This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راز شاد زیستن
در قلب انسان
گنجینه هایی پنهان است که
با بخشش، بیشتر میشوند ...
مهمترین این گنج ها عشق است ...
و
بعضی از آن گنج هایی که دوستی به دوستی میتواند،
هدیه دهد اینها هستند:
برای آرامش قلب ... یک تبسم !!
برای قدرت بخشیدن به قلب ... یک حرف شیرین !!
برای بهتر کردن روحیه ... یک قدردانی !!
برای شادی بخشیدن ... یک شوخی !!
برای رفع عصبانیت ... یک بردباری !!
برای جذب برکت ... یک انرژی مثبت با دعا
در قلب انسان
گنجینه هایی پنهان است که
با بخشش، بیشتر میشوند ...
مهمترین این گنج ها عشق است ...
و
بعضی از آن گنج هایی که دوستی به دوستی میتواند،
هدیه دهد اینها هستند:
برای آرامش قلب ... یک تبسم !!
برای قدرت بخشیدن به قلب ... یک حرف شیرین !!
برای بهتر کردن روحیه ... یک قدردانی !!
برای شادی بخشیدن ... یک شوخی !!
برای رفع عصبانیت ... یک بردباری !!
برای جذب برکت ... یک انرژی مثبت با دعا
🔰 داستان کوتاه:
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب خود را حفظ کنند.
ولی خارهایشان یکدیگر را زخمی میکرد. با اینکه وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی تصمیم گرفتند از کنارهم دور شوند، اما با این وضع از سرما یخ زده میمردند. از این رو مجبور بودند برگزینند:
یا خارهای دوستان را تحمل کنند
و یا نسلشان از روی زمین محو گردد.
دریافتند که بازگردند و گردهم آیند.
آموختند که با زخم های کوچکی که از همزیستی بسیار نزدیک با کسی بهوجود میآید کنار بیایند و زندگی کنند. چون گرمای وجود آنها مهمتراست و این چنین توانستند زنده بمانند.
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنان را تحسین نماید!
ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻨﻬﺎﻳﻴﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﻢ
ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻴﺐ ﻫﺎﻳﺶ ﻣﻲﮔﺮﺩﻳﻢ، وﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎیی ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ میگردیم.
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند و تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب خود را حفظ کنند.
ولی خارهایشان یکدیگر را زخمی میکرد. با اینکه وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی تصمیم گرفتند از کنارهم دور شوند، اما با این وضع از سرما یخ زده میمردند. از این رو مجبور بودند برگزینند:
یا خارهای دوستان را تحمل کنند
و یا نسلشان از روی زمین محو گردد.
دریافتند که بازگردند و گردهم آیند.
آموختند که با زخم های کوچکی که از همزیستی بسیار نزدیک با کسی بهوجود میآید کنار بیایند و زندگی کنند. چون گرمای وجود آنها مهمتراست و این چنین توانستند زنده بمانند.
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنان را تحسین نماید!
ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻨﻬﺎﻳﻴﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﻳﻢ
ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻛﻪ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻋﻴﺐ ﻫﺎﻳﺶ ﻣﻲﮔﺮﺩﻳﻢ، وﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎیی ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ میگردیم.
نه به چاهی
نه به دام هوسی افتاده
دلم انگار,
فقط یاد کسی افتاده...!
👤 سجاد رشید
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
نه به دام هوسی افتاده
دلم انگار,
فقط یاد کسی افتاده...!
👤 سجاد رشید
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
ماجرای ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ حضرت حافظ!
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا میرود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ میریزند ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، به این ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ!
ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ برمیخیزند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ، ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ میدهد ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ ...
ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ میدهند
ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ میکند ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ میشود:
ﻋﯿﺐ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﮑﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﺮﺷﺖ
ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺷﺖ
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﮑﻢ ﻭ ﮔﺮ ﺑﺪ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﺩِﺭﻭَﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺸﺖ
ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻃﺎﻟﺐ ﯾﺎﺭﻧﺪ ﭼﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺴﺖ
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﺸﺖ
ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ میشوند ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﯾﺮ میافکنند. ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ پیکر حافظ انجام میشود ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻓﻆ ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ ...
📘#تاریخ_ادبیات_ایران
✍ #ادوارد_براون
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا میرود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ میریزند ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، به این ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ!
ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ برمیخیزند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ، ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ میدهد ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ ...
ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ میدهند
ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ میکند ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ میشود:
ﻋﯿﺐ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﮑﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﺮﺷﺖ
ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺷﺖ
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﮑﻢ ﻭ ﮔﺮ ﺑﺪ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﺩِﺭﻭَﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺸﺖ
ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻃﺎﻟﺐ ﯾﺎﺭﻧﺪ ﭼﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺴﺖ
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﺸﺖ
ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ میشوند ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﯾﺮ میافکنند. ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ پیکر حافظ انجام میشود ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻓﻆ ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ ...
📘#تاریخ_ادبیات_ایران
✍ #ادوارد_براون
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
.
أكثر ما يؤلم أن يتمنى الإنسان حقهُ
دردناکترین چیز آن است که انسان "حقش" را "آرزو" کند ...
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
.
أكثر ما يؤلم أن يتمنى الإنسان حقهُ
دردناکترین چیز آن است که انسان "حقش" را "آرزو" کند ...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقاشی نیست واقعیه 🥰
ابرهای vymeobraznye
که بسیار نادر هستند و با ظهور طوفان های استوایی همراه هستند.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
ابرهای vymeobraznye
که بسیار نادر هستند و با ظهور طوفان های استوایی همراه هستند.
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدم اینجا تنهاست
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نازنین عبدالهی فرزند زنده یاد ناصر عبدالهی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
این منصفانه نیست که آدم، عمیقترین لحظات و بکرترین تجربههای زندگی را وقتی تجربه کند که هنوز نمیداند زندگی چیست و بهترین لحظاتش کدامند؟
چرا آدم باید وقتی «کودکی» را بفهمد که بزرگ شده است. چرا وقتی کودکاست باید از رد خیس بوسه مادربزرگش چندشش شود و وقتی بزرگ شد با رد خیس اشکی بلند شود که در خواب شیرین همان بوسهها بر گونهاش سرازیر شده؟!
یکبار آنهم وقتی که کوری و کری، اینهمه معنا را در مسیر داشتن وگذشتن، نامردی است. این انصاف نیست که وقتی آدمی کودک است و هیچ نمیداند آن همه چیز خوب از مادر و پدر ومادربزرگ و پدربزرگ و بادبادک و آلوچه دزدی و پرچین وپشتبام و کاهو سکنجبین و تیرکمان مگسی و چه و چه باشد اما درست وقتی که میفهمی، چیزی برای فهمیدن نباشد!
کودکی باید هدیه پیرانی بود که شایستگی خود را برای خوب زیستن ثابت کردهاند. باید مادربزرگ الان بود که لپم را بگیرد و بوس خیس کند و باسلق را در جیبم بگذارد. پشت بام الان کیف میداد. خرت خرت جوییدن یخ باقیمانده از پارچ شیشهای شربت آبلیمو الان کیفورم میکرد. هستی زیادی نابهنگام است. آنها که نیستند بد موقعی نیست شدند.
نردبان چوبی، خاک آفتابخورده، لحاف کرسی که تا گردن میکشیدم تا سردی شبهای کویری ده را چاره کنم و راهمکه که ننه در آسمان نشانم میداد، همهشان زیادی زود رفتند! دنیا همه چیزش برعکس است. میخواهد زهرت کند، خاطره از دنیا هم عوضیتر است.
عوضی اگر نبود به جای گذشته از آینده میآمد. کاش خاطره از آینده میآمد. چیزی که اسمش کودکی بود، بیرحمانه معصومیت ما را با آن همه بیخبری در دل خوشیهایی انداخت که هیچوقت درکشان نکردیم مگر وقتی که باد از دستمان قاپیدشان.
#سهند ایرانمهر
https://t.me/httpsCAme
#سرای چامه
چرا آدم باید وقتی «کودکی» را بفهمد که بزرگ شده است. چرا وقتی کودکاست باید از رد خیس بوسه مادربزرگش چندشش شود و وقتی بزرگ شد با رد خیس اشکی بلند شود که در خواب شیرین همان بوسهها بر گونهاش سرازیر شده؟!
یکبار آنهم وقتی که کوری و کری، اینهمه معنا را در مسیر داشتن وگذشتن، نامردی است. این انصاف نیست که وقتی آدمی کودک است و هیچ نمیداند آن همه چیز خوب از مادر و پدر ومادربزرگ و پدربزرگ و بادبادک و آلوچه دزدی و پرچین وپشتبام و کاهو سکنجبین و تیرکمان مگسی و چه و چه باشد اما درست وقتی که میفهمی، چیزی برای فهمیدن نباشد!
کودکی باید هدیه پیرانی بود که شایستگی خود را برای خوب زیستن ثابت کردهاند. باید مادربزرگ الان بود که لپم را بگیرد و بوس خیس کند و باسلق را در جیبم بگذارد. پشت بام الان کیف میداد. خرت خرت جوییدن یخ باقیمانده از پارچ شیشهای شربت آبلیمو الان کیفورم میکرد. هستی زیادی نابهنگام است. آنها که نیستند بد موقعی نیست شدند.
نردبان چوبی، خاک آفتابخورده، لحاف کرسی که تا گردن میکشیدم تا سردی شبهای کویری ده را چاره کنم و راهمکه که ننه در آسمان نشانم میداد، همهشان زیادی زود رفتند! دنیا همه چیزش برعکس است. میخواهد زهرت کند، خاطره از دنیا هم عوضیتر است.
عوضی اگر نبود به جای گذشته از آینده میآمد. کاش خاطره از آینده میآمد. چیزی که اسمش کودکی بود، بیرحمانه معصومیت ما را با آن همه بیخبری در دل خوشیهایی انداخت که هیچوقت درکشان نکردیم مگر وقتی که باد از دستمان قاپیدشان.
#سهند ایرانمهر
https://t.me/httpsCAme
#سرای چامه
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
💎✍
من آموخته ام ساده ترین راه برای شاد بودن دست کشیدن از گلایه است!
من آموخته ام تشویق یک آموزگار خوب
میتواند زندگی شاگردانش را دگرگون کند!
من آموخته ام افراد خوش بین نسبت به افراد بد بین عمر طولانی تری دارند!
من آموخته ام نفرت مثل اسید ظرفی را که در آن قرار دارد از بین میبرد!
من آموخته ام بدن برای شفا دادن خود توانایی عجیبی دارد فقط باید با کلمات مثبت با آن صحبت کرد!
من آموخته ام که اگر میخواهم شاد زندگی کنم باید دل دیگران را شاد کنم!
من آموخته ام اگه دو کلمه خسته ام و احساس خوبی ندارم را از زندگی حذف کنم بسیاری از بیماری ها و خستگی ها برطرف میشود!
من آموخته ام وقتی مثبت فکر میکنم شادتر هستم و افکار مهرورزانه در سر میپرورانم!
و سر انجام من آموخته ام با خدا همه چیز ممکن است!!!
من آموخته ام ساده ترین راه برای شاد بودن دست کشیدن از گلایه است!
من آموخته ام تشویق یک آموزگار خوب
میتواند زندگی شاگردانش را دگرگون کند!
من آموخته ام افراد خوش بین نسبت به افراد بد بین عمر طولانی تری دارند!
من آموخته ام نفرت مثل اسید ظرفی را که در آن قرار دارد از بین میبرد!
من آموخته ام بدن برای شفا دادن خود توانایی عجیبی دارد فقط باید با کلمات مثبت با آن صحبت کرد!
من آموخته ام که اگر میخواهم شاد زندگی کنم باید دل دیگران را شاد کنم!
من آموخته ام اگه دو کلمه خسته ام و احساس خوبی ندارم را از زندگی حذف کنم بسیاری از بیماری ها و خستگی ها برطرف میشود!
من آموخته ام وقتی مثبت فکر میکنم شادتر هستم و افکار مهرورزانه در سر میپرورانم!
و سر انجام من آموخته ام با خدا همه چیز ممکن است!!!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با قلم می گویم:
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دومان حیران بازیهای دورانهای زشت.
شعرهایم را نوشتی
دستخوش؛
اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟
🎙️ #فریدون_مشیری
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
.
ای همزاد، ای همراه،
ای هم سرنوشت
هر دومان حیران بازیهای دورانهای زشت.
شعرهایم را نوشتی
دستخوش؛
اشکهایم را کجا خواهی نوشت؟
🎙️ #فریدون_مشیری
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنگامیکه از درون زلال باشی،
خداوند به تو نوری می بخشد، آنچنان که ندانی
و مردم تو را دوست ميدارند از جایی که ندانی
و نیازهایت از جایی برآورده شود که ندانی چه شد!
این یعنی پاک نیتی...
و پاک نیت کسی است که برای همه،
بدون استثناء، خیر بخواهد.
چون میداند سعادت دیگران از خوشی او نمیکاهد.
و بی نیازی آنها از ثروت او کم نمیکند.
و سلامت آنها عافیت و آرامش او را سلب نخواهد کرد.
پس چه زیباست که همیشه نیک اندیش و خیر خواه باشیم.🍃🍃🍃🍃
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
خداوند به تو نوری می بخشد، آنچنان که ندانی
و مردم تو را دوست ميدارند از جایی که ندانی
و نیازهایت از جایی برآورده شود که ندانی چه شد!
این یعنی پاک نیتی...
و پاک نیت کسی است که برای همه،
بدون استثناء، خیر بخواهد.
چون میداند سعادت دیگران از خوشی او نمیکاهد.
و بی نیازی آنها از ثروت او کم نمیکند.
و سلامت آنها عافیت و آرامش او را سلب نخواهد کرد.
پس چه زیباست که همیشه نیک اندیش و خیر خواه باشیم.🍃🍃🍃🍃
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر دم کمند زلفت صیدی دگر بگیرد
پیکان غمزه در دل ز ابروی چون کمانت
من آب زندگانی بعد از تو مینخواهم
بگذار تا بمیرم بر خاک آستانت
شعر :
#سعدی
آواز :
#مهدیه_محمد_خانی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
پیکان غمزه در دل ز ابروی چون کمانت
من آب زندگانی بعد از تو مینخواهم
بگذار تا بمیرم بر خاک آستانت
شعر :
#سعدی
آواز :
#مهدیه_محمد_خانی
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Yek Nafas Arezouye To
Homayoun Shajarian
☆☆☆
🎶❤️👌
ای که همه نگاه من
خورده گره به روی تو
تا نرود نفس ز تن
پا نکشم ز کوی تو
گر چه به شعله میکشی
قلب مرا به عشوه ات
بر دو جهان نمیدهم
یک سر تار موی تو
مستی هر نگاه تو
به ز شراب و جام می
کی ز سرم برون شود
یک نفس آرزوی تو
در قفس خیال تو
تکیه زنم به انتظار
تا که تو بشکنی قفس
پر بکشم به سوی تو
🎶همایون شجریان (یک نفس آرزوی تو)❤️
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🎶❤️👌
ای که همه نگاه من
خورده گره به روی تو
تا نرود نفس ز تن
پا نکشم ز کوی تو
گر چه به شعله میکشی
قلب مرا به عشوه ات
بر دو جهان نمیدهم
یک سر تار موی تو
مستی هر نگاه تو
به ز شراب و جام می
کی ز سرم برون شود
یک نفس آرزوی تو
در قفس خیال تو
تکیه زنم به انتظار
تا که تو بشکنی قفس
پر بکشم به سوی تو
🎶همایون شجریان (یک نفس آرزوی تو)❤️
َ┏━━━━━━━━
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
چه وقت انسان بزرگی هستیم؟
هرگاه از خوشبختی کسانی که
دوستمان ندارند، خوشحال شدیم
هرگاه برای تحقیر نشدن دیگران
از حق خود گذشتیم ...
هرگاه شادی را به کسانی که
آن را از ما گرفته اند هدیه دادیم
هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن
بدی دیگران نبود ...
هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم
هرگاه به بهانه عشق از دوست
داشتن دیگران غافل نشدیم ...
هرگاه اولین اندیشه ما برای
رویارویی با دشمن انتقام نبود
هرگاه دانستیم عزیز خدا نخواهیم شد
مگر زمانی که وجودمان آرام بخش دیگران باشد
هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود
هرگاه همه چیز بودیم و نگفتیم
که هستیم.
هرگاه از خوشبختی کسانی که
دوستمان ندارند، خوشحال شدیم
هرگاه برای تحقیر نشدن دیگران
از حق خود گذشتیم ...
هرگاه شادی را به کسانی که
آن را از ما گرفته اند هدیه دادیم
هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن
بدی دیگران نبود ...
هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم
هرگاه به بهانه عشق از دوست
داشتن دیگران غافل نشدیم ...
هرگاه اولین اندیشه ما برای
رویارویی با دشمن انتقام نبود
هرگاه دانستیم عزیز خدا نخواهیم شد
مگر زمانی که وجودمان آرام بخش دیگران باشد
هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود
هرگاه همه چیز بودیم و نگفتیم
که هستیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شب هرگز مطلق نیست
سرانجام هر غمی به پنجرهای باز ختم میشود
پنجرهای که آنجا میدرخشد
همیشه رویایی باقی میماند
آرزویی که خشنود میکند گرسنهای را
قلبی سخی
دستی باز
چشمی مواظب
یک زندگی
زندگیای که با دیگران تقسیم کنیم.!!!
سرانجام هر غمی به پنجرهای باز ختم میشود
پنجرهای که آنجا میدرخشد
همیشه رویایی باقی میماند
آرزویی که خشنود میکند گرسنهای را
قلبی سخی
دستی باز
چشمی مواظب
یک زندگی
زندگیای که با دیگران تقسیم کنیم.!!!