ای فرزند آدم روزی دو گونه است :
روزیای که آن را جویی؛ و روزیای که تو را جوید و اگر پی آن نروی راه به سوی تو پوید. پس اندوه سال خود را براندوه روز خویش منه که روزی هر روز تو را بس است. پس اگر آن سال درشمار عمرتو آید، خدای بزرگ در فردای هر روز آنچه قسمت تو فرموده عطا فرماید و اگر آن سال درشمار عمرتو نیست؛ پس غم تو برآنچه از آن تونیست، چیست؟ و د رآنچه روزی توست هیچ خواهنده برتو پیشی نگیرد، و هیچ غالبی برتو چیره نشود، وآنچه برایت مقدر شده، تأخیر نپذیرد.
مولانا نشناختن قاعده روزی را موجب ترس و طمع خلق میداند ومیگوید اگر مردم میدانستند که این احوال در جلب روزی هیچ تأثیری ندارند، کوشش بیهوده و زیرکی نابجا برای کسب روزی به کار نمیبردند. به بیان وی تنها کسی از رزق برخوردار میشود، که خداوند برایش مقدّرکرده باشد، نه کسیکه زرنگترو چابکتر است. به تعبیر وی کسی حلوا میخورد که حلوا روزیاش باشد. نه آنکه دستان درازتری دارد:
او خورَد حَلوا که روزیش است باز
آن نه کاَنگُشتانِ او بآشد دراز
آومیگوید اگرهمه جهان پراز دُرّ و مروارید گردد ومانند سنگ وشن در راه ريخته شود، وقتی روزی کسی نباشد. از آن بهره نمیبرد:
گرجِهان را پُر دُرِ مَکنون کنم
روزیِ تو چون نباشد، چون کنم
مولانا به ما تذکر میدهد که برای به دست آوردن آنچه رزق میپنداريم، طمع را پیشوای خود نکنیم و زیاده در بندکم و زیاد داراییهایمان نباشیم و از دامهای بیشماری که در راهمان است؛ غافل نشویم و بدانیم که به تعبیر قرآن کریم خداوندِ رازق، هیچ جنبندهای را بیروزی رها نمیکند:
"وَ مامِن دَابَّه فِی الاَضِ اِلَّا عَلَی اللهِ رِزقُها وَ یعلَمُ مُستَقَرَّها وَ مُستَودَعَها کلَّ فی کتابِ مُبین" و هیچ جنبندهای درزمین نیست مگر اینکه روزیش برعهده خداست، و او قرارگاه و
محلّ مُردنش را میداند. همه اینها درکتایی روشن ثبت است.
خداوند در قرآن کریم دو بار با سیاقی مشابه و البته با تقدم و تأخری ناظر به تأکیدی خاص، به کسانی که از ترسِ ناداری، فرزندانشان را میکشتند، میگوید که بیمناک روزیتان نباشید که خداوند رازق است:
"وُ لا تَقتُلُوا اَولادَکُم مِن املاق نَحنُ نَرزُقُکم وَ ایاهُم" و فرزندان خود را از بیم تنگدستی مکشید، ما شما و آنان را روزی می رسانیم.
"وَلا تَقتُلُو اَولادَکم خَشیه اِملاقِ نَحنُ نَرزُقُهُم وَ اِیاکم اِنَّ قَتلَهُم کانَ خِطاً کبیرا" و از بیم تنگدستی فرزندان خود را مَکُشید.ماییم که به انها و شما روزی میبخشیم. به راستی که کُشتنِ آنان همواره خطایی بزرگ است.
📗خدا به روایت مولانا_ صفحه ۱۵۶ تا۱۵۸
#سرای_چامه
روزیای که آن را جویی؛ و روزیای که تو را جوید و اگر پی آن نروی راه به سوی تو پوید. پس اندوه سال خود را براندوه روز خویش منه که روزی هر روز تو را بس است. پس اگر آن سال درشمار عمرتو آید، خدای بزرگ در فردای هر روز آنچه قسمت تو فرموده عطا فرماید و اگر آن سال درشمار عمرتو نیست؛ پس غم تو برآنچه از آن تونیست، چیست؟ و د رآنچه روزی توست هیچ خواهنده برتو پیشی نگیرد، و هیچ غالبی برتو چیره نشود، وآنچه برایت مقدر شده، تأخیر نپذیرد.
