روانشناسها چنان راحت تجویز میکنند «گذشته را کنار بگذارید!»
یا
«به گذشته فکر نکنید!»
که گاهی با خودم میاندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکردهاند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کردهایم،
انقدر که ناخودآگاه به حافظهمان چسبیدهاند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمدهاند که بدون آن حافظه لنگ میزند.
مثل این که از شما بخواهند معده تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید.
نمیشود! چون حیاتتان بدان وابسته است...
#بیهوده
#کریستین_بوبن
#سرای_چامه
یا
«به گذشته فکر نکنید!»
که گاهی با خودم میاندیشم شاید آنها در دنیای ما و با عواطف انسانی زندگی نکردهاند!
گذشته شامل لحظاتی است که ما آنها را دقیقه به دقیقه زندگی کردهایم،
انقدر که ناخودآگاه به حافظهمان چسبیدهاند و به شکل عضو ثابتی از زندگی درآمدهاند که بدون آن حافظه لنگ میزند.
مثل این که از شما بخواهند معده تان را درآورید و بدون آن زندگی کنید.
نمیشود! چون حیاتتان بدان وابسته است...
#بیهوده
#کریستین_بوبن
#سرای_چامه
👍2
🌼🍃🌸🍃
همسایه کناریام غمگینم میکند! زن و شوهر صبح زود بیدار میشوند، میروند سر کار، عصر باز میگردند. یک پسر و یک دختر دارند. ساعت نُه شب همه چراغهای خانه خاموش است. فردا صبح نیز زود بیدار میشوند، سر کار میروند، عصر باز میگردند، ساعت نه،خاموشی! آدمهای خوبی هستند
دوستشان دارم اما حس میکنم در حال غرق شدناند و نمیتوانم کمکشان کنم. گذرانِ زندگی میکنند. بیخانمان نیستند اما بهای گزافی میپردازند؛ گاهی در میانه روز، به خانهشان مینگرم و خانه نگاهم میکند. خانه میگرید، میتوانم حس کنم.
👤چارلز بوکفسکی
#سرای_چامه
https://t.me/httpsCAme
همسایه کناریام غمگینم میکند! زن و شوهر صبح زود بیدار میشوند، میروند سر کار، عصر باز میگردند. یک پسر و یک دختر دارند. ساعت نُه شب همه چراغهای خانه خاموش است. فردا صبح نیز زود بیدار میشوند، سر کار میروند، عصر باز میگردند، ساعت نه،خاموشی! آدمهای خوبی هستند
دوستشان دارم اما حس میکنم در حال غرق شدناند و نمیتوانم کمکشان کنم. گذرانِ زندگی میکنند. بیخانمان نیستند اما بهای گزافی میپردازند؛ گاهی در میانه روز، به خانهشان مینگرم و خانه نگاهم میکند. خانه میگرید، میتوانم حس کنم.
👤چارلز بوکفسکی
#سرای_چامه
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
فرهنگ ما نیازمند بازاندیشی است، در همۀ باورهایش، تاریخاش، سوابقاش و آنچه که مانعِ رشد و باعثِ ایستایی و توقفش شده است. همۀ ما ناچاریم دربارۀ همهچیز از نو بیاندیشیم، همهچیز را از نو با تعقل و ادراک امروزی ارزیابی کنیم، تعریفهای گذشته را بسنجیم، از صافی خرد و آزمون بگذرانیم و در قالب یک دانش، بینش و خرد امروزی ساماندهی کنیم.
فقط در سایۀ معناشناسیست که حرکتی فهمیده به سوی نوزایی رخ میدهد و هیچچیز به اندازۀ تصویر به این معناشناسی کمک نخواهد کرد. برای همین است که تصویر اینهمه زیرِ ضربه است. جامعهای که تصویری از خود ندارد اصلاً هویّت ندارد. و جامعهای که تصویربردار ندارد، آینهای در برابر ندارد. ما ناچار از شناختیم؛ ناچار از آموختنیم.
~بهرام بیضایی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
فقط در سایۀ معناشناسیست که حرکتی فهمیده به سوی نوزایی رخ میدهد و هیچچیز به اندازۀ تصویر به این معناشناسی کمک نخواهد کرد. برای همین است که تصویر اینهمه زیرِ ضربه است. جامعهای که تصویری از خود ندارد اصلاً هویّت ندارد. و جامعهای که تصویربردار ندارد، آینهای در برابر ندارد. ما ناچار از شناختیم؛ ناچار از آموختنیم.
~بهرام بیضایی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Deltange Toam
Hojat Ashrafzadeh
من گمشده ام تو مرا به خودم برسان....
تا با نفست بتپد دل تنگ جهان.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
تا با نفست بتپد دل تنگ جهان.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
گفت: «مرا یادت هست؟»
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همه ی تاریخ است؟
و چرا آدم ها در یاد من زندگی می کنند
و من در یاد هیچکس نیستم؟
#عباس_معروفی
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همه ی تاریخ است؟
و چرا آدم ها در یاد من زندگی می کنند
و من در یاد هیچکس نیستم؟
#عباس_معروفی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
دلش چنین می خواست.
اما کو جرأت؟!
این است آدمیزاد – دست کم – دو گونه زندگانی می کند؛
یکی آن که هست و دیگری آن که می خواهد.
https://t.me/httpsCAme
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
📕کلیدر
#محمود_دولت_آبادی
اما کو جرأت؟!
این است آدمیزاد – دست کم – دو گونه زندگانی می کند؛
یکی آن که هست و دیگری آن که می خواهد.
https://t.me/httpsCAme
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
📕کلیدر
#محمود_دولت_آبادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو نوازی سهتار
کیهان کلهر
کیا طبسیان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
کیهان کلهر
کیا طبسیان
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#داستان_کوتاه
▪️مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره میگرفت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر میفرخت، آن زن کره ها را به صورت توپ های یک کیلویى در می آورد. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.
هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم، بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم. مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید.
یقین داشته باش که به اندازه خودت، برای تو اندازه گرفته می شود ...
#تلنگر
#سرای_چامه
▪️مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره میگرفت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر میفرخت، آن زن کره ها را به صورت توپ های یک کیلویى در می آورد. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند.
هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم، بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم. مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید.
یقین داشته باش که به اندازه خودت، برای تو اندازه گرفته می شود ...
#تلنگر
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ازچی_میترسی ...؟!
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
"صائب تبریزی"
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
"صائب تبریزی"
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دو تا راه بیشتر تو زندگی نیست
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
💢یك مرد 63 ساله ،عقب یك بیوك را از روی زمین بلند كرد تا دست نوه اش را از زیر آن بیرون آورد .
⭕️ قبل از آن هیچ چیزی سنگین تر از كیسه بیست كیلویی بلند نكرده بود
📍او بعدها كمی دچار افسردگی شد میدانید چرا؟
🌀چون در 63 سالگی فهمیده بود چقدر توانایی داشته كه باورش نداشته و عمرش را با حداقل ها گذرانده!
♨️منتظر نشوید 63 ساله شوید
💢توانایی انسان نامحدود است.
هيچوقت خودتون رو دست كم نگيريد
و فراموش نكنيد كه انسان اشرف مخلوقات است
⭕️ قبل از آن هیچ چیزی سنگین تر از كیسه بیست كیلویی بلند نكرده بود
📍او بعدها كمی دچار افسردگی شد میدانید چرا؟
🌀چون در 63 سالگی فهمیده بود چقدر توانایی داشته كه باورش نداشته و عمرش را با حداقل ها گذرانده!
♨️منتظر نشوید 63 ساله شوید
💢توانایی انسان نامحدود است.
هيچوقت خودتون رو دست كم نگيريد
و فراموش نكنيد كه انسان اشرف مخلوقات است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای رفع فشارهای عصبی بايد دو گام برداشت:
گام نخست اينكه برای مسائل جزئی، خود را ناراحت نكنيد، گام دوم اينكه بدانيد همه ی مسائل جزئی هستند.
👤آنتونی رابینز
گام نخست اينكه برای مسائل جزئی، خود را ناراحت نكنيد، گام دوم اينكه بدانيد همه ی مسائل جزئی هستند.
👤آنتونی رابینز
#حسین_پناهی ، آخوندی که شاعر شد
حسین پناهی پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیلات مذهبی به مدرسهٔ آیتالله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگیاش بازگشت ...
چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مسئلهای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتادهاست، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه میدانست روغن نجس است (روغن محلی معمولاً در تابستان از حرارت دادن کره به دست میآید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است)، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانوادهاش را باید تأمین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علیرغم فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. و به این ترتیب مقدمات ورود یک استعداد مهم به دنیای هنر فراهم شد ...
https://t.me/httpsCAme
حسین پناهی پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیلات مذهبی به مدرسهٔ آیتالله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگیاش بازگشت ...
چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مسئلهای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتادهاست، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه میدانست روغن نجس است (روغن محلی معمولاً در تابستان از حرارت دادن کره به دست میآید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است)، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانوادهاش را باید تأمین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علیرغم فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. و به این ترتیب مقدمات ورود یک استعداد مهم به دنیای هنر فراهم شد ...
https://t.me/httpsCAme
ﻣﮑﻪ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻢ ﭘﺎﮎ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻢ ،ﮔﻨﺎﻩ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭست هاﯾﻢ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻡ ﺧﻄﺎ ﺍﻧﮕﺎﺷﺘﻪ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ …
ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺪﺍ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﻣﮑﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﯿﮕﺮﺩﻧﺪ …
ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻓﻘﯿﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﮔﺮﺩ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺳﺪ ﻭ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺰﺩﺍﯾﺪ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﮔﺮﺩ، ﺧﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ...
ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺭﺍ ﻃﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺳﺎﺩﻩ ﺧﻮﯾﺶ ﺗﺼﻮﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﻨﻢ …
ﺁﺭﯼ ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﮑﻪ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ثانیه های انتظار پشت چراغ قرمز را تاب بیاوریم، شاید خدا دارد آرزوی کودک دستفروش را بر آورده میکند!!
https://t.me/httpsCAme
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#حسین_پناهی
ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺪﺍ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﻣﮑﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺧﻮﯾﺶ ﻣﯿﮕﺮﺩﻧﺪ …
ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻓﻘﯿﺮ ﺩﻭﺭﻩ ﮔﺮﺩ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺯﻭﺩ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺳﺪ ﻭ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺰﺩﺍﯾﺪ ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﮔﺮﺩ، ﺧﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ...
ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﺪﺍ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺭﺍ ﻃﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺳﺎﺩﻩ ﺧﻮﯾﺶ ﺗﺼﻮﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﻨﻢ …
ﺁﺭﯼ ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﮑﻪ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ثانیه های انتظار پشت چراغ قرمز را تاب بیاوریم، شاید خدا دارد آرزوی کودک دستفروش را بر آورده میکند!!
https://t.me/httpsCAme
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#حسین_پناهی
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
مسیح زمانی گفته بود : برای رسیدن به خدا باید شبیه کودکان باشیم .حسین پناهی از آن آدم هایی بود که همیشه چون کودکان زیست . در مورد حسین پناهی و زندگی پر فراز و نشیبی که داشت بسیار نوشته اند ، از تحصیل در حوزه ی علمیه قم و شستن اوراق و دفتر و شیدایی و جنونش تا از مرگ غریبانه اش در نیمه ی مرداد . حسین پناهی از آن آدم هایی بود که سبک زندگی ، راه رفتن و حتی نگاه لرزان و بی قرارش روی اشیاء نوعی شعر و چکامه بود و چیزی به وزن هستی اضافه می کرد . حسین پناهی از آن آدم هایی بود که با شعر و هنرش کاسبکاری نکرد . حسین پناهی شاعری بود که شعر را در پای شعبده بازی های سیاست نریخت . او هنرش برای استعلا و تصعید روان آدمی بود . حسین پناهی کودکانه زیست و شاعرانه مرد . پناهی پیله ی زندگی را پشت پنجره ی دم کرده شبی از شب های مرداد پاره کرد ، پرواز کرد ، پروانه شد ...
https://t.me/httpsCAme
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/httpsCAme
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