سرای چامه (شعر)
76 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
#داستان_کوتاه

🌈دریا
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩکی ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ
ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ ...
ﺁنطﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ ...
ﺟﻮﺍنی ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎی ﻗﺎﺗﻞ ...
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩی ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪی ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﻳﺎی ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ.
ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ.
ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ! ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ
بر آنچه گذشت ، آنچه شکست ، آنچه نشد ...
حسرت نخور ؛زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد



https://t.me/httpsCAme
▫️


هر لحظه را چنان با شکوه زندگی کن
که گویی
واپسین لحظه زندگیت است...  
و کسی چه میداند!؟
شاید که واپسین لحظه باشد.


 
#اوشـو

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─═┅✰❣✰┅═─




https://t.me/httpsCAme
نشسته ام به در نگاه میکنم؛
دریچه آه می کشد،
تو از کدام راه میرسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد...

👤 هوشنگ ابتهاج


https://t.me/httpsCAme
گاهی
به خواستن نيست...
وقتی چيزی قرار نباشه اتفاق بيفته،
حتی از دست سرنوشت هم كاری برنمياد.
گاهی كوه به كوه كه نه ، آدم به آدم هم نمی رسه.
كنار هم پير شدن، با كنار ايستادن و پير شدن يكي ديگه رو ديدن،
خيلی فرق داره...
بي رحم ترين شكل زندگی اينه كه،
يه نفر رو تووی خودت سركوب كنی ..

👤پویا جمشیدی



https://t.me/httpsCAme
و هیچکس نپرسید
با تو چه کرده اند اینگونه
در خلسه ای از سکوت فرورفته ای...


https://t.me/httpsCAme
صبور
مثل درختی که در آتش می سوزد
و توان گریختن ندارد.

حیرت زده چون گوزنی
که شاخ های بلند
در شاخه گرفتارش کرده اند.
همه ی ،این روزها این چنینیم ...

👤 ‏
#شمس_لنگرودی

https://t.me/httpsCAme
حذف کردن آدمها
نه دردناک است نه ترسناک!
فقط کافیست چشمانت را ببندی،
تک تک لحظات بدی که با حضورشان رقم زدند را یادت بیاوری...
فقط کافیست دست بکشی به سمت چپ سینه ات و از درد زخم هایی که به قلبت زدند صورتت مچاله شود...
فقط کافیست یاد روزها و شبهایی بیفتی که اشک مهمان صورتت بود و دلیلش فقط همان آدم بود و بس...
فقط کافیست یاد مهربانی هایی که جوابش شد دل شکستن و پشیمانی بیفتی...
حذف کردن آدمها نه دردناک است نه ترسناک،
فقط کمی دل و جرات میخواهد
و یک حافظه قوی...

👤فاطمه جوادی



https://t.me/httpsCAme
اینجا که منم،
قیمت "دل "
هر دو جهان است...
آنجا که تویی،
در چه حساب است
"دل "ما...؟!

#صائب_تبریزی
حضرت مولانا سنگین ترین نفرین رو کرده
اونجا که میگه :

تا بداند که شب ما به چِه سان میگذرد
غم‌عشقش‌دِه و عشقش‌دِه و بسیارش‌دِه... ❤️❤️
آری، بشر موجود سرسختی‌ست.
من تصور می‌کنم بهترین تعریفی که
می‌توان از انسان کرد این است:
انسان عبارتست از موجودی که
به همه چیز عادت می‌کند.

📕 خاطرات خانه مردگان
✍🏻
#داستایفسکی
📚
https://t.me/httpsCAme
🔅

اولین قدم برای یاد گرفتن شنا،
نترسیدن از آب و رها شدن است.

مربی همیشه میگوید: "بپر،
خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب".

شرط اول، همان دست و پا نزدن است.
گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه‌ای نشست.
باید بیخیالِ دست و پا زدن شد.

گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند.
شاید بعدش آرام آرام
برگشتیم به سطح آب ...
به زندگی ... بی خفگی...



✍ #تنسی_ویلیامز
📖 https://t.me/httpsCAme
به رویدادی بزرگ محتاجم
اتفاقی که بی خبر باشد!

کاش وقتی به خانه برگشتم
کفش های تو پشت در باشد...!

#مژگان_عباسلو

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌᪣✿࿐༅🤎༅࿐✿᪣


https://t.me/httpsCAme
با تو باشم؛
به هیچ خرسندم

#افضل_كاشانى
Modern Talking - Brother Louie
@moziku
اهنگی نوستالژی و بسیار زیبا
تقدیمتان ❤️


https://t.me/httpsCAme
ما را از چهار عنصر ساخته اند:
آتش و خاک،باد وآب
خاصیت آتش سوختن است و خاصیت خاک ساختن
خاصیت باد رفتن است و خاصیت آب، شستن

یعنی اینکه :
"زندگی سوختن است وساختن
ورفتن ودست شستن....."


https://t.me/httpsCAme
شهامت از آن آنان است که یک روز صبح خودشان را در آینه نگاه می کنند و روشن و صریح این عبارت را به خودشان می گویند، فقط به خودشان:
آیا من حق اشتباه کردن دارم؟
فقط همین چند واژه...


#آنا_گاوالدا



https://t.me/httpsCAme
مقدمت گلباران
هلیای زیبایم 🥰❤️
هلیای من!
به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش.
من خوب آگاهم که زندگی، یکسر، صحنه بازی ست؛
من خوب می دانم.
اما بدان که همه کس برای بازی های حقیر آفریده نشده است.
مرا به بازی کوچک شکست خوردگی مکشان.
به همه سوی خود بنگر و بازمی گویم که مگذار زمان پشیمانی بیافریند.
به زندگی بیندیش که می خواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند.
به روزهای اندوهباری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد
و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند.
تو امروز بر فرازی ایستاده یی که هزار راه را می توانی دید.. و دیدگان تو به تو امان می دهند که راه ها را تا اعماق شان بپایی..
در آن لحظه ای که تو یک «آری» را با تمام زندگی عوض می کنی،
در آن لحظه های خطیر که سپر می افکنی و می گذاری دیگران به جای تو بیندیشند،
در آن لحظه هایی که تو ناتوانی خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس می کنی،
در آن لحظه یی که تو از فراز، پا در راهی می گذاری که آن سوی آن اختتام تمام اندیشه ها و رویاهاست،
در تمام لحظه هایی که تو می دانی، می شناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش
که روزها و لحظه ها هیچ گاه بازنمی گردند..
نادر ابراهیمی,
بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

https://t.me/httpsCAme
〰️
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت
آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی می‌کرد
بعد از ملاقاتی کوتاه،
شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.
اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو، تو را وزیر دادگستری می‌کنیم

شازده کوچولو گفت:
اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم

فروانروا گفت:
خب، خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست!
اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته ‌باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...


#آنتوان_دوسنت_اگزوپری



https://t.me/httpsCAme
‏همیشه پختگی به سن وسال وهیکل نیست!


https://t.me/httpsCAme