مولانا نشناختن قاعده روزی را موجب ترس و طمع خلق میداند ومیگوید اگر مردم میدانستند که این احوال در جلب روزی هیچ تأثیری ندارند، کوشش بیهوده و زیرکی نابجا برای کسب روزی به کار نمیبردند. به بیان وی تنها کسی از رزق برخوردار میشود، که خداوند برایش مقدّرکرده باشد، نه کسیکه زرنگترو چابکتر است. به تعبیر وی کسی حلوا میخورد که حلوا روزیاش باشد. نه آنکه دستان درازتری دارد:
او خورَد حَلوا که روزیش است باز
آن نه کاَنگُشتانِ او بآشد دراز
آومیگوید اگرهمه جهان پراز دُرّ و مروارید گردد ومانند سنگ وشن در راه ريخته شود، وقتی روزی کسی نباشد. از آن بهره نمیبرد:
گرجِهان را پُر دُرِ مَکنون کنم
روزیِ تو چون نباشد، چون کنم
مولانا به ما تذکر میدهد که برای به دست آوردن آنچه رزق میپنداريم، طمع را پیشوای خود نکنیم و زیاده در بندکم و زیاد داراییهایمان نباشیم و از دامهای بیشماری که در راهمان است؛ غافل نشویم و بدانیم که به تعبیر قرآن کریم خداوندِ رازق، هیچ جنبندهای را بیروزی رها نمیکند:
"وَ مامِن دَابَّه فِی الاَضِ اِلَّا عَلَی اللهِ رِزقُها وَ یعلَمُ مُستَقَرَّها وَ مُستَودَعَها کلَّ فی کتابِ مُبین" و هیچ جنبندهای درزمین نیست مگر اینکه روزیش برعهده خداست، و او قرارگاه و
محلّ مُردنش را میداند. همه اینها درکتایی روشن ثبت است.
خداوند در قرآن کریم دو بار با سیاقی مشابه و البته با تقدم و تأخری ناظر به تأکیدی خاص، به کسانی که از ترسِ ناداری، فرزندانشان را میکشتند، میگوید که بیمناک روزیتان نباشید که خداوند رازق است:
"وُ لا تَقتُلُوا اَولادَکُم مِن املاق نَحنُ نَرزُقُکم وَ ایاهُم" و فرزندان خود را از بیم تنگدستی مکشید، ما شما و آنان را روزی می رسانیم.
"وَلا تَقتُلُو اَولادَکم خَشیه اِملاقِ نَحنُ نَرزُقُهُم وَ اِیاکم اِنَّ قَتلَهُم کانَ خِطاً کبیرا" و از بیم تنگدستی فرزندان خود را مَکُشید.ماییم که به انها و شما روزی میبخشیم. به راستی که کُشتنِ آنان همواره خطایی بزرگ است.
📗خدا به روایت مولانا_ صفحه ۱۵۶ تا۱۵۸
#سرای_چامه
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
#سهراب_سپهری
#سرای_چامه
زندگی یعنی چه؟
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.
#سهراب_سپهری
#سرای_چامه
گفت: خواب بَدی دیدم. دیدم که خلایق به هیئت گاوان و گوسپندان جملگی سر در آخوری فروبرده به چریدن مشغولند.
پرسیدم: تو چه می کردی؟
گفت: من نیز چون خلایق[مشغول چریدن بودم.]
پرسیدم: پس چه فرق میانِ تو و ایشان؟
گفت: آن ها می خوردند و می خندیدند.
من می خوردم و می گریستم.
تذکرة الاولیاء، به تصحیح استاد شفیعی کدکنی،
ذكر خضرويه بلخى
#سرای_چامه
پرسیدم: تو چه می کردی؟
گفت: من نیز چون خلایق[مشغول چریدن بودم.]
پرسیدم: پس چه فرق میانِ تو و ایشان؟
گفت: آن ها می خوردند و می خندیدند.
من می خوردم و می گریستم.
تذکرة الاولیاء، به تصحیح استاد شفیعی کدکنی،
ذكر خضرويه بلخى
#سرای_چامه
Tefli Mix 8 P
<unknown>
- طفلی به نام شادی
شعر: استاد شفیعی کدکنی
ملودی/تنظیم: بهزاد رئیسی
َ┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
شعر: استاد شفیعی کدکنی
ملودی/تنظیم: بهزاد رئیسی
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا پدر دستور زبان فارسی را میشناسید؟
#سرای_چامه
#سرای_چامه
#زبان_پارسی (ایرانی) ☀️☀️☀️
یکی از ستونهای میهن سالاری ایرانی ، زبان ملی پارسی به پیشوایی شاه نامه است.
مارک بلوخ در کتاب «جامعه فئودالی» اشاره دارد که:
بدون وجود یک نام، تجسم تصویر روشنی از مام میهن آسان نیست... تکلم به یک زبان، مردم را به یکدیگر نزدیکتر میکند و در سنتهای فکری ایشان عناصر مشترک جدیدی پدید می آورد./
وی یادآور میشود که اروپای فئودالی و ملوک الطوایفی، زمانی توانست در راه پیشرفت قدم بگزارد که قدرتهای مرکزی (پادشاهی ها) سرزمینهای متلاشی شده و پراکنده را زیر یک درفش واحد ملی گرد آوردند و احساسات ملی را برانگیختند.
#ايران يك شبه قاره به شمار مى رفت كه همواره مرزهاى فرهنگى آن، بسى فراتر از مرزهاى سياسى و طبيعى اش، كشورهاى ديگر را درمى نورديد. آنچه كه جاى تعجب دارد، سكوت ما ايرانيان در برابر دروغ و غلو ناسيوناليستى ديگران است.
اگر «نظامى گنجوى» مى گويد: «همه عالم، تن است و ايران: دل» از يك واقعيت تاريخى سخن مى گويد.
فرهنگ و تمدن ايرانى، نه يك دستاورد محدود قومى و قبيله اى، بلكه يك خصلت و ويژگى جهانى است.
اين ميراث به اندازه اى حسادت برانگيز است كه قوم هاى كوچك و بزرگ، كوشيده اند هر تكه از آن را به نام خود ثبت كنند!
فرهنگ ميترايى را به نام «هلنى» جا مى زنند، بر سر «ابوريحان بيرونى» و «ابن سينا» و بسيارى از بزرگان ايرانى، عقال مى نهند، بر پاى «فارابى» چكمه قزاق مى كنند و گاهى هم كشاكش دارند كه «جلال الدين بلخى» آيا افغانى است يا ترک؟
سرزمین سپند و ارض مقدس در اغاز و در بنیاد : ایران زمین بوده است.
کسانی که به کتابهای مقدس عهد قدیم (تورات) و عهد جدید (انجیل) و نیز قرآن اعتقاد و باور دارند باید بدانند که در کتاب افرینش / تورات، بوم بهشتی بشر فلات ایران به شمار میرفت که در دو سوی آن، رودهای جیهون و فرات روانه بودند...
کشتی نوح در چکاد ارارات به خشکی نشست. باید بدانند که نبی های تورات از شاهان هخامنشی به نیکویی یاد کرده اند و کورش بزرگ را مسیح {قرآن: ذوالقرنین} دانسته اند.
بنابراین اگر از دیدگاه دینی و مذهبی نیز بنگرید، باید به ایران و میهن سالاری ایرانی ارج و احترام نهاد.
در وداها آمده است که ایزد اندرا (اندروای اوستایی) روشنایی را به سوی آریا (ایران زمین) میکشاند و مردم آرین را کمک میکند.
افزون بر یادکرد و تقدس اریاورتا (اریابهارات) از سرزمینهای پارت و پارس نیز در سرودهای ریگ ودا نام برده شده. در کتبی دینی به نام پورانا کوه مقدس مرو جایی بود که ایزدان و اهوراییان در دامانش جای داشتند.
موبد سوشیانت مزدیسنا
فَرِ اهورا داده ایران را میستاییم هر سه پاس ☀️🔥
{دبیرستان آستان مغان}
#سرای_چامه
یکی از ستونهای میهن سالاری ایرانی ، زبان ملی پارسی به پیشوایی شاه نامه است.
مارک بلوخ در کتاب «جامعه فئودالی» اشاره دارد که:
بدون وجود یک نام، تجسم تصویر روشنی از مام میهن آسان نیست... تکلم به یک زبان، مردم را به یکدیگر نزدیکتر میکند و در سنتهای فکری ایشان عناصر مشترک جدیدی پدید می آورد./
وی یادآور میشود که اروپای فئودالی و ملوک الطوایفی، زمانی توانست در راه پیشرفت قدم بگزارد که قدرتهای مرکزی (پادشاهی ها) سرزمینهای متلاشی شده و پراکنده را زیر یک درفش واحد ملی گرد آوردند و احساسات ملی را برانگیختند.
#ايران يك شبه قاره به شمار مى رفت كه همواره مرزهاى فرهنگى آن، بسى فراتر از مرزهاى سياسى و طبيعى اش، كشورهاى ديگر را درمى نورديد. آنچه كه جاى تعجب دارد، سكوت ما ايرانيان در برابر دروغ و غلو ناسيوناليستى ديگران است.
اگر «نظامى گنجوى» مى گويد: «همه عالم، تن است و ايران: دل» از يك واقعيت تاريخى سخن مى گويد.
فرهنگ و تمدن ايرانى، نه يك دستاورد محدود قومى و قبيله اى، بلكه يك خصلت و ويژگى جهانى است.
اين ميراث به اندازه اى حسادت برانگيز است كه قوم هاى كوچك و بزرگ، كوشيده اند هر تكه از آن را به نام خود ثبت كنند!
فرهنگ ميترايى را به نام «هلنى» جا مى زنند، بر سر «ابوريحان بيرونى» و «ابن سينا» و بسيارى از بزرگان ايرانى، عقال مى نهند، بر پاى «فارابى» چكمه قزاق مى كنند و گاهى هم كشاكش دارند كه «جلال الدين بلخى» آيا افغانى است يا ترک؟
سرزمین سپند و ارض مقدس در اغاز و در بنیاد : ایران زمین بوده است.
کسانی که به کتابهای مقدس عهد قدیم (تورات) و عهد جدید (انجیل) و نیز قرآن اعتقاد و باور دارند باید بدانند که در کتاب افرینش / تورات، بوم بهشتی بشر فلات ایران به شمار میرفت که در دو سوی آن، رودهای جیهون و فرات روانه بودند...
کشتی نوح در چکاد ارارات به خشکی نشست. باید بدانند که نبی های تورات از شاهان هخامنشی به نیکویی یاد کرده اند و کورش بزرگ را مسیح {قرآن: ذوالقرنین} دانسته اند.
بنابراین اگر از دیدگاه دینی و مذهبی نیز بنگرید، باید به ایران و میهن سالاری ایرانی ارج و احترام نهاد.
در وداها آمده است که ایزد اندرا (اندروای اوستایی) روشنایی را به سوی آریا (ایران زمین) میکشاند و مردم آرین را کمک میکند.
افزون بر یادکرد و تقدس اریاورتا (اریابهارات) از سرزمینهای پارت و پارس نیز در سرودهای ریگ ودا نام برده شده. در کتبی دینی به نام پورانا کوه مقدس مرو جایی بود که ایزدان و اهوراییان در دامانش جای داشتند.
موبد سوشیانت مزدیسنا
فَرِ اهورا داده ایران را میستاییم هر سه پاس ☀️🔥
{دبیرستان آستان مغان}
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رفتن رو به کسی خطاب میکنن
که آمده باشه
ما که نیامدیم
ما بودیم
ریشه در خاک سرزمینمون
که آمده باشه
ما که نیامدیم
ما بودیم
ریشه در خاک سرزمینمون
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
Bi Mohabat
Mahasti - [ Listen2Music.ir ]
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار! در سال جدید یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم، حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند! یادم باشد که دیگران را دوست بدارم، آن گونه که هستند، نه آن گونه که می خواهم باشند! یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد! نوروز باستانی شاد و میمون باشد!
شعر بهاریه فریدون مشیری
با صدای جادویی و جان نشین فراز حق پناه! 👌
#سرای_چامه
شعر بهاریه فریدون مشیری
با صدای جادویی و جان نشین فراز حق پناه! 👌
#سرای_چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز بنفشه زار و لاله
از سنگ و کلوخ بردمیدهست
گویی که خدای عالمی نو
در عالم کهنه آفریدهست
#مولوی
#سرای_چامه
درود و صبـحتون بخیر و شادی
از سنگ و کلوخ بردمیدهست
گویی که خدای عالمی نو
در عالم کهنه آفریدهست
#مولوی
#سرای_چامه
درود و صبـحتون بخیر و شادی