Hasti
Amir Mahan
میگم تموم شاعرا
برای تو غزل بگن...
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
برای تو غزل بگن...
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
چنگیزخان در نخستین یورش به ایران نتوانست بخارا را فتح کند.
برای گشودن شهر، در نامهای نوشت:
«آنکه با ما پیمان ببندد، در امان خواهد بود.»
مردم دو دسته شدند:
عدهای جنگیدند، عدهای برای حفظ جان به دشمن پیوستند
چنگیز بار دیگر نوشت:
«با همشهریانتان بجنگید؛ غنیمت و حکومت شهر مال شماست.»
خائنان، مدافعان را شکست دادند و دروازهها را گشودند.
اما با ورود مغول، چنگیز فرمان داد:
«همهی آنان که با ما صلح کردند، گردن زده شوند.
پرسیدند: «مگر با آنان پیمان نبستیم؟
گفت: «کسی که به خون خود خیانت میکند،
به بیگانه وفادار نخواهد ماند»...
برای گشودن شهر، در نامهای نوشت:
«آنکه با ما پیمان ببندد، در امان خواهد بود.»
مردم دو دسته شدند:
عدهای جنگیدند، عدهای برای حفظ جان به دشمن پیوستند
چنگیز بار دیگر نوشت:
«با همشهریانتان بجنگید؛ غنیمت و حکومت شهر مال شماست.»
خائنان، مدافعان را شکست دادند و دروازهها را گشودند.
اما با ورود مغول، چنگیز فرمان داد:
«همهی آنان که با ما صلح کردند، گردن زده شوند.
پرسیدند: «مگر با آنان پیمان نبستیم؟
گفت: «کسی که به خون خود خیانت میکند،
به بیگانه وفادار نخواهد ماند»...
👍3👎1
درخت را نگاه کن
از ما دو تن غمگینتر است
برگها درحال فرو ریختن
ریشهها در تشنگی
من مدام از درخت یاد میکنم
تا تابستان بماند
تا ما تمام تابستان را
زیر سایهاش گمان زندگی داشته باشیم.
#احمدرضا_احمدی
از ما دو تن غمگینتر است
برگها درحال فرو ریختن
ریشهها در تشنگی
من مدام از درخت یاد میکنم
تا تابستان بماند
تا ما تمام تابستان را
زیر سایهاش گمان زندگی داشته باشیم.
#احمدرضا_احمدی
😢1
توضیح هرگز کمکی به درک مطلب نمیکند. روشنایی حقیقی تنها از اشراق میآید، از انفجارهای درونی، بیاختیار.
📚 از #کتاب بُهت | نوشتهٔ
#کریستین_بوبن
📚 از #کتاب بُهت | نوشتهٔ
#کریستین_بوبن
پائولو کوئلیو توی کتاب "انسان جدید، زندگی جدید" یه توصیه خیلی ارزشمند داره که میگه:
«بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند.
خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید. منتظر نباشید تا قدر تلاش هایتان را بشناسند و عشق تان را بفهمند. دَر را ببندید، آهنگ را عوض کنید، خانه تکانی کنید، گرد و غبارها را بتکانید،
از آنچه هستید دست بردارید و به آنچه که واقعا هستید روی آورید...»
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
«بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند.
خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید. منتظر نباشید تا قدر تلاش هایتان را بشناسند و عشق تان را بفهمند. دَر را ببندید، آهنگ را عوض کنید، خانه تکانی کنید، گرد و غبارها را بتکانید،
از آنچه هستید دست بردارید و به آنچه که واقعا هستید روی آورید...»
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
💫حکایت های زیبا و آموزنده 💫
ـ🤍🌼🤍🌼🤍🌼
ـ🌼🤍🌼🤍🌼
پیرمرد خوش برخورد و دوست داشتنی ای هر از گاهی برای فروش اسباب و اثاثیه به عتیقه فروشی مراجعه می کرد. یک روز زن عتیقه فروش پس از خروج پیرمرد از مغازه به همسرش می گوید: دلم می خواست به پیرمرد بگویم چقدر انسان خوش برخورد و نازنینی است و چقدر از دیدنش روحیه پیدا می کنم. عتیقه فروش پاسخ می دهد: حق با توست. این دفعه که آمد، به او بگو.
تابستان سال بعد، دختر جوانی وارد عتیقه فروشی می شود و پس از معرفی خود به عنوان دختر همان پیرمرد خوش برخورد اظهار می دارد که پدرش چندی پیش دار فانی را وداع گفته است.
زن عتیقه فروش، آخرین گفت و گوی خود و همسرش را پس از خروج پیرمرد از مغازه برای او تعریف می کند. دختر بغض میکند و میگوید : ای کاش این را به او می گفتید چون خیلی در روحیه اش تاثیر می گذاشت.
