در راه مشهد، شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند!!
به شیخ بهایی که اسبش جلو میرفت گفت: این میرداماد چقدر بی عرضه است اسبش دائم عقب می ماند.
شیخ بهائی گفت: کوهی از علم و دانش برآن اسب سوار است، حیوان کشش اینهمه عظمت را ندارد.
ساعتی بعد عقب ماند، به میر داماد گفت: این شیخ بهائی رعایت نمیکند، دائم جلو می تازد.
میرداماد گفت: اسب او از اینکه آدم بزرگی چون شیخ بهائی بر پشتش سوار است سر از پا نمی شناسد و می خواهد از شوق بال در آورد.
این است "رسم رفاقت..." در "غیاب" یکدیگر" حافظ آبروی" هم باشیم...
به شیخ بهایی که اسبش جلو میرفت گفت: این میرداماد چقدر بی عرضه است اسبش دائم عقب می ماند.
شیخ بهائی گفت: کوهی از علم و دانش برآن اسب سوار است، حیوان کشش اینهمه عظمت را ندارد.
ساعتی بعد عقب ماند، به میر داماد گفت: این شیخ بهائی رعایت نمیکند، دائم جلو می تازد.
میرداماد گفت: اسب او از اینکه آدم بزرگی چون شیخ بهائی بر پشتش سوار است سر از پا نمی شناسد و می خواهد از شوق بال در آورد.
این است "رسم رفاقت..." در "غیاب" یکدیگر" حافظ آبروی" هم باشیم...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چقدر خوبه یکی از این آدمهای مثبتگرا همیشه نزدیکت باشه، اون شاید الکی دلداری بده و حرفای قشنگ بزنه ولی تو دلت با همون حرفها روشن میشه
#اردشیر_رستمی
#اردشیر_رستمی
تحلیل اخلاقی - انسانی «سید حسن خمینی» از عکسهای «دهشتناک» تلسکوپ جیمز وب
🔹 کیست که با دیدن عظمت کیهان، آن هم از دریچه عکس های جدیدی که آخرین نسل تلسکوپ ها ارسال کرده است، به حقارت خود پی نبرد؟
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی ضمن انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
🔹در میان واژه های عربی - که کاربرد فراوانی در ادبیات دینی دارد - کلمه ای است که بسیار با ترس و خوف قرابت دارد؛ تا آنجا که آن را گاه به اشتباه، با «خوف» به یک معنا گرفته اند.
🔹«خشیت» - که می توان مترادف آن را در زبان فارسی «دهشت» دانست - به معنای «بیم و ترس آگاهانه ای است که بر جان انسان مستولی می شود و ناشی از عظمت چیزی است که آدمی در مقابل آن خود را کوچک و ناقص می بیند. »
🔹عارفان و عالمان این کلمه را همواره درباره حالت انسان در مقابل خدا به کار برده اند و آن را بر گرفته از توجه آدمی به عظمت خدا از سویی و توجه به کوچکی و نقصان انسان دانسته اند.
🔹برای من همواره بهترین مثال برای این صفت -که می توانست به خوبی آن را برای خودم و شنوندگان معلوم کند- حالتی بود که آدمی در مواجهه با عظمت کیهان و آسمان ها پیدا می کرد. و این مثال این روزها با مشاهده عکس های تلسکوپ جیمز وب بهتر و بیشتر ما را به مفهوم خشیت رهنمون می شود.
🔹 اما نکته قابل تآمل آن است که عارفان و بزرگان و پیش از آنان اولیاء خدا ، وجود آدمی را از کهکشان ها بزرگ تر دانسته اند و به ما هشدار داده اند که «عالم اکبر» در درون ماست.
🔹و تا چه اندازه محتاجیم که کسی عظمت وجود آدمی را به ما بنماید و کسی چشم های ما را به بزرگی روح هایی که جهان در برابر آن خاشع است بگشاید. و آن جاست که در برابر انسان نیز در خود، خشیت را لمس می کنیم و کمتر بر طبل «انانیت» می کوبیم و با انسان- این موجود سترگ- بر سر مهر در می آییم.
🔹و خوشا آنانکه از این نیز فراتر رفته و عظمت خالق انسان را دریافته اند.
🔹آنجاست که نه تنها از سر کلاه برافتد، که هوش هم از سر رود، و هر سری مدهوش شده و شاید که خرقه تهی کند.
https://t.me/httpsCAme
#سرای_چامه
🔹 کیست که با دیدن عظمت کیهان، آن هم از دریچه عکس های جدیدی که آخرین نسل تلسکوپ ها ارسال کرده است، به حقارت خود پی نبرد؟
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی ضمن انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
🔹در میان واژه های عربی - که کاربرد فراوانی در ادبیات دینی دارد - کلمه ای است که بسیار با ترس و خوف قرابت دارد؛ تا آنجا که آن را گاه به اشتباه، با «خوف» به یک معنا گرفته اند.
🔹«خشیت» - که می توان مترادف آن را در زبان فارسی «دهشت» دانست - به معنای «بیم و ترس آگاهانه ای است که بر جان انسان مستولی می شود و ناشی از عظمت چیزی است که آدمی در مقابل آن خود را کوچک و ناقص می بیند. »
🔹عارفان و عالمان این کلمه را همواره درباره حالت انسان در مقابل خدا به کار برده اند و آن را بر گرفته از توجه آدمی به عظمت خدا از سویی و توجه به کوچکی و نقصان انسان دانسته اند.
🔹برای من همواره بهترین مثال برای این صفت -که می توانست به خوبی آن را برای خودم و شنوندگان معلوم کند- حالتی بود که آدمی در مواجهه با عظمت کیهان و آسمان ها پیدا می کرد. و این مثال این روزها با مشاهده عکس های تلسکوپ جیمز وب بهتر و بیشتر ما را به مفهوم خشیت رهنمون می شود.
🔹 اما نکته قابل تآمل آن است که عارفان و بزرگان و پیش از آنان اولیاء خدا ، وجود آدمی را از کهکشان ها بزرگ تر دانسته اند و به ما هشدار داده اند که «عالم اکبر» در درون ماست.
🔹و تا چه اندازه محتاجیم که کسی عظمت وجود آدمی را به ما بنماید و کسی چشم های ما را به بزرگی روح هایی که جهان در برابر آن خاشع است بگشاید. و آن جاست که در برابر انسان نیز در خود، خشیت را لمس می کنیم و کمتر بر طبل «انانیت» می کوبیم و با انسان- این موجود سترگ- بر سر مهر در می آییم.
🔹و خوشا آنانکه از این نیز فراتر رفته و عظمت خالق انسان را دریافته اند.
🔹آنجاست که نه تنها از سر کلاه برافتد، که هوش هم از سر رود، و هر سری مدهوش شده و شاید که خرقه تهی کند.
https://t.me/httpsCAme
#سرای_چامه
Telegram
attach 📎
Sarnevesht
Homayoun Shajarian
سرنوشت
#همایون_شجریان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#همایون_شجریان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Morghe Sahar
Reza Bahram Ft. Mehdi Darabi
مرغ سحر
#رضا_بهرام
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#رضا_بهرام
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای پروفسور ایرانی مقیم اروپا، راجع به مقایسه ایران و سوئیس که الحق و الانصاف باید تک تک کلمات این کلیپ را با طلا بنویسید! سوئیس فقیر ترین کشور جهان است، هیچ نفت و گاز و معدنی ندارد و فقط علف دارد! اما به جای تمام نداشته های خود، عقل دارد!
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
مست ۲۶۳
@Buyeto
این صحبت استاد شجریان رو
حتما گوش بدید
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
حتما گوش بدید
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
مست ۲۶۲
@Buyeto
حتما گوش بده.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Delbar Jan (Bir-Music.com)
Salar Aghili
من میترسم
از منِ غرقِ تو در آینه ....
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
از منِ غرقِ تو در آینه ....
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Soghati
Hayede
نه من تو رو واسه خودم
نه از سرِ هوس میخوام
عمرِ دوبارهی منی
تو رو واسه نفس میخوام
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
نه از سرِ هوس میخوام
عمرِ دوبارهی منی
تو رو واسه نفس میخوام
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
شیطان گفت: دشمنیِ من با بشریت، از دشمنی تو با جان خویش بیشتر نیست ای كشیش.
تو به میكائیل آفرین می گویی،در حالی كه او برایت هیچ فایده ای نداشته است؛ و مرا دشنام می دهی، حال آنكه من مایهٔ راحتی و آسایش ات بوده و هستم.
مگر نه این كه وجود من، موجب رونق بازار تو و نامم سرمایه كسب و كار توست؟
اگر شیطان بمیرد و مبارزه با او منتفی گردد، چه شغلی را بر عهدهٔ تو خواهند نهاد؟ تو كه پدر روحانی هستی، چطور نمی دانی كه تنها وجود شیطان می تواند سیم و زر را از جیب مؤمنان،به جیب های واعظان و سخنوران سرازیر می كند؟
تو كه عالمی دانا هستی،چطور نمی دانی كه با نابود شدن علت، معلول نیز از بین می رود؟ چطور راضی می شوی كه من بمیرم و تو، جایگاه خود را از دست بدهی و نان زن و بچه ات را آجر كنی؟!
جبران خلیل جبران
تو به میكائیل آفرین می گویی،در حالی كه او برایت هیچ فایده ای نداشته است؛ و مرا دشنام می دهی، حال آنكه من مایهٔ راحتی و آسایش ات بوده و هستم.
مگر نه این كه وجود من، موجب رونق بازار تو و نامم سرمایه كسب و كار توست؟
اگر شیطان بمیرد و مبارزه با او منتفی گردد، چه شغلی را بر عهدهٔ تو خواهند نهاد؟ تو كه پدر روحانی هستی، چطور نمی دانی كه تنها وجود شیطان می تواند سیم و زر را از جیب مؤمنان،به جیب های واعظان و سخنوران سرازیر می كند؟
تو كه عالمی دانا هستی،چطور نمی دانی كه با نابود شدن علت، معلول نیز از بین می رود؟ چطور راضی می شوی كه من بمیرم و تو، جایگاه خود را از دست بدهی و نان زن و بچه ات را آجر كنی؟!
جبران خلیل جبران
آخرین نامه✉ 🕊
یک جایی توی تاریخ مردی سراسیمه خودش را می رساند به حکیمی و از چگونگی زندگی می پرسد
حکیم فنجانِ چای را می دهد دستش و بهش می گوید چایِ داخل فنجان زندگی توست، برو توی بازار چرخی بزن و برگرد
مرد پاورچین پاورچین می رود و برمی گردد نزد حکیم، فنجان را نشان می دهد و می گوید ببین حتی قطره ای ازش نریخته...
حکیم نگاهش می کند و میپرسد خب چه دیدی توی مسیر؟
🎬 کات...
می خواهم بی مقدمه از پیش حکیم و مردِ زندگی جو بروم به شبِ نهم از درگیری ام با کووید ۱۹.. شبی که کرونا پای چرک آلودِ سبز رنگش را گذاشته بود بیخ گلوم و از ذره ذره اکسیژنی که می خواست وارد ریه ام شود عوارض می گرفت.
من هم مانند خیل آدم هایی که کرونا مرگ را بهشان یادآور شد، آن شب توی کشمکش ریه ام که نفس می خواست و کرونا که نفس کش می طلبید مرگ را ملاقات کردم. خیلی از نزدیک ملاقات کردم..
آن وقت فقط یک کار به ذهنم رسید و آن، نوشتن نامه ای بود که عنوان آخرین نامه را به خودش اختصاص داد. که همین عنوان یک دفعه کار را مشکل کرد.
شبیه کسی که بین راه یادش بیفتد چیزی را جا گذاشته و بخواهد برگردد. شبیه کسی که برود توی اتاق بعد یادش نیاید برای چه رفته. شبیه مردِ زندگی جو بودم در برابر حکیم پرس و جو گر…
هزار راه نرفته بودم
هزار حرف نگفته
هزار کارِ نکرده
هزار هزار حسرت ناتمام...
مرد در پاسخ به سوالِ حکیم که گفته بود چه دیدی توی مسیر چیزی برای گفتن پیدا نکرده بود، دقیقا مثل من که برای آخرین نامه چیزی پیدا نکرده بودم...
حکیم اما چاره را می دانست... به مرد زندگی جو گفته بود برو دوباره بازار را بگرد، این بار اما تمام حواست به چای نباشد...
اینبار سفت نگیر فنجان را ...
مرد بار دوم وقتی بر می گردد مقداری از چایِ توی فنجان که زندگی اش بود ریخته اما حرف های زیادی برای گفتن دارد...
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای_چامه#
┗━━━━━━━━┛
ما چه داریم برای گفتن؟
توی #آخرین_نامه جز اینکه بخواهیم تکلیف دارایی مان را مشخص کنیم چیزی برای گفتن داریم؟ حکیمِ پرس و جو گر همیشه همانجای تاریخ ایستاده...پاسخی برای سوالش داریم؟
می دانید چرا دنیا پس از #کرونا انقدر افسرده شده؟ مهمترین دلیلش شاید این است که مرگ آمد و چسبید بیخ گلوی همه...میدانید چرا فکر کردن به مرگ باعث اضطراب و افسردگی می شود؟
من نمیدانم شما میدانید؟
شاید بعد از تزریق آخرین دُز از آخرین واکسن به آخرین نفر، ماسک هایمان را که برداشتیم لبخند داشتیم روی لب..
شاید آغوشمان لبریز شد از محبت..
شاید دستِ هم را به دوستی فشردیم..
شاید مصرف بی رویه داشتیم در بوسه..
شاید برای دیدار هم چرتکه ننداختیم که میارزد فلانی را ببینم یا نه...
چه اشکالی دارد اصلا یذره از چای توی فنجان بریزد
شاید حرف حکیم را گوش کردیم و
سفت نچسبیدیم به خیلی چیزهای بی ارزش..
شاید تنها چیزی که بهش سفت چسبیدیم رفاقت هایمان بود
همین...
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
یک جایی توی تاریخ مردی سراسیمه خودش را می رساند به حکیمی و از چگونگی زندگی می پرسد
حکیم فنجانِ چای را می دهد دستش و بهش می گوید چایِ داخل فنجان زندگی توست، برو توی بازار چرخی بزن و برگرد
مرد پاورچین پاورچین می رود و برمی گردد نزد حکیم، فنجان را نشان می دهد و می گوید ببین حتی قطره ای ازش نریخته...
حکیم نگاهش می کند و میپرسد خب چه دیدی توی مسیر؟
🎬 کات...
می خواهم بی مقدمه از پیش حکیم و مردِ زندگی جو بروم به شبِ نهم از درگیری ام با کووید ۱۹.. شبی که کرونا پای چرک آلودِ سبز رنگش را گذاشته بود بیخ گلوم و از ذره ذره اکسیژنی که می خواست وارد ریه ام شود عوارض می گرفت.
من هم مانند خیل آدم هایی که کرونا مرگ را بهشان یادآور شد، آن شب توی کشمکش ریه ام که نفس می خواست و کرونا که نفس کش می طلبید مرگ را ملاقات کردم. خیلی از نزدیک ملاقات کردم..
آن وقت فقط یک کار به ذهنم رسید و آن، نوشتن نامه ای بود که عنوان آخرین نامه را به خودش اختصاص داد. که همین عنوان یک دفعه کار را مشکل کرد.
شبیه کسی که بین راه یادش بیفتد چیزی را جا گذاشته و بخواهد برگردد. شبیه کسی که برود توی اتاق بعد یادش نیاید برای چه رفته. شبیه مردِ زندگی جو بودم در برابر حکیم پرس و جو گر…
هزار راه نرفته بودم
هزار حرف نگفته
هزار کارِ نکرده
هزار هزار حسرت ناتمام...
مرد در پاسخ به سوالِ حکیم که گفته بود چه دیدی توی مسیر چیزی برای گفتن پیدا نکرده بود، دقیقا مثل من که برای آخرین نامه چیزی پیدا نکرده بودم...
حکیم اما چاره را می دانست... به مرد زندگی جو گفته بود برو دوباره بازار را بگرد، این بار اما تمام حواست به چای نباشد...
اینبار سفت نگیر فنجان را ...
مرد بار دوم وقتی بر می گردد مقداری از چایِ توی فنجان که زندگی اش بود ریخته اما حرف های زیادی برای گفتن دارد...
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای_چامه#
┗━━━━━━━━┛
ما چه داریم برای گفتن؟
توی #آخرین_نامه جز اینکه بخواهیم تکلیف دارایی مان را مشخص کنیم چیزی برای گفتن داریم؟ حکیمِ پرس و جو گر همیشه همانجای تاریخ ایستاده...پاسخی برای سوالش داریم؟
می دانید چرا دنیا پس از #کرونا انقدر افسرده شده؟ مهمترین دلیلش شاید این است که مرگ آمد و چسبید بیخ گلوی همه...میدانید چرا فکر کردن به مرگ باعث اضطراب و افسردگی می شود؟
من نمیدانم شما میدانید؟
شاید بعد از تزریق آخرین دُز از آخرین واکسن به آخرین نفر، ماسک هایمان را که برداشتیم لبخند داشتیم روی لب..
شاید آغوشمان لبریز شد از محبت..
شاید دستِ هم را به دوستی فشردیم..
شاید مصرف بی رویه داشتیم در بوسه..
شاید برای دیدار هم چرتکه ننداختیم که میارزد فلانی را ببینم یا نه...
چه اشکالی دارد اصلا یذره از چای توی فنجان بریزد
شاید حرف حکیم را گوش کردیم و
سفت نچسبیدیم به خیلی چیزهای بی ارزش..
شاید تنها چیزی که بهش سفت چسبیدیم رفاقت هایمان بود
همین...
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
⭕️آیا میدانید پارادایم چیست ؟
گروهی از دانشمندان ۵ میمون را در قفسی قرار دادند.
در وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان دسته ای موز گذاشتند.
هر زمانی که میمونی بالای نردبان میرفت تا موزها را بردارد، دانشمندان بر روی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند.
پس از مدتی، هر وقت که میمونی بالای نردبان میرفت سایرین او را کتک میزدند.
مدتی بعد هیچ میمونی علیرغم وسوسهای که داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمیداد.
دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمونها را بردارند و با یک میمون جدید جایگزین کنند. اولین کاری که این میمون جدید انجام داد این بود که سعی کرد تا بالای نردبان برود، که بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب قرار گرفت.
پس از چندبار کتک خوردن میمون جدید با این که نمیدانست چرا، اما یاد گرفت که بالای نردبان نرود.
میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تکرار شد. میمون جدید اول هم در کتک زدن میمون جدید دوم شرکت میکرد. سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق (کتک خوردن) تکرار گردید.
به همین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.
آن چیزی که باقی مانده بود گروهی متشکل از ۵ میمون بوده که با این که هیچگاه آب سردی بر روی آنها پاشیده نشده بود، میمونی را که بالای نردبان میرفت را کتک میزدند.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای_چامه#
┗━━━━━━━━┛
اگر امکان داشت که از میمونها بپرسند که چرا میمونی که بالای نردبان میرود را کتک میزنند شرط خواهیم بست که جواب آنها این خواهد بود:
“من نمیدانم، این رسم ماست. همه این کارو میکنن”
این جواب به نظر شما آشنا نمیآید؟!
اين جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین می کند....! آدمها هستند که آن را می سازند! جهان سوم جا نیست، شخص است. جهان سوم منم، جهان سوم تویی، جهان سوم طرز تفکر ماست، نه آن مرزهایی که داخلش زندگی می کنیم! جهان سوم جاییست که درآمد یک دعا نویس از یک برنامه نویس بیشتر است. جهان سوم جاییست که مردمش جهان سومی فکر میکنند جهان سوم جایی است که بسیاری ازمردمانش با يک "استخاره" هدف تعيين ميکنند! و با يک " عطسه " از هدف خود دست ميکشند....
یک ساعت تفکرمثبت بهتر از۷۰سال عبادت از روی عادت
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
گروهی از دانشمندان ۵ میمون را در قفسی قرار دادند.
در وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان دسته ای موز گذاشتند.
هر زمانی که میمونی بالای نردبان میرفت تا موزها را بردارد، دانشمندان بر روی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند.
پس از مدتی، هر وقت که میمونی بالای نردبان میرفت سایرین او را کتک میزدند.
مدتی بعد هیچ میمونی علیرغم وسوسهای که داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمیداد.
دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمونها را بردارند و با یک میمون جدید جایگزین کنند. اولین کاری که این میمون جدید انجام داد این بود که سعی کرد تا بالای نردبان برود، که بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب قرار گرفت.
پس از چندبار کتک خوردن میمون جدید با این که نمیدانست چرا، اما یاد گرفت که بالای نردبان نرود.
میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تکرار شد. میمون جدید اول هم در کتک زدن میمون جدید دوم شرکت میکرد. سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق (کتک خوردن) تکرار گردید.
به همین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.
آن چیزی که باقی مانده بود گروهی متشکل از ۵ میمون بوده که با این که هیچگاه آب سردی بر روی آنها پاشیده نشده بود، میمونی را که بالای نردبان میرفت را کتک میزدند.
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای_چامه#
┗━━━━━━━━┛
اگر امکان داشت که از میمونها بپرسند که چرا میمونی که بالای نردبان میرود را کتک میزنند شرط خواهیم بست که جواب آنها این خواهد بود:
“من نمیدانم، این رسم ماست. همه این کارو میکنن”
این جواب به نظر شما آشنا نمیآید؟!
اين جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین می کند....! آدمها هستند که آن را می سازند! جهان سوم جا نیست، شخص است. جهان سوم منم، جهان سوم تویی، جهان سوم طرز تفکر ماست، نه آن مرزهایی که داخلش زندگی می کنیم! جهان سوم جاییست که درآمد یک دعا نویس از یک برنامه نویس بیشتر است. جهان سوم جاییست که مردمش جهان سومی فکر میکنند جهان سوم جایی است که بسیاری ازمردمانش با يک "استخاره" هدف تعيين ميکنند! و با يک " عطسه " از هدف خود دست ميکشند....
یک ساعت تفکرمثبت بهتر از۷۰سال عبادت از روی عادت
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهشون میگه
به خوراکی ها دست نزنید
تا ما برگردیم!!!!
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
به خوراکی ها دست نزنید
تا ما برگردیم!!!!
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme