وقتی چیزی مرا رنج میداد، در مورد آن با هیچکس حرفی نمیزدم. خودم در موردش فکر میکردم، به نتیجه میرسیدم و به تنهایی عمل میکردم. نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم، نه! بلکه فکر میکردم که انسانها در آخر باید خودشان، خودشان را نجات بدهند.
-کافکا در کرانه، هاروکی موراکامی
-کافکا در کرانه، هاروکی موراکامی
😢1
Bar Gisooyat Ey Jan~ UpMusic
Bar Gisooyat Ey Jan ~ UpMusic
به سراغ من اگر میاید نرم و آهسته بیاید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من...
👍1
ما معنی صبریم،
زمان با ما نیست
قربانی دردیم،
زبان با ما نیست
ما بغض فرو خورده ی در تنهایی؛
همخوابه ی مرگیم
جهان با ما نیست!
-امیرحسین پناهنده
زمان با ما نیست
قربانی دردیم،
زبان با ما نیست
ما بغض فرو خورده ی در تنهایی؛
همخوابه ی مرگیم
جهان با ما نیست!
-امیرحسین پناهنده
😢1
چو ازین کویرِ وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها
به باران
برسان سلامِ ما را
به شکوفه ها
به باران
برسان سلامِ ما را
محمدرضا شفیعی کدکنی ✨
👍1
شوپنهاور و معنای زندگی؛
ما کدام هستیم!؟
شوپنهاور معتقد است که سرنوشت انسان از سه مشخصه حاصل میشود. الف: آنچه هستیم. ب: آنچه داریم. پ: آنچه مینماییم.
آنچه هستیم، مجموعهای از صفاتی است که شخصیت ما را شکل میدهد و ویژگیهای اخلاقی، تحصیلات، هوش و ذکاوت، سلامتی جسم، توان و نیرو، امیال و خواستهها، زیبایی، سلامت روان و هرچه مربوط به شخصیت ماست و نحوهی بودنِ ما یا آنچه هستیم را شامل میشود. آنچه داریم، شامل همان چیزهایی است که در طول زندگی تلاش میکنیم که آنها را بدست آوریم و مالک آنها شویم. آنچه مینماییم، همان تصویری است که دیگران از ما در ذهن خود دارند. نمودن اینجا همان به نمایش در آمدن در اذهان مردم است که از نظر شوپنهاور به سه قسم است؛ آبرو، مقام و شهرت.
شوپنهاور در همان صفحات نخستین جملهای از متودوروس، شاگرد اپیکور نقل میکند که میگوید: "زخمهایی که بر سعادت ما از درون وارد میشود، بسیار عمیقتر از زخمهایی است که از بیرون میرسند" و میگوید انسان در طول زندگی از آنجاییکه بیش از هرچیز با احساسات و عواطف، امیال و باورها سروکار دارد و اینها درون انسان هستند، خرسندی و سعادتش در گرو درون اوست. بنابراین خوشبختی باید از درون انسان ناشی شود و آدمی بیش از هر چیز متوجه درون خودش باشد. از این رو شوپنهاور مدعی میشود که آنچه هستیم بیش از آنچه داریم و آنچه مینماییم اهمیت دارد.
طبق تفکر رواقی، همه چیز درحال تغییر است و داشتههایمان را در برخی برهههای زندگی از دست میدهیم. بنابراین اگر خوشبختی خود را به داشتهها گره بزنیم، با از دست دادن آنها خوشبختیمان نیز از بینمیرود. اما مهمتر از این، آنچه مینماییم است. مدعای شوپنهاور این است که اغلب آدمیان در طول زندگی تلاش میکنند از خود تصوری در ذهن دیگران بسازند و تحسین و تشویق دیگران را دریافت کنند. از این جهت اغلب انسانها در زندگی همانند یک صحنهی تئاتر لباسهایی به تن میکنند و نقش پادشاه و وزیر و... را بازی میکنند، اما در درونشان ناآرامی و تشویش خاص خود را دارند. آنها مدام در حال نقش آفرینی هستند تا تشویق تماشاگران تئاتر را دریافت کنند. این تماشاگران همان مردمی هستند که ما را با تصوری که از ما در ذهن دارند، زندانی کردهاند. به زعم شوپنهاور چنین مردمی بدبختاند چرا که به سایز و سلیقهی دیگران لباسِ زندگیشان را میدوزند و از درون خویش غافلاند.
آنچه هستیم، شخصیتِ حقیقیِ ماست. از نظر شوپنهاور آدمی میبایست به سلامتِ خویش توجه کند، قدرت و توان جسم و هوشش را بالا ببرد، روانِ خویش را با هنر و هر آنچه درونش را سیراب میکند ارتقا بدهد، به فضایل اخلاقی بپردازد و اینگونه به تحقق شخصیت خود کمک کند. اروین یالوم نیز به همین نکته تأکید داشت و مدعی بود که انسانهایی که چنین نمیکنند با زندگیِ نزیسته مواجه میشوند. پس میتوان گفت از منظر شوپنهاور انسانی خوشبخت است که بتواند به وجود و درون خودش متمرکز شود و از تأیید طلبی و نظر دیگران دور بماند. دلیل تأکید او برای دور ماندن از تأیید طالبی این است که، وقتی فرد از نظر دیگران تبعیت میکند تمام احساسات، باورها و خواستههایش در خدمت دیگران است و با این شیوهی زندگی همیشه از درون خالی از احساسِ رضایت خواهد بود.
همچنین تأکید دارد که جمع و غرق شدن در جمع همیشه انسان را سطحی نگاه میدارد و از توجه به اعماق درون جلوگیری میکند. از نظر او اغلب انسانهایی که به آنچه داریم و آنچه مینماییم توجه میکنند، با خلاء درونی، فقر ذهنی و تخیلی کسالتبار زندگی میکنند و همین امر آنها را به سمت انسانهایی مثل خودشان میکشاند. چنین جمعی به دنبال لذتهای زودگذر حسی هستند و یک نواختی زندگیشان آنها را به ملالت میکشاند.
با اندکی تغییر و ویرایش
شوپنهاور و معنای زندگی؛
ما کدام هستیم!؟
شوپنهاور معتقد است که سرنوشت انسان از سه مشخصه حاصل میشود. الف: آنچه هستیم. ب: آنچه داریم. پ: آنچه مینماییم.
آنچه هستیم، مجموعهای از صفاتی است که شخصیت ما را شکل میدهد و ویژگیهای اخلاقی، تحصیلات، هوش و ذکاوت، سلامتی جسم، توان و نیرو، امیال و خواستهها، زیبایی، سلامت روان و هرچه مربوط به شخصیت ماست و نحوهی بودنِ ما یا آنچه هستیم را شامل میشود. آنچه داریم، شامل همان چیزهایی است که در طول زندگی تلاش میکنیم که آنها را بدست آوریم و مالک آنها شویم. آنچه مینماییم، همان تصویری است که دیگران از ما در ذهن خود دارند. نمودن اینجا همان به نمایش در آمدن در اذهان مردم است که از نظر شوپنهاور به سه قسم است؛ آبرو، مقام و شهرت.
شوپنهاور در همان صفحات نخستین جملهای از متودوروس، شاگرد اپیکور نقل میکند که میگوید: "زخمهایی که بر سعادت ما از درون وارد میشود، بسیار عمیقتر از زخمهایی است که از بیرون میرسند" و میگوید انسان در طول زندگی از آنجاییکه بیش از هرچیز با احساسات و عواطف، امیال و باورها سروکار دارد و اینها درون انسان هستند، خرسندی و سعادتش در گرو درون اوست. بنابراین خوشبختی باید از درون انسان ناشی شود و آدمی بیش از هر چیز متوجه درون خودش باشد. از این رو شوپنهاور مدعی میشود که آنچه هستیم بیش از آنچه داریم و آنچه مینماییم اهمیت دارد.
طبق تفکر رواقی، همه چیز درحال تغییر است و داشتههایمان را در برخی برهههای زندگی از دست میدهیم. بنابراین اگر خوشبختی خود را به داشتهها گره بزنیم، با از دست دادن آنها خوشبختیمان نیز از بینمیرود. اما مهمتر از این، آنچه مینماییم است. مدعای شوپنهاور این است که اغلب آدمیان در طول زندگی تلاش میکنند از خود تصوری در ذهن دیگران بسازند و تحسین و تشویق دیگران را دریافت کنند. از این جهت اغلب انسانها در زندگی همانند یک صحنهی تئاتر لباسهایی به تن میکنند و نقش پادشاه و وزیر و... را بازی میکنند، اما در درونشان ناآرامی و تشویش خاص خود را دارند. آنها مدام در حال نقش آفرینی هستند تا تشویق تماشاگران تئاتر را دریافت کنند. این تماشاگران همان مردمی هستند که ما را با تصوری که از ما در ذهن دارند، زندانی کردهاند. به زعم شوپنهاور چنین مردمی بدبختاند چرا که به سایز و سلیقهی دیگران لباسِ زندگیشان را میدوزند و از درون خویش غافلاند.
آنچه هستیم، شخصیتِ حقیقیِ ماست. از نظر شوپنهاور آدمی میبایست به سلامتِ خویش توجه کند، قدرت و توان جسم و هوشش را بالا ببرد، روانِ خویش را با هنر و هر آنچه درونش را سیراب میکند ارتقا بدهد، به فضایل اخلاقی بپردازد و اینگونه به تحقق شخصیت خود کمک کند. اروین یالوم نیز به همین نکته تأکید داشت و مدعی بود که انسانهایی که چنین نمیکنند با زندگیِ نزیسته مواجه میشوند. پس میتوان گفت از منظر شوپنهاور انسانی خوشبخت است که بتواند به وجود و درون خودش متمرکز شود و از تأیید طلبی و نظر دیگران دور بماند. دلیل تأکید او برای دور ماندن از تأیید طالبی این است که، وقتی فرد از نظر دیگران تبعیت میکند تمام احساسات، باورها و خواستههایش در خدمت دیگران است و با این شیوهی زندگی همیشه از درون خالی از احساسِ رضایت خواهد بود.
همچنین تأکید دارد که جمع و غرق شدن در جمع همیشه انسان را سطحی نگاه میدارد و از توجه به اعماق درون جلوگیری میکند. از نظر او اغلب انسانهایی که به آنچه داریم و آنچه مینماییم توجه میکنند، با خلاء درونی، فقر ذهنی و تخیلی کسالتبار زندگی میکنند و همین امر آنها را به سمت انسانهایی مثل خودشان میکشاند. چنین جمعی به دنبال لذتهای زودگذر حسی هستند و یک نواختی زندگیشان آنها را به ملالت میکشاند.
با اندکی تغییر و ویرایش
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه شبِ مهتاب؛ ماه میاد توو خواب
منو می بره؛ از توی زندون
مثِ شب پَره؛ با خودش، بیرون…
می بره اون جا؛ که شبِ سیا…
تا دمِ سحر؛ شهیدای شهر…
با فانوسِ خون؛ جار می کشن
توو خیابونا… سرِ میدونا
عمو یادگار… مردِ کینه دار
مستی یا هشیار؟! خوابی یا بیدار؟
مستیم وُ هشیار! شهیدای شهر…
خوابیم وُ بیدار! شهیدای شهر
آخرش یه شب؛ ماه میاد بیرون
از سرِ اون کوه؛ بالای دره… روی این میدون؛ رد میشه خندون
یه شب؛ ماه میاد...
-فرهادمهراد
-احمدشاملو
منو می بره؛ از توی زندون
مثِ شب پَره؛ با خودش، بیرون…
می بره اون جا؛ که شبِ سیا…
تا دمِ سحر؛ شهیدای شهر…
با فانوسِ خون؛ جار می کشن
توو خیابونا… سرِ میدونا
عمو یادگار… مردِ کینه دار
مستی یا هشیار؟! خوابی یا بیدار؟
مستیم وُ هشیار! شهیدای شهر…
خوابیم وُ بیدار! شهیدای شهر
آخرش یه شب؛ ماه میاد بیرون
از سرِ اون کوه؛ بالای دره… روی این میدون؛ رد میشه خندون
یه شب؛ ماه میاد...
-فرهادمهراد
-احمدشاملو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امشب
صدای کبوترانم را نقاشی کردم
در دیوارهای تو به تو،
سایه ی تو را شناختم
من آواز خواندم
من با دو تار پیری آواز خواندم
و خطهای آبی رنگ صدای زنی که دوستش دارم
آواز خسته مرا رنگی کرد
من و تو آواز خواندیم
تا نفس مهتاب خاکستری شد
در نقاشی هایم صدای تو را دیدم
تمام شب مهتاب در مربع خنده های تو
کودکیم را نقاشی میکرد
کاش باران ببارد
کاش باران ببارد
بوی کاهگل آواز پرنده را پررنگ تر میکند…
-محمدابراهیمجعفری
صدای کبوترانم را نقاشی کردم
در دیوارهای تو به تو،
سایه ی تو را شناختم
من آواز خواندم
من با دو تار پیری آواز خواندم
و خطهای آبی رنگ صدای زنی که دوستش دارم
آواز خسته مرا رنگی کرد
من و تو آواز خواندیم
تا نفس مهتاب خاکستری شد
در نقاشی هایم صدای تو را دیدم
تمام شب مهتاب در مربع خنده های تو
کودکیم را نقاشی میکرد
کاش باران ببارد
کاش باران ببارد
بوی کاهگل آواز پرنده را پررنگ تر میکند…
-محمدابراهیمجعفری
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
— هوشنگ ابتهاج | روز آزادی
«میبینم
آن شکفتنِ شادی را
پروازِ بلندِ آدمیزادی را
آن جشنِ بزرگِ روزِ آزادی را…»
در این شعر کوتاه اما عمیق، سایه آزادی را نه بهعنوان یک شعار، بلکه بهمثابه یک دیدن تصویر میکند؛ رؤیایی که آنقدر تکرار شده تا بالاخره قابل رؤیت شده است.
«میبینم» فعل امید است؛ فعلی که از آینده به اکنون آمده. آزادی در نگاه او لحظهای جمعیست، جشنی که انسان دوباره قد میکشد و به پرواز خودش ایمان میآورد.
گفتوگوی شاعر با سایه، گفتوگوی شک با باور است؛ و پایان شعر، پیروزیِ باور.
این شعر یادآور این است که آزادی، پیش از آنکه اتفاق بیفتد، باید دیده شود.
«میبینم
آن شکفتنِ شادی را
پروازِ بلندِ آدمیزادی را
آن جشنِ بزرگِ روزِ آزادی را…»
در این شعر کوتاه اما عمیق، سایه آزادی را نه بهعنوان یک شعار، بلکه بهمثابه یک دیدن تصویر میکند؛ رؤیایی که آنقدر تکرار شده تا بالاخره قابل رؤیت شده است.
«میبینم» فعل امید است؛ فعلی که از آینده به اکنون آمده. آزادی در نگاه او لحظهای جمعیست، جشنی که انسان دوباره قد میکشد و به پرواز خودش ایمان میآورد.
گفتوگوی شاعر با سایه، گفتوگوی شک با باور است؛ و پایان شعر، پیروزیِ باور.
این شعر یادآور این است که آزادی، پیش از آنکه اتفاق بیفتد، باید دیده شود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
— شمس لنگرودی | برف
> «تو مثل منی برف
راه میروی و آب میشوی...؛
بیا و ببین
رنج را تو کشیدی
به نام بهار
تمام میشود.»
> «تو مثل منی برف
راه میروی و آب میشوی...؛
بیا و ببین
رنج را تو کشیدی
به نام بهار
تمام میشود.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
— حسین پناهی | زندگی
> «ما راه میرفتیم
و زندگی نشستن بود.
ما میدویدیم
و زندگی راه رفتن بود.
ما میخوابیدیم
و زندگی دویدن بود...
انسان هیچگاه برای خود
مأمن خوبی نبوده است…»
😢1
Radio Alizo 13
(Hayedeh)
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
❤2
اگر نمیخواهید بیمار شوید، قوطیها را بشویید! 🚿🤢
لحظهای تصور کنید: یک کامیون پر از قوطیهای نوشیدنی در حال حرکت است، کنار جاده میایستد، کارگران با دستهای آلوده این قوطیها را جابهجا میکنند، سپس در یک انبار قرار میگیرند که پر از گردوغبار، سوسکها و موشهاست. 🐜🦠
حالا بدون اینکه قوطی را تمیز کنید، آن را باز کرده و مستقیم مینوشید! 😵 بله، همین حالا ممکن است کلی میکروب و آلودگی وارد بدنتان شده باشد.
🔬 مطالعات علمی نشان دادهاند که سطح این قوطیها میتواند ناقل ویروسها، باکتریهای مقاوم به آنتیبیوتیک و حتی مواد شیمیایی مضر باشد که در درازمدت به بدن آسیب میزند.
🛑 پس قبل از نوشیدن، قوطی را کاملاً تمیز کنید یا برای اطمینان بیشتر از نی استفاده کنید! محافظت از سلامتی شما به همین سادگی ممکن است! 💪🥤
لحظهای تصور کنید: یک کامیون پر از قوطیهای نوشیدنی در حال حرکت است، کنار جاده میایستد، کارگران با دستهای آلوده این قوطیها را جابهجا میکنند، سپس در یک انبار قرار میگیرند که پر از گردوغبار، سوسکها و موشهاست. 🐜🦠
حالا بدون اینکه قوطی را تمیز کنید، آن را باز کرده و مستقیم مینوشید! 😵 بله، همین حالا ممکن است کلی میکروب و آلودگی وارد بدنتان شده باشد.
🔬 مطالعات علمی نشان دادهاند که سطح این قوطیها میتواند ناقل ویروسها، باکتریهای مقاوم به آنتیبیوتیک و حتی مواد شیمیایی مضر باشد که در درازمدت به بدن آسیب میزند.
🛑 پس قبل از نوشیدن، قوطی را کاملاً تمیز کنید یا برای اطمینان بیشتر از نی استفاده کنید! محافظت از سلامتی شما به همین سادگی ممکن است! 💪🥤