آخر آدمی بود که نیاز داشت اطمینان حاصل کند که دوستش دارند. عتیقه فروش بعدها می گفت: از آن روز به بعد، هر حرکت یا جنبه ای از مردم را که به نظرم خوب و خوشایند می آید، به آنها ابراز می دارم. چون امکان دارد که فرصت دیگری برایم مقدورنباشد.
بعضی ها همیشه یک نفرو میبنند کلی بهش روحیه میدهند. مثلا میگن چقد مانتوت بهت میاد. چقد خوشگل تر شدی. چه عطر خوبی زدی... این حرفا خرجی نداره به هم بگید آدم روزش ساخته میشه
👍2
#هاروکی_موراکامی یه جایی از کتاب کافکا در کرانه میگه :
وقتی طوفان تمام شد،
یادت نمیآید چگونه از آن گذشتی،
چطور جان به در بردی.
حتّی در حقیقت مطمئن نیستی طوفان واقعاً تمام شده باشد.
امّا یک چیز مسلّم است.
وقتی از طوفان بیرون آمدی ،
دیگر همان آدمی نیستی،
که قدم به درون طوفان گذاشت !
وقتی طوفان تمام شد،
یادت نمیآید چگونه از آن گذشتی،
چطور جان به در بردی.
حتّی در حقیقت مطمئن نیستی طوفان واقعاً تمام شده باشد.
امّا یک چیز مسلّم است.
وقتی از طوفان بیرون آمدی ،
دیگر همان آدمی نیستی،
که قدم به درون طوفان گذاشت !
زندگی کردن ،
نایاب ترین چیز در این دنیاست !
لذت ببر، نفس بکش،
عاشق شو، شکست بخور،
پیروز بشو،
کارهای خارق العاده انجام بده !
وگرنه زنده بودن را که همه بلدند،
زندگی کن . ..
نایاب ترین چیز در این دنیاست !
لذت ببر، نفس بکش،
عاشق شو، شکست بخور،
پیروز بشو،
کارهای خارق العاده انجام بده !
وگرنه زنده بودن را که همه بلدند،
زندگی کن . ..
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح آمده خیر است .
با انسان هایی معاشرت کنید
که الهام بخش باشند
آدم هایی با فرکانسی بالا ، خیرخواه و دل گنده و قوی و با شعور
آدم های بی نقاب و شفاف و نورانی
آدم هایی از جنس آدم...
که الهام بخش باشند
آدم هایی با فرکانسی بالا ، خیرخواه و دل گنده و قوی و با شعور
آدم های بی نقاب و شفاف و نورانی
آدم هایی از جنس آدم...
🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
در کودکی، خیال میکردم آزادی، همان روزی است که به خواستهام برسم؛ وقتی اسباببازی مورد علاقه ام را بخرم، وقتی در زنگ ورزش برنده شوم، وقتی حرفم شنیده شود.
بعدها، فهمیدم "خواستن" خودش زنجیر است.زیرا آنچه از او خواسته بودم، همان بود که بعدتر مرا اسیر کرد. مثل آن روز که در مترو، لحظهای نگاهم افتاد به دختری که پشت به همه ایستاده بود؛ نه بهقصد فرار، نه قهر، فقط انگار دیگر چیزی نمیخواست. چشمانش خاموش بود اما چهرهاش آرام، شبیه کسی که بارها از دنیا خواسته و حالا فهمیده، خواستن، لزوماً زندگی نیست. همان لحظه بود که دریافتم، آدمی گاه برای آنکه آرام شود، باید خواستن را از خودش بیرون بکشد، نه آنکه دنیا را در خودش فرو ببرد.ما جهان را به گمان رسیدن می چرخانیم،ولی گاهی رسیدن، در وانهادن است. در ایستادن در جایی که همه میدوند. در بستن چشمی که همه باز نگهاش داشتهاند برای بیشتر خواستن.و زندگی پر از خواسته های ناتمام است ،و ما همه شاگردانی هستیم که در کلاس رهایی مردود می شویم..
#سعید_پوربهشت
بعدها، فهمیدم "خواستن" خودش زنجیر است.زیرا آنچه از او خواسته بودم، همان بود که بعدتر مرا اسیر کرد. مثل آن روز که در مترو، لحظهای نگاهم افتاد به دختری که پشت به همه ایستاده بود؛ نه بهقصد فرار، نه قهر، فقط انگار دیگر چیزی نمیخواست. چشمانش خاموش بود اما چهرهاش آرام، شبیه کسی که بارها از دنیا خواسته و حالا فهمیده، خواستن، لزوماً زندگی نیست. همان لحظه بود که دریافتم، آدمی گاه برای آنکه آرام شود، باید خواستن را از خودش بیرون بکشد، نه آنکه دنیا را در خودش فرو ببرد.ما جهان را به گمان رسیدن می چرخانیم،ولی گاهی رسیدن، در وانهادن است. در ایستادن در جایی که همه میدوند. در بستن چشمی که همه باز نگهاش داشتهاند برای بیشتر خواستن.و زندگی پر از خواسته های ناتمام است ،و ما همه شاگردانی هستیم که در کلاس رهایی مردود می شویم..
#سعید_پوربهشت
بر ماست که بهشت کوچکی کنج خانههامان بسازیم، با گیاه و شعر و موسیقی.
بر ماست که آسمان را به زیر سقف اتاقهامان ببریم، بر ماست که لبخند بزنیم، بر ماست که تحت هر شرایطی، سرزنده و امیدوار بمانیم، برماست که بدانیم، بر ماست که بیشتر بدانیم...
که بعد از این، هر خانه، یک سیارهست... سیارههامان را سبز و با شکوه نگاه داریم و از گزند بیماری و اندوه، به دور.
بر ماست که خیالهای خوب کنیم و نور را از روزنهی کوچک نگاههامان به زیر پوست لطیف و بیگناه خانه تزریق کنیم و دل بدهیم به ساقههای سبز و باریک امید.
دل بدهیم به آوای آرام موسیقی و طعم چای و عطر شمعدانی و آغوش سبز و پناهدهندهی عشق.
بر ماست که کنج سیارههامان، بهشت شورانگیز و روشنی بسازیم و بیبهانه و با صدایی بلند، زندگی کنیم...
بر ماست که بخوانیم، بر ماست که بدانیم، بر ماست که امیدوار بمانیم...
👤#نرگس_صرافیان_طوفان
بر ماست که آسمان را به زیر سقف اتاقهامان ببریم، بر ماست که لبخند بزنیم، بر ماست که تحت هر شرایطی، سرزنده و امیدوار بمانیم، برماست که بدانیم، بر ماست که بیشتر بدانیم...
که بعد از این، هر خانه، یک سیارهست... سیارههامان را سبز و با شکوه نگاه داریم و از گزند بیماری و اندوه، به دور.
بر ماست که خیالهای خوب کنیم و نور را از روزنهی کوچک نگاههامان به زیر پوست لطیف و بیگناه خانه تزریق کنیم و دل بدهیم به ساقههای سبز و باریک امید.
دل بدهیم به آوای آرام موسیقی و طعم چای و عطر شمعدانی و آغوش سبز و پناهدهندهی عشق.
بر ماست که کنج سیارههامان، بهشت شورانگیز و روشنی بسازیم و بیبهانه و با صدایی بلند، زندگی کنیم...
بر ماست که بخوانیم، بر ماست که بدانیم، بر ماست که امیدوار بمانیم...
👤#نرگس_صرافیان_طوفان
📝
در جوخههای اعدام
پس از شنیدن فرمان "آتش!"
سربازی زودتر از همه شلیک میکند
سربازی دیرتر
و دیگر سربازها، در میان این دو!
قسم به مکث!
به اختلاف زمانی میان دو شلیک.
ما همه سربازیم.
آن که زودتر ماشه میچکاند
جلاد
آن که دیرتر شلیک میکند
عاشق
و مابقی ماموریم!
👤 #حسن_آذری
در جوخههای اعدام
پس از شنیدن فرمان "آتش!"
سربازی زودتر از همه شلیک میکند
سربازی دیرتر
و دیگر سربازها، در میان این دو!
قسم به مکث!
به اختلاف زمانی میان دو شلیک.
ما همه سربازیم.
آن که زودتر ماشه میچکاند
جلاد
آن که دیرتر شلیک میکند
عاشق
و مابقی ماموریم!
👤 #حسن_آذری
نگرانی
یعنی تباه کردن لحظه های کنونی زندگی
برای
حادثه ای در آینده که
نگرانی یعنی نجوای شیطان
که دوست دارد تورا ناراحت کند وامید
وتوکل را از تو بگیرد
شایـــــــــــــد هرگز اتفاق نیفتد......
تو آسمان همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره
پس هر وقت آسمون دلت ابری شد با ابرها نجنگ، فقط اوج بگیر...
یعنی تباه کردن لحظه های کنونی زندگی
برای
حادثه ای در آینده که
نگرانی یعنی نجوای شیطان
که دوست دارد تورا ناراحت کند وامید
وتوکل را از تو بگیرد
شایـــــــــــــد هرگز اتفاق نیفتد......
تو آسمان همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره
پس هر وقت آسمون دلت ابری شد با ابرها نجنگ، فقط اوج بگیر...
❤1
اگه اشتباهت رو میپذیری
اگه آدما رو قضاوت نمیکنی
اگه نگران حرف مردم نیستی
اگه با هر کسی بحث نمیکنی
اگه دیگران رو راحت میبخشی
اگه مسئولیت کاراتو قبول میکنی
اگه نظر مخالف بقیه زود بهت برنمیخوره
داری راهو درست میری
اگه آدما رو قضاوت نمیکنی
اگه نگران حرف مردم نیستی
اگه با هر کسی بحث نمیکنی
اگه دیگران رو راحت میبخشی
اگه مسئولیت کاراتو قبول میکنی
اگه نظر مخالف بقیه زود بهت برنمیخوره
داری راهو درست میری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