این تعریف،
خوشحال بودن یعنی توانمنديِ بالاي ما در شكيبايي و استقامت در برابر سختی ها.
خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و پیری و مرگ جزء لاینفك زندگی ست اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.
خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز،خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم،بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم،خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی،
خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آريِ بزرگ به زندگي
خوشحالي يعني ادامه دادن
#سرای_چامه
که بسیار از تعریفِ عادی و معمولِ خوشحالی فاصله دارد:
بر اساسِ این تعریف،
خوشحال بودن یعنی توانمنديِ بالاي ما در شكيبايي و استقامت در برابر سختی ها.
خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و بیماری و پیری و مرگ جزء لاینفك زندگی ست اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.
خوشحالی یعنی میل به زندگی علی رغم علمِ به فانی بودنِ همه چیز،خوشحالی یعنی بعد از هر زمین خوردن همچنان بتوانیم بلند شویم،بعد از هر گریه همچنان بتوانیم بخندیم و لبخند بر لبِ دیگر همنوعان بیاوریم،خوشحالی یعنی حضورِ کاملِ ما در هستی،
خوشحالی یعنی توانایی ما به گفتنِ یک آريِ بزرگ به زندگي
خوشحالي يعني ادامه دادن
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حقیقت زلالی دریاچهی نقرهای
در تیتراژ مجموعه تلویزیونی "آنشرلی با موهای قرمز" نصرالله مدقالچی متنی میخواند:
"آنه!
آیا میدانی که در هجوم دردها و غمهایت
و در گیرودار ملالآور دوران زندگیت
حقیقت زلالی دریاچهی نقرهای نهفته بود؟"
دارد میگوید حقیقت زلال و نابی آنسوی این پردهی زودزوال نشسته و تمام قصهی زندگیات برای آن بود تا زلالی این دریاچهی نقرهای را کشف کنی.
آن دریچهی نقرهای همیشه بود.
احساس میکردی؟
آنه، در تکرار غریبانهی روزهایت، درخشش چیزی را احساس نمیکردی؟
انگار کل داستان در متن این زمزمه روایت میشود.
انگار سهراب است که میگوید:
«بر لب مردابی
پارهی لبخند تو بر روی لجن دیدم
رفتم به نماز»
چه کسی میتواند پارهای دلگشا از یک لبخند را روی لجن پیدا کند؟
و به شُکرانهی آن به نماز بایستد؟
آیا در شبهای متراکم زندگی، زمزمهی مقدسی نیز به گوش میرسد؟
شمس لنگرودی میگفت:
«من فکر میکنم
که پشت همهی تاریکیها
شفافیّتِ شیریرنگِ حیات است»
خوشا این نگاه به زندگی.
خوشا این نگاه.
👤صدیق قطبی
#سرای_چامه
در تیتراژ مجموعه تلویزیونی "آنشرلی با موهای قرمز" نصرالله مدقالچی متنی میخواند:
"آنه!
آیا میدانی که در هجوم دردها و غمهایت
و در گیرودار ملالآور دوران زندگیت
حقیقت زلالی دریاچهی نقرهای نهفته بود؟"
دارد میگوید حقیقت زلال و نابی آنسوی این پردهی زودزوال نشسته و تمام قصهی زندگیات برای آن بود تا زلالی این دریاچهی نقرهای را کشف کنی.
آن دریچهی نقرهای همیشه بود.
احساس میکردی؟
آنه، در تکرار غریبانهی روزهایت، درخشش چیزی را احساس نمیکردی؟
انگار کل داستان در متن این زمزمه روایت میشود.
انگار سهراب است که میگوید:
«بر لب مردابی
پارهی لبخند تو بر روی لجن دیدم
رفتم به نماز»
چه کسی میتواند پارهای دلگشا از یک لبخند را روی لجن پیدا کند؟
و به شُکرانهی آن به نماز بایستد؟
آیا در شبهای متراکم زندگی، زمزمهی مقدسی نیز به گوش میرسد؟
شمس لنگرودی میگفت:
«من فکر میکنم
که پشت همهی تاریکیها
شفافیّتِ شیریرنگِ حیات است»
خوشا این نگاه به زندگی.
خوشا این نگاه.
👤صدیق قطبی
#سرای_چامه