سرای چامه (شعر)
76 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
دختر خورشید

علیرضا قربانی
به نام زنان سرزمینم
که دختران خورشیدند ...

در سرزمین ما...
اول زن‌ها بیدار می‌شوند،
بعد آفتاب طلوع می‌کند؛
چون آفتاب را زن‌ها می‌زایند
...


َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
صوفی‌ای را پرسیدند:
    مومن چه هنگام به بدکاری روی آورد؟
    گفت:
    آنگاه که در خویش، گمان نیکوکاری برد.
   
کشکول شیخ بهایی


#سرای چامه
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
به یاد و احترام ابوالحسن نجفی، از تاثیرگذارترین چهره‌های ادبیات معاصر ایران و مترجم آثار بزرگ در سال‌روز درگذشتش؛ که تا زمانی‌که غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی زنده است 🌲
#سرای_چامه
Havaye Eshgh
Ragheb
‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
☆☆☆

ای جان ِ جهان، جان و جهان بنده تو

شیرین شده عالم ، ز شکر خنده تو

صد قرن گذشت، و آسمان نیز ندید

در گردش روزگار،  ماننده تو

#مولانا
#سرای_چامه
Zendegi
Hayedeh
🎧👌
#زندگی
#هایده

خدایا توی دنیای بزرگت پوسیدیم .
‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
Week No. 11 °
Fabrizio Paterlini
🎼🌘
‏ميليون ها درخت در جهان به طور اتفاقی توسط سنجاب‌هايی کاشته شدند که دانه هایی را خاک کردند و جای آن را فراموش کردند!

خوبی کن و فراموش کن.
روزی رشد خواهد کرد...

‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
و آواز دادند که سنگ زنید. هیچ‌کس دست بسنگ نمی‌کرد و همه زار می‌گریستند، خاصه نشابوریان. پس مشتی رند را زر دادند که سنگ زنند و مرد خود مرده بود، که جلادش رسن بگلو افکنده بود و خبه کرده. اینست حسنک و روزگارش ، روز دارش و گفتارش، رحمه الله علیه، این بود که خود بزندگی گاه گفتی که: «مرا دعای نشابوریان بسازد» و نساخت ...

احمق مردا که دل در این جهان بندد
که نعمتی دهد و
زشت بازستانَد...


#تاریخ_بیهقی
#سرای_چامه
Negah Kon @bestmusik
Jahan @bestmusik
‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
پیکاسو در خاطراتش مینویسد:

مادرم می‌گفت اگر سرباز شدی
مطمئن باش روزی ژنرال می‌شوی
اگر راهب شدی روزی پاپ خواهی شد
در عوض من یک نقاش بودم و پیکاسو شدم!

هر چه که هستیم، بهترین باشیم ...
#سرای_چامه
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
Deltange Toam
Hojat Ashrafzadeh
دلتنگ توام كه به داد دلم برسى
تا عشق تو را نفسى ندهم به كسى

‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
‍ به جاهايي برو كه بكر باشند
كنار آدم هايي بمان كه بكر باشند
آدم هايي كه چشمه ی دروني زلال و وحشي خروشانشان همواره در فوران است، بزرگترين منبع انرژي حيات هستند.
آنها در تب زندگي سوخته اند و بهبود يافته اند.
زندگي را چون نفس بوييده اند و نفسشان بوي زندگي مي دهد.
مرگ را مي شناسند و نگاهشان بزرگ ترين دريچه ی ممكن به سوي دانش زندگي است.
آدم هايي كه مفهوم زندگي را از لاي كتابها حفظ نكرده اند.

✍پاراماهانسا یوگاناندا

‌‌‌‌‌‌#سرای_چامه
Koodakaneh
Farhad
بوی عیدی
بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی
وسط سفره نو
با اینا زمستونو سر کردم...

‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
چايت را بنوش، نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو مشتى كاه مى ماند براى بادها

#نيما_یوشیج
#سرای_چامه
یک پسر و دختر کوچک مشغول بازی با یکدیگر بودند، پسر کوچولو یه سری تیله و دختر چنتایی شیرینی داشت، پسر گفت: من همه تیله هامو بهت میدم و تو هم همه شیرینی هاتو به من بده، دختر قبول کرد ...
پسر بزرگترین و زیباترین تیله رو یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد، اما دختر کوچولو همانطور که قول داده بود تمام شیرینی ها رو به پسرک داد.
اون شب دختر کوچولو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه به این فکر میکرد که حتما دخترک هم یه خورده از شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...
عذاب مال کسی است که صادق نیست... و آرامش از آن کسانی است که صادقند...
لذت دنیا مال کسی نیست که با افراد صادق زندگی میکند، از آن کسانی است که با وجدان صادق زندگی میکنند ...

📚#سرای_چامه
به خودت عیدی بده. به احوالت برس. من برای خودم کتاب خریدم. تو هم چیزی ساده بگیر. عیدی‌ات کوچک است، اما ناچیز نیست. خالی نیست و مسخره نیست. عید را بهانه کن. مهربانِ خودت باش. با خودت دیدار کن.

#معین_دهاز

📚
#سرای_چامه
وقتی ارنست چگوارا را در پناهگاهش با کمک چوپان خبرچین دستگیر کردند، یکی از چوپان پرسید: چرا خبرچینی کردی درحالی که چگوارا برای آزادی شماها مبارزه می‌کرد!!؟
چوپان جواب داد که او با جنگهایش گوسفندان مرا می‌ترساند!

بعداز مقاومت محمدکریم در مقابل فرانسوی‌ها در مصر و شکست او، قرار بر اعدامش شد، که ناپلئون او را فراخواند و گفت:
سخت است برایم کسی را اعدام کنم که برای آزادی وطنش مبارزه می‌کرد، من به تو فرصتی می‌دهم تا ده هزارسکه طلا بابت غرامت سربازهای کشته شده به من بدهی...
محمدکریم گفت: من اکنون این پول را ندارم اما صدهزار سکه از تاجران می‌خواهم، می‌روم تهیه می‌کنم و باز می‌گردم...
محمدکریم به مدت چندروز در بازارها با زنجیر برای تهیه پول گردانیده می‌شد اما هیچ تاجری حاضر به پراخت پولی جهت آزادی او نبود و حتی بعضی طلبکارانه می‌گفتند که با جنگ‌هایش وضعیت اقتصادی را نابسامان کرد پس نزد ناپلئون برگشت!
ناپلئون به او گفت:
چاره ایی جز اعدام تو ندارم، نه بخاطر کشتن سربازهایم، بلکه بدلیل جنگیدن برای مردمی که پول را مقدم بر وطن خود می‌دانند.

محمد رشید می‌گوید:
آدم دانا که برای جامعه‌ ای نادان مجاهدت میکند مانند کسی است که خودش را آتش می‌زند تا روشنایی را برای آدم نابینا فراهم سازد!!

اين همان حكايت سقراط است كه ويل دورانت در پايان داستانش وقتی او را جام شوكران می دهند و می كشند، می گويد:
« بدا به حال آدمی كه بخواهد جامعه ای را پيش از آن كه موعد بيدار شدنش فرا رسيده باشد، بيداركند!»
👍1