✳️️ماجرای عشق " بکتاش و رابعه"
(رابعه قزداری بلخی ، شاعر و سخنور قرن چهارم هجری )
قسمت سوم :
مدتها گذشت.
روزی بکتاش رابعه را در محلي ديد و شناخت و همان دم به دامنش آويخت.
اما به جاي آن که از دلبر نرمي و دلدادگي ببيند با خشونت و سردي روبه روگشت.
چنان دختر از کار او برآشفت و از گستاخيش روي در هم کشيد که با سختي او را از خود راند و پاسخي جز ملامت نداد:
که هان اي بيادب اين چه دلبري است
تو روباهي تو را چه جاي شيري است
که باشي تو که گيري دامن من
که ترسد سايه از پيراهن من
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای_چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
عاشق نااميد برجاي ماند و گفت:
«اي بت دلفروز، اين چه حکايت است که در نهان شعرم ميفرستي و ديوانهام مي کني و اکنون روي ميپوشي و چون بيگانگان از خود ميرانيَم؟»
دختر با مناعت پاسخ داد که:
«از اين راز آگاه نيستي و نميداني که آتشي که در دلم زبانه ميکشد و هستيم را خاکستر ميکند به نزدم چه گرانبهاست.
چيزي نيست که با جسم خاکي سر و کار داشته باشد.
جان غمديدۀ من طالب هوسهاي پست نيست.
تو را همين بس که بهانۀ اين عشق سوزان و محرم اسرارم باشي، دست از دامنم بدار که با اين کار چون بيگانگان از آستانهام دور شوي.»
پس از اين سخن، رفت و غلام را شيفتهتر از پيش برجاي گذاشت و خود همچنان به شعر گفتن پرداخت و آتش درون را با طبع چون آب تسکين داد.
ادامه دارد ...
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
(رابعه قزداری بلخی ، شاعر و سخنور قرن چهارم هجری )
قسمت سوم :
مدتها گذشت.
روزی بکتاش رابعه را در محلي ديد و شناخت و همان دم به دامنش آويخت.
اما به جاي آن که از دلبر نرمي و دلدادگي ببيند با خشونت و سردي روبه روگشت.
چنان دختر از کار او برآشفت و از گستاخيش روي در هم کشيد که با سختي او را از خود راند و پاسخي جز ملامت نداد:
که هان اي بيادب اين چه دلبري است
تو روباهي تو را چه جاي شيري است
که باشي تو که گيري دامن من
که ترسد سايه از پيراهن من
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای_چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
عاشق نااميد برجاي ماند و گفت:
«اي بت دلفروز، اين چه حکايت است که در نهان شعرم ميفرستي و ديوانهام مي کني و اکنون روي ميپوشي و چون بيگانگان از خود ميرانيَم؟»
دختر با مناعت پاسخ داد که:
«از اين راز آگاه نيستي و نميداني که آتشي که در دلم زبانه ميکشد و هستيم را خاکستر ميکند به نزدم چه گرانبهاست.
چيزي نيست که با جسم خاکي سر و کار داشته باشد.
جان غمديدۀ من طالب هوسهاي پست نيست.
تو را همين بس که بهانۀ اين عشق سوزان و محرم اسرارم باشي، دست از دامنم بدار که با اين کار چون بيگانگان از آستانهام دور شوي.»
پس از اين سخن، رفت و غلام را شيفتهتر از پيش برجاي گذاشت و خود همچنان به شعر گفتن پرداخت و آتش درون را با طبع چون آب تسکين داد.
ادامه دارد ...
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر آدمی به یک نفر احتیاج دارد
که مثل بقیه نباشد
وگرنه دنیا پر است از بقیه !
که مثل بقیه نباشد
وگرنه دنیا پر است از بقیه !
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک حس خوب
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﯼ در زندگی ﭼﯿﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ : « ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ» ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﮔﻔﺘﻨﺪ :ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ،
ﮔﻔﺖ : ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯿﺪ ، ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺷﺶ ﺧﺼﻮﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯽﺩﻟﯿﻞ ﺷﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺖ
ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ
ﺗﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽﺩﺍﺭﻧﺪ
ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﺑﻨﺪﻧﺪ.
ﭘﻨﺠﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
ﺳﺮﯾﻊ ﺁﺷﺘﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ
و ﺷﺸﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
پس کودکانه زندگی کنید
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﯼ در زندگی ﭼﯿﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ : « ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ» ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﮔﻔﺘﻨﺪ :ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ،
ﮔﻔﺖ : ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯿﺪ ، ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺷﺶ ﺧﺼﻮﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯽﺩﻟﯿﻞ ﺷﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺖ
ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ
ﺗﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽﺩﺍﺭﻧﺪ
ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﺑﻨﺪﻧﺪ.
ﭘﻨﺠﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ
ﺳﺮﯾﻊ ﺁﺷﺘﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ
و ﺷﺸﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
پس کودکانه زندگی کنید
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
زکریای رازی در اواخر عمر به خاطر اعتقاداتش
در دادگاه های مذهبی بارها محاکمه شد.
اما ناراحت کننده است که بدانید در این محاکمه ها
آنقدر کتاب هایش بر سرش کوبیده شد که بینایی خود را از دست داد و نابینا از دنیا رفت!!
میگویند شاگردانش به او گفتند حکیم شما بدتر از این را معالجه نمودی پس چرا خود را معالجه نمیکنید.
در جواب حکیم گفت بینا شوم که چه چیز را ببینم سیاهی جهل قدرت فاسد و روزگار بد و سخت مردمان.
گمان کنم همان کور باشم کمتر زجر میکشم.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
در دادگاه های مذهبی بارها محاکمه شد.
اما ناراحت کننده است که بدانید در این محاکمه ها
آنقدر کتاب هایش بر سرش کوبیده شد که بینایی خود را از دست داد و نابینا از دنیا رفت!!
میگویند شاگردانش به او گفتند حکیم شما بدتر از این را معالجه نمودی پس چرا خود را معالجه نمیکنید.
در جواب حکیم گفت بینا شوم که چه چیز را ببینم سیاهی جهل قدرت فاسد و روزگار بد و سخت مردمان.
گمان کنم همان کور باشم کمتر زجر میکشم.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
داشتم فکر میکردم چقدر آدمهای امن خوبند. آدم هایی که رازدارند. آنهایی که میتوانی کنارشان خودت باشی و تمام روحت را عریان کنی. از همهچیز بیواهمه حرف بزنی، بدون هراسی از قضاوت شدن. آدمهایی که نه با لبها که با چشمها و روحشان لبخند میزنند. بدون این که زیاد بدانند، اعتماد میکنند و شاید خودشان هم هرگز ندانند در کدام روز سختت به تو رسیدهاند و چطور خورشید شدهاند وسط همه تاریکی های دلت. چقدر خورشیدها خوبند، چقدر بیمنت و چقدر خوشبو و چقدر بوسیدنی و چقدر خواستنیاند
مهربانی هایی که انگار نهرهای بهشتند روی آتش تنهایی. درد و دریغ که کمند. بسیار کم
#حمید_سلیمی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
مهربانی هایی که انگار نهرهای بهشتند روی آتش تنهایی. درد و دریغ که کمند. بسیار کم
#حمید_سلیمی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پختگی،زمانی رخ میدهد که یک نفر یاد میگیرد
تنها دغدغهی چیزهایی را داشته باشد؛که ارزشمندند...
تنها دغدغهی چیزهایی را داشته باشد؛که ارزشمندند...
اولین بار بود که می فهمیدم در دنیا همه ما را دوست نخواهند داشت یا نخواهند پذیرفت،و اینکه غالبا درست در لحظه ای ما را کنار می گذارند که بیشتر از همیشه نیازمند پذیرشیم...
📙کفش باز
#فیل_نایت
📙کفش باز
#فیل_نایت
📝
یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود:
« منطق ماشین دودی».
می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟
می گفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.
وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران-شاه عبدالعظیم بود.
من می دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع . شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند: « ببین چه موجود عجیبی است!»
معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند.
تا قطار ایستاده بود، با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به او نگاه می کردند تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد.
همین که راه می افتاد، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و به قطار سنگ میزدند.
من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد، چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش احترام قائل بود، احترام بیشتر در وقتی است که حرکت می کند.
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.
دیدم این قانون کلی زندگی عده ای است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است.
تا ساکت است، مورد تعظیم و تجلیل است.
اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمی کند، بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است.
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند نه ساکت؛
متحرکند نه ساکن؛ باخبرترند نه بی خبرتر...
یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود:
« منطق ماشین دودی».
می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟
می گفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.
وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران-شاه عبدالعظیم بود.
من می دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع . شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند: « ببین چه موجود عجیبی است!»
معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند.
تا قطار ایستاده بود، با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به او نگاه می کردند تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد.
همین که راه می افتاد، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و به قطار سنگ میزدند.
من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد، چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش احترام قائل بود، احترام بیشتر در وقتی است که حرکت می کند.
این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.
دیدم این قانون کلی زندگی عده ای است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است.
تا ساکت است، مورد تعظیم و تجلیل است.
اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمی کند، بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است.
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند نه ساکت؛
متحرکند نه ساکن؛ باخبرترند نه بی خبرتر...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرام باش ماهِ من ! درست می شود ...
نه هیچ شبی ، و نه هیچ زمستانی دائمی نیست !
آفتاب می تابد ،
شاخه ها جوانه می زنند و تمامِ شکوفه های در انتظار ؛ متولد خواهند شد ...
هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب ، نمی ایستد و هیچ ماهی تا همیشه در حصار ، نمی مانَد ،
که حصار ؛ جای ماه ، آسمان ؛ جای سیاهی و باغ ؛ بسترِ شاخه های خشک و سرمازده نیست !
نور ، سپاه سیاهی را می درد ؛ حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشد ،
و بهار ؛ هزار هزار زمستان را سبز می کند ،
روزهای سخت ، رو به پایان است ماهِ من ؛
آرام باش ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
نه هیچ شبی ، و نه هیچ زمستانی دائمی نیست !
آفتاب می تابد ،
شاخه ها جوانه می زنند و تمامِ شکوفه های در انتظار ؛ متولد خواهند شد ...
هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب ، نمی ایستد و هیچ ماهی تا همیشه در حصار ، نمی مانَد ،
که حصار ؛ جای ماه ، آسمان ؛ جای سیاهی و باغ ؛ بسترِ شاخه های خشک و سرمازده نیست !
نور ، سپاه سیاهی را می درد ؛ حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشد ،
و بهار ؛ هزار هزار زمستان را سبز می کند ،
روزهای سخت ، رو به پایان است ماهِ من ؛
آرام باش ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باب مارلی میگه:
«حقیقت این است که هر انسانی تو را خواهد رنجاند.
فقط باید آنهایی را پیدا کنی که ارزش این را داشته باشند که به خاطرشان، رنج بکشی.»
و چقدر درست گفته.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
«حقیقت این است که هر انسانی تو را خواهد رنجاند.
فقط باید آنهایی را پیدا کنی که ارزش این را داشته باشند که به خاطرشان، رنج بکشی.»
و چقدر درست گفته.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
مگذار در لحظههایی از زندگی به خاطر کوچکترین چیزها که بزرگ مینمایند، در چشمانت اشک بنشیند؛
اشکها برای غمهای بزرگ،
و شادیهای بزرگ است.
👤هیوا مسیح
📚من از دنیای بیکودک میترسم
اشکها برای غمهای بزرگ،
و شادیهای بزرگ است.
👤هیوا مسیح
📚من از دنیای بیکودک میترسم
فرق من با زندانبانم میدانی؟
زمانی که پنجره کوچک سلولم را باز می کند ، او تاریکی و غم را می بیند و من روشنایی و امید را
نگرش شما زندگی شما را می سازد .
# نلسون ماندلا
زمانی که پنجره کوچک سلولم را باز می کند ، او تاریکی و غم را می بیند و من روشنایی و امید را
نگرش شما زندگی شما را می سازد .
# نلسون ماندلا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از شاخص ترین نشانه های افراد با اختلال شخصیت نارسیستیک، عدم توانایی پذیرش تفاوت ها و تلاش شدید برای یکسان سازی اندیشه، رفتار و عمل اشخاصی ست که با او در ارتباط هستند.
در زنان و مردان با رگه های شدید نارسیسیزم، مشکل اساسی با جنسیت فرد مقابل، به خوبی قابل مشاهده است. فرد نارسیستیک جنس مخالف خود را بی ارزش و در بهترین حالت ابزاری برای استفاده ی خود میداند.
بر طبق پژوهش های حوزه روانشناسی، میزان شیوع اختلال نارسیستیک در مردان بیشتر از زنان است.
با این آمار دور از ذهن نیست که در جامعه ای با رگه های شدید نارسیسیزم، هرگز پذیرفته نخواهد شد که ابزاری به نام زن، بروزی یگانه داشته و شخصیتی مستقل را ارائه دهد.
در زنان و مردان با رگه های شدید نارسیسیزم، مشکل اساسی با جنسیت فرد مقابل، به خوبی قابل مشاهده است. فرد نارسیستیک جنس مخالف خود را بی ارزش و در بهترین حالت ابزاری برای استفاده ی خود میداند.
بر طبق پژوهش های حوزه روانشناسی، میزان شیوع اختلال نارسیستیک در مردان بیشتر از زنان است.
با این آمار دور از ذهن نیست که در جامعه ای با رگه های شدید نارسیسیزم، هرگز پذیرفته نخواهد شد که ابزاری به نام زن، بروزی یگانه داشته و شخصیتی مستقل را ارائه دهد.
Az Karkhe Ta Rein از کرخه تا راین
مجید_انتظامی
"از کرخـه تا رایـن"
من از سلالهى درختانم
تنفس هواى مانده ملولم مىكند
پرندهاى كه مرده بود
به من پند داد
كه پرواز را بخاطر بسپارم.
#فروغ فرخزاد
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
"از کرخـه تا رایـن"
من از سلالهى درختانم
تنفس هواى مانده ملولم مىكند
پرندهاى كه مرده بود
به من پند داد
كه پرواز را بخاطر بسپارم.
#فروغ فرخزاد
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme