[WwW.MihanMusic.Pro]
Googoosh
#گوگوش
توي قاب خيس اين پنجره ها
عكسی از جمعهی غمگين می بينم
چه سياهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگين می بينم
داره از ابر سياه خون میچكه
جمعه ها خون جاي بارون میچكه
نفسم در نمياد جمعه ها سر نمياد
كاش می بستم چشامو اين ازم بر نمياد
داره از ابر سياه خون میچكه
جمعه ها خون جاي بارون میچكه
عمر جمعه به هزار سال میرسه
جمعه ها غم ديگه بيداد میكنه
آدم از دست خودش خسته میشه
با لباي بسته فرياد میكنه
داره از ابر سياه خون میچكه
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
توي قاب خيس اين پنجره ها
عكسی از جمعهی غمگين می بينم
چه سياهه به تنش رخت عزا
تو چشاش ابرای سنگين می بينم
داره از ابر سياه خون میچكه
جمعه ها خون جاي بارون میچكه
نفسم در نمياد جمعه ها سر نمياد
كاش می بستم چشامو اين ازم بر نمياد
داره از ابر سياه خون میچكه
جمعه ها خون جاي بارون میچكه
عمر جمعه به هزار سال میرسه
جمعه ها غم ديگه بيداد میكنه
آدم از دست خودش خسته میشه
با لباي بسته فرياد میكنه
داره از ابر سياه خون میچكه
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
افسانه ها
میدان عشاق بزرگند
ما عاشقان کوچک بی داستانیم!
#حسین_منزوی
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
میدان عشاق بزرگند
ما عاشقان کوچک بی داستانیم!
#حسین_منزوی
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
#بهترین_متنهایی_که_خوانده_ام
می آید روزی که در تراس خانه ات،
روی صندلی دسته دار نشسته ای و بازی کودکان را تماشا می کنی،
آن روز دیگر نه باران، خاطره ای از من برایت تازه می کند و نه غروب آفتاب سنگی بر دریاچه ی آرام دلت می اندازد.
سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای...
کنار روزمرگی هایت، یک فنجان چای برای خودت میریزی و با دستانی که دیگر چروک شده اند لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک می کنی، اما یکباره یکی از کودکان نام مرا فریاد می زند...
شباهت اسمی بود!
تو آرام فنجانت را کمی پایین می آوری،
لبخند کوچکی می زنی و دوباره چایت را می نوشی...
من به همان لبخند زنده ام...
👤روزبه معین
💟
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
می آید روزی که در تراس خانه ات،
روی صندلی دسته دار نشسته ای و بازی کودکان را تماشا می کنی،
آن روز دیگر نه باران، خاطره ای از من برایت تازه می کند و نه غروب آفتاب سنگی بر دریاچه ی آرام دلت می اندازد.
سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای...
کنار روزمرگی هایت، یک فنجان چای برای خودت میریزی و با دستانی که دیگر چروک شده اند لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک می کنی، اما یکباره یکی از کودکان نام مرا فریاد می زند...
شباهت اسمی بود!
تو آرام فنجانت را کمی پایین می آوری،
لبخند کوچکی می زنی و دوباره چایت را می نوشی...
من به همان لبخند زنده ام...
👤روزبه معین
💟
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جهان همیشه به عشق زنده بوده و هست
شاید این روزها بیشتر از همیشه عشق به یکدیگر و جهان را احساس میکنیم ولی حقیقت ِ همیشه موجود این بوده که جهان بی عشق هرگز زنده نخواهد ماند.
هر چه بیشتر عشق بورزیم کشفهای عاشقانه ی وجود را بیشتر لمس و احساس خواهیم کرد و روزی خواهد رسید که تمام لمسها و احساسها ی وجود در جهان سرازیر خواهد شد و شفاگری ِ نامرئی را در خود و جهانمان تجربه خواهیم کرد.
شاد باشید ودلی رو شاد کنید
🌹🎼
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
شاید این روزها بیشتر از همیشه عشق به یکدیگر و جهان را احساس میکنیم ولی حقیقت ِ همیشه موجود این بوده که جهان بی عشق هرگز زنده نخواهد ماند.
هر چه بیشتر عشق بورزیم کشفهای عاشقانه ی وجود را بیشتر لمس و احساس خواهیم کرد و روزی خواهد رسید که تمام لمسها و احساسها ی وجود در جهان سرازیر خواهد شد و شفاگری ِ نامرئی را در خود و جهانمان تجربه خواهیم کرد.
