📝
با هیچ منطقی نمیشد بر این زندگی نام زندگی گذاشت، زندگی نبود؛ صرفاً در مسیری مشخص بهجلو رانده میشدی.
تمام فکر و ذکرمان شده
بود امید به آینده .
تنها چیزی که به زمان حال معنا میداد این بود که باید به هر طریقی، به هر شکلی، از آن گذر کرد.
👤هدا مارگولیوس کووالی
با هیچ منطقی نمیشد بر این زندگی نام زندگی گذاشت، زندگی نبود؛ صرفاً در مسیری مشخص بهجلو رانده میشدی.
تمام فکر و ذکرمان شده
بود امید به آینده .
تنها چیزی که به زمان حال معنا میداد این بود که باید به هر طریقی، به هر شکلی، از آن گذر کرد.
👤هدا مارگولیوس کووالی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو دنیای رنگی
، با این زرق و برقاش،
همینجوری ساده،
همینجوری خوب باش.
، با این زرق و برقاش،
همینجوری ساده،
همینجوری خوب باش.
«بدترین نوع گمشدن این است
که در خانهی خودت باشی ،
میان آدمهایی که میشناسی ،
اما ناگهان میبینی که زبان هیچ کدامشان را نمیفهمی
و آنها هم تو را نمیبینند.»
که در خانهی خودت باشی ،
میان آدمهایی که میشناسی ،
اما ناگهان میبینی که زبان هیچ کدامشان را نمیفهمی
و آنها هم تو را نمیبینند.»