سرای چامه (شعر)
75 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
«حيث في يدك لا يصل؛ فروع الله ينزل. آخذ هذا المشهد. لقد رأيت ذلك مرات عديدة...»

جایی که تو دستت نمی‌رسد، خدا شاخه‌ها
را پایین می‌آورد. من این صحنه را بارها دیده‌ام …
‏جُنَید شبلی را گفت:

"اگر در همه عالَم کسی را یابی که در یک کلمه ازینچه می‌گویی موافقِ تو بُوَد،
دامنش را محکم بگیر ..."
🌹♠️
[مقدّمه تذکرة الاولیاء-عطّار نیشابوری]
ما به سه طريق مى‌آموزيم:

اول «انديشه» كه اصيل‌ترين است.
دوم «تقليد» كه آسان‌ترين است.
سوم «تجربه» كه تلخ‌ترين است.

#كنفوسيوس
👍1
یه تیکه کتاب از ملت عشق 📚

مولانا خودش را «خاموش» می‌نامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشیده‌ای که شاعری، آن هم شاعری که آوازه‌اش عالمگیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی‌اش، چیستی‌اش، حتی هوایی که تنفس می‌کند چیزی نیست جز کلمه‌ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته چطور می‌شود که خودش را «خاموش» بنامد؟

#الیف_شافاک
آسمان بر فراز بام 
چقدر آبی، چقدر آرام  است! 
درختی بر فراز بام 
شاخه اش را می‌جنباند. 
ناقوس در آسمان پیش چشم 
آرام، آرام طنین می‌اندازد 
پرنده ای بر درخت پیش چشم 
آواز حزن انگیز خود را سر می‌دهد. 
خدای من، خدای من! زندگی اینجاست
بی آلایش و آرام
این هیاهوی آرام بخش از جانب شهر می‌آید.
هان با تو هستم ! تو که همواره گریانی!
تو را می‌گویم هان!
چه کردی با جوانی خویش؟

🌹♠️
#پل ورلن
نوکِ خنجرِ خوفی عمیق، روی سینه‌ی من مانده‌ست

چه تیز می‌دَرَد این غم مرا؛ چرا؟

🌹♠️
«رضا براهنی»
اوشیما می‌گوید: حق با توست.
داستان‌ها همین جورند
هر کدام نقطه‌ی عطفی دارند ،
چرخشی غیر منتظره.
فقط یک جور سعادت هست
اما بدبختی هزار شکل‌و اندازه دارد.
به قولِ تولستوی سعادت یک تمثیل است
اما بدبختی داستان است..!

🌹♠️
📚کافکا در کرانه
#هاروکی_موراکامی
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آستاره بختیاری، در کنار استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، مجید درخشانی و دیگر بزرگان ادب و هنر.
آستاره بختیاری، هنرمند موسیقی فولکلور ایرانی، در روستای کران از استان چهارمحال و بختیاری متولد شده است. او با وجود نابینایی، به‌عنوان خواننده‌ای برجسته در موسیقی سنتی لری و بختیاری شناخته می‌شود. آستاره بختیاری با صدای دلنشین و اجرای قطعات محلی، سهم بسزایی در حفظ و ترویج موسیقی بومی منطقه‌ خود داشته است.
از جمله آثار معروف او می‌توان به آهنگ‌های «مه نو»، «مردان خدا»، «سوتیام» و «مرغ سحر ناله سر کن» اشاره کرد. همچنین، اجرای زنده‌ی او در کنار استاد رضا خاکزاد در قالب بداهه‌خوانی، مورد توجه علاقه‌مندان موسیقی قرار گرفته است.
Shekaste (Vatan)
Marjan
-وطن (شکسته)-
با صدای مرجان

آهنگساز: عماد رام
شعر و دکلمه: علیرضا میبدی
«کم حرف شده ام ، دوست ندارم توضیحی به کسی بدهم و هیچ توضیحی از کسی نمی خواهم...»

#میشل_مونتنی می گفت:

«غم های کوچک پر حرفند ، غم های بزرگ لال...»
«روزی که دیگر نیازی نمی‌بینی ، هیچ چیز را در موردت خودت به کسی ثابت کنی ، روز مهمی‌ است ،
روزی که با خودت به صُلح نشسته‌ای..»
👍1
Mahasti Collection - Kahzad Tehrani
@LEEROYBEAT
شب بهاری و نسیم خنک و شنیدن صدای خانوم مهستی ^^

32 دقیقه ریمیکس مهستی
اللهم أجبرنا جبرًا يعوض قلوبنا؛

خدایا ما را با آرامشی که جبران کننده سختی دلهایمان باشد، آرام کن
✨

آمین
«چنان به مردم خوش‌بین باش که انگار جملگی خوبند و چنان به خودت تکیه کن انگار هیچ خیری در مردم نیست..»

- عباس محمود العقاد؛ فارسیِ عذرا جوانمردی.
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه کامران نجف‌زاده با همای مستان
همراه با آهنگی از همای
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
یه تیکه کتاب از ملت عشق 📚

ساعتی دقیق تر از ساعت خدا نیست
آنقدر دقیق است که در سایه اش همه چیز
سر موقعش اتفاق می افتد!
نه یک ثانیه زودتر،نه یک ثانیه دیرتر
همینقدر زیبا و امیدوار کننده

#الیف_شافاک
«بچه بودم ، مُعلمّمون گفت
یه لیست از کسایی که تا آخر عمر
کنارتون میمونن بنویسید ،
دو برگ A4 اسم نوشتم ،
ولی لیست معلم
فقط یه خط داشت ،
سایه‌ام ، البته آن هم به نور بستگی دارد..»

🌸
👍1
درباره ی گذشته قضاوت کردن کار آسانیست. اما وقتی خودتان در جریان طوفان می‌افتید و سیل غران زندگی شما را از صخره ای در دهان امواج مخوف پرتاب می‌کند، آنجا اگر توانستید همت به خرج دهید، آنجا اگر ایستادگی کردید، اگر از خطر واهمه ای به خود راه نداد، بله، آن وقت در دوران آرامش، لذت هستی را می‌چشید.

👤بزرگ علوی
📚چشم‌هایش
روزی ملا نصرالدین از کوچه ای می گذشت که مردی محکم زد پس گردن او و گفت :احوال شما چطور است؟ ملا تندی برگشت و به مرد نگاه کرد. مرد گفت :ای داد بیداد ! خیلی عذر می خواهم . ببخشید! شما را به جای یکی دیگر عوضی گرفتم .
اما ملا عذر خواهی او را قبول نکرد. یقه اش را گرفت و او را کشان کشان پیش قاضی برد. وقتی قاضی از جریان با خبر شد به ملا گفت :حق با شماست و اگر دلت می خواهد می توانی یک پس گردنی به آن بزنی تا قصاص شود. ملا گفت: من به این کار راضی نیستم .
قاضی گفت:پس یک سکه طلا از او بگیر ورضایت بده. ملا گفت : قبول دارم . مرد به قاضی گفت : من که یک سکه طلا همراه ندارم،اگر اجازه بدهید بروم و از خانه بیاورم .
قاضی قبول کرد و مرد رفت و دیگر بر نگشت . ملا که از انتظار کشیدن خسته شده بودپا شد و پس گردنی محکمی به قاضی زدو گفت:جناب قاضی! چون بنده کار دارم و بیشتر از این نمیتوانم منتظر بمانم هر وقت آن مرد سکه طلا را آورد‎ آن را به جای این پس گردنی برای خودت بردار...☕️