شاد باشید ودلی رو شاد کنید
🌹🎼
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
سرزمین مادری، رویای اجدادی کجاست؟
مردم این شهر می پرسند آبادی کجاست؟
ما به گرد خویش میگردیم آه ای ساربان!
آرمانشهری که قولش را به ما دادی کجاست؟
ای رسولِ عقل! ما را بگذران از نیلِ شک
گر تو موسی نیستی موسای این وادی کجاست؟
خندههای عیش ما جز خودفراموشی نبود
این هم از مستی که فرمودی! بگو شادی کجاست؟
باد در فکر رهایی روی آرامش ندید
راه بیرون رفتن از زندان آزادی کجاست؟
👤"فاضل نظری"
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
مردم این شهر می پرسند آبادی کجاست؟
ما به گرد خویش میگردیم آه ای ساربان!
آرمانشهری که قولش را به ما دادی کجاست؟
ای رسولِ عقل! ما را بگذران از نیلِ شک
گر تو موسی نیستی موسای این وادی کجاست؟
خندههای عیش ما جز خودفراموشی نبود
این هم از مستی که فرمودی! بگو شادی کجاست؟
باد در فکر رهایی روی آرامش ندید
راه بیرون رفتن از زندان آزادی کجاست؟
👤"فاضل نظری"
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
پرواز
اجرای گروهی/سرپرستیمهدیاسکندری
جمعه یعنی پرواز
یعنی از پیله، رها
کوله ی دلخوشی ام را بدهید
قصد رفتن دارم!
آدم از ماندنِ بی وقفه، دلش میگیرد!
گاه باید بروی
نفسی تازه کنی، برگردی...
#نرگس_صرافیان_طوفان🌱
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
یعنی از پیله، رها
کوله ی دلخوشی ام را بدهید
قصد رفتن دارم!
آدم از ماندنِ بی وقفه، دلش میگیرد!
گاه باید بروی
نفسی تازه کنی، برگردی...
#نرگس_صرافیان_طوفان🌱
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Yaa Rab
Mahasti
✅ ترانه : یا رب
✅ خواننده : مهستی
✅ آهنگ : بابک افشار
✅ شعر : هما میرافشار
(یا رب ایا تا کدامین لحظه باید سوخت)
💙✨
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
✅ خواننده : مهستی
✅ آهنگ : بابک افشار
✅ شعر : هما میرافشار
(یا رب ایا تا کدامین لحظه باید سوخت)
💙✨
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Oo Nayamad
Alireza Eftekhari
بشنویم تصنیف زیبایی از حضرت صدا
استاد علیرضا افتخاری
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
استاد علیرضا افتخاری
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
همه ی ما میمیریم.
همه ی ما...
بدون استثنا،
کمی دیرتر.
کمی زودتر. یک دفعه ناگهانی.
تمام می شویم...
یک روز همین خانه ای که سقف دارد خانه عنکبوت ها و لانه ی خفاش ها می شود،
همین ماشینی که دوستش داریم زیر باران در یک گورستان ماشین زنگ می زند،
همین بچه هایی که نفس مان به نفس شان بند است، می روند پی زندگی یشان.
حتی نمی آیند آبی بریزند روی سنگ مزار مان.
قبل از ما میلیاردها انسان روی این کره ی خاکی راه رفته اند.
مغرورانه گفته اند:
مگر من اجازه بدم!
مگر از روی جنازه ی من رد بشید...
و حالا کسی حتی نمی تواند هم استخوان های جنازه شان را پیدا کند که از روی آن رد بشود یا نشود!
قبل از ما کسانی زیسته اند که زیبا بوده اند،
دلفریب،
مثل آهو خرامان راه رفته اند.
زمین زیر پای تکان خوردن جواهراتشان لرزیده.
سیب ها از سرخی گونه هایشان رنگ باخته اند
و حالا کسی حتی نامشان را هم به خاطر نمی آورد.
قبل از ما کسانی بوده اند که در جمجمه ی دشمنانشان شراب ریخته اند و خورده اند.
سرداران و امیرانی که گرزهای گران داشته اند، پنجه در پنجه شیر انداخته اند،
از گلوله نترسیده اند
و حالا کسی نمی داند در کجای تاریخ گم شده اند!
همه این کینه ها،
همه ی این تلخی ها،
همه ی این زخم زبان زدن ها،
همه ی این کوفت کردن دقیقه ها به جان هم،
همه ی این زهر ریختن ها،
تهمت زدن ها،
توهین کردن ها به هم...
تمام می شود.
از یاد می رود و هیچ سودی ندارد جز اینکه زندگی را به جان خودمان و همدیگر زهر کنیم.
اگر می توانیم به هم حس خوب بدهیم
کنار هم بمانیم
و اگر نه، راهمان را کج کنیم.
دورتر بایستیم و یادمان نرود که همه ی ما می میریم،
همه ی ما...
بدون استثناء، کمی دیرتر...
کمی زودتر، یک دفعه، ناگهانی...
زندگی کنیم و بگذاریم دیگران هم زندگی کنند!
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
همه ی ما...
بدون استثنا،
کمی دیرتر.
کمی زودتر. یک دفعه ناگهانی.
تمام می شویم...
یک روز همین خانه ای که سقف دارد خانه عنکبوت ها و لانه ی خفاش ها می شود،
همین ماشینی که دوستش داریم زیر باران در یک گورستان ماشین زنگ می زند،
همین بچه هایی که نفس مان به نفس شان بند است، می روند پی زندگی یشان.
حتی نمی آیند آبی بریزند روی سنگ مزار مان.
قبل از ما میلیاردها انسان روی این کره ی خاکی راه رفته اند.
مغرورانه گفته اند:
مگر من اجازه بدم!
مگر از روی جنازه ی من رد بشید...
و حالا کسی حتی نمی تواند هم استخوان های جنازه شان را پیدا کند که از روی آن رد بشود یا نشود!
قبل از ما کسانی زیسته اند که زیبا بوده اند،
دلفریب،
مثل آهو خرامان راه رفته اند.
زمین زیر پای تکان خوردن جواهراتشان لرزیده.
سیب ها از سرخی گونه هایشان رنگ باخته اند
و حالا کسی حتی نامشان را هم به خاطر نمی آورد.
قبل از ما کسانی بوده اند که در جمجمه ی دشمنانشان شراب ریخته اند و خورده اند.
سرداران و امیرانی که گرزهای گران داشته اند، پنجه در پنجه شیر انداخته اند،
از گلوله نترسیده اند
و حالا کسی نمی داند در کجای تاریخ گم شده اند!
همه این کینه ها،
همه ی این تلخی ها،
همه ی این زخم زبان زدن ها،
همه ی این کوفت کردن دقیقه ها به جان هم،
همه ی این زهر ریختن ها،
تهمت زدن ها،
توهین کردن ها به هم...
تمام می شود.
از یاد می رود و هیچ سودی ندارد جز اینکه زندگی را به جان خودمان و همدیگر زهر کنیم.
اگر می توانیم به هم حس خوب بدهیم
کنار هم بمانیم
و اگر نه، راهمان را کج کنیم.
دورتر بایستیم و یادمان نرود که همه ی ما می میریم،
همه ی ما...
بدون استثناء، کمی دیرتر...
کمی زودتر، یک دفعه، ناگهانی...
زندگی کنیم و بگذاریم دیگران هم زندگی کنند!
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من اشخاصِ زنده را آنانی می دانم
که مبارزه می کنند،بی مبارزه زندگی مرگ است ..
✍ #ویکتور_هوگو
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
که مبارزه می کنند،بی مبارزه زندگی مرگ است ..
✍ #ویکتور_هوگو
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
گاهی به
آخرین پیراهنم فکر میکنم
که مرگ در آن رخ میدهد...
🔻غلامرضا_بروسان
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
آخرین پیراهنم فکر میکنم
که مرگ در آن رخ میدهد...
🔻غلامرضا_بروسان
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از اناری حال دل پرسیدم امشب،
گفت؛ خون....
لاله را گفتم خبر تازه چه داری؟
گفت؛ داغ....
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
گفت؛ خون....
لاله را گفتم خبر تازه چه داری؟
گفت؛ داغ....
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ادمهايى هستن كه شانس اينو دارن
كه مثل اولين درختى كه بهار رو حس ميكنه
اين اولين درخت از كسى ياد نمى گيره سبز بشه
از زمين، زمان
از زمين و اسمون ميفهمه كه بايد سبز بشه
اما دومين درخت دو صورت داره
استاد #محمد_ابراهيم_جعفرى
شاعر و نقاش نوگرا
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
كه مثل اولين درختى كه بهار رو حس ميكنه
اين اولين درخت از كسى ياد نمى گيره سبز بشه
از زمين، زمان
از زمين و اسمون ميفهمه كه بايد سبز بشه
اما دومين درخت دو صورت داره
استاد #محمد_ابراهيم_جعفرى
شاعر و نقاش نوگرا
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme