نشسته ام به در نگاه میکنم؛
دریچه آه می کشد،
تو از کدام راه میرسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد...
👤 هوشنگ ابتهاج
https://t.me/httpsCAme
دریچه آه می کشد،
تو از کدام راه میرسی
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد...
👤 هوشنگ ابتهاج
https://t.me/httpsCAme
گاهی
به خواستن نيست...
وقتی چيزی قرار نباشه اتفاق بيفته،
حتی از دست سرنوشت هم كاری برنمياد.
گاهی كوه به كوه كه نه ، آدم به آدم هم نمی رسه.
كنار هم پير شدن، با كنار ايستادن و پير شدن يكي ديگه رو ديدن،
خيلی فرق داره...
بي رحم ترين شكل زندگی اينه كه،
يه نفر رو تووی خودت سركوب كنی ..
👤پویا جمشیدی
https://t.me/httpsCAme
به خواستن نيست...
وقتی چيزی قرار نباشه اتفاق بيفته،
حتی از دست سرنوشت هم كاری برنمياد.
گاهی كوه به كوه كه نه ، آدم به آدم هم نمی رسه.
كنار هم پير شدن، با كنار ايستادن و پير شدن يكي ديگه رو ديدن،
خيلی فرق داره...
بي رحم ترين شكل زندگی اينه كه،
يه نفر رو تووی خودت سركوب كنی ..
👤پویا جمشیدی
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
صبور
مثل درختی که در آتش می سوزد
و توان گریختن ندارد.
حیرت زده چون گوزنی
که شاخ های بلند
در شاخه گرفتارش کرده اند.
همه ی ،این روزها این چنینیم ...
👤 #شمس_لنگرودی
https://t.me/httpsCAme
مثل درختی که در آتش می سوزد
و توان گریختن ندارد.
حیرت زده چون گوزنی
که شاخ های بلند
در شاخه گرفتارش کرده اند.
همه ی ،این روزها این چنینیم ...
👤 #شمس_لنگرودی
https://t.me/httpsCAme
حذف کردن آدمها
نه دردناک است نه ترسناک!
فقط کافیست چشمانت را ببندی،
تک تک لحظات بدی که با حضورشان رقم زدند را یادت بیاوری...
فقط کافیست دست بکشی به سمت چپ سینه ات و از درد زخم هایی که به قلبت زدند صورتت مچاله شود...
فقط کافیست یاد روزها و شبهایی بیفتی که اشک مهمان صورتت بود و دلیلش فقط همان آدم بود و بس...
فقط کافیست یاد مهربانی هایی که جوابش شد دل شکستن و پشیمانی بیفتی...
حذف کردن آدمها نه دردناک است نه ترسناک،
فقط کمی دل و جرات میخواهد
و یک حافظه قوی...
👤فاطمه جوادی
https://t.me/httpsCAme
نه دردناک است نه ترسناک!
فقط کافیست چشمانت را ببندی،
تک تک لحظات بدی که با حضورشان رقم زدند را یادت بیاوری...
فقط کافیست دست بکشی به سمت چپ سینه ات و از درد زخم هایی که به قلبت زدند صورتت مچاله شود...
فقط کافیست یاد روزها و شبهایی بیفتی که اشک مهمان صورتت بود و دلیلش فقط همان آدم بود و بس...
فقط کافیست یاد مهربانی هایی که جوابش شد دل شکستن و پشیمانی بیفتی...
حذف کردن آدمها نه دردناک است نه ترسناک،
فقط کمی دل و جرات میخواهد
و یک حافظه قوی...
👤فاطمه جوادی
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
حضرت مولانا سنگین ترین نفرین رو کرده
اونجا که میگه :
تا بداند که شب ما به چِه سان میگذرد
غمعشقشدِه و عشقشدِه و بسیارشدِه... ❤️❤️
اونجا که میگه :
تا بداند که شب ما به چِه سان میگذرد
غمعشقشدِه و عشقشدِه و بسیارشدِه... ❤️❤️
آری، بشر موجود سرسختیست.
من تصور میکنم بهترین تعریفی که
میتوان از انسان کرد این است:
انسان عبارتست از موجودی که
به همه چیز عادت میکند.
📕 خاطرات خانه مردگان
✍🏻 #داستایفسکی
📚 https://t.me/httpsCAme
من تصور میکنم بهترین تعریفی که
میتوان از انسان کرد این است:
انسان عبارتست از موجودی که
به همه چیز عادت میکند.
📕 خاطرات خانه مردگان
✍🏻 #داستایفسکی
📚 https://t.me/httpsCAme
🔅
اولین قدم برای یاد گرفتن شنا،
نترسیدن از آب و رها شدن است.
مربی همیشه میگوید: "بپر،
خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب".
شرط اول، همان دست و پا نزدن است.
گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشهای نشست.
باید بیخیالِ دست و پا زدن شد.
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند.
شاید بعدش آرام آرام
برگشتیم به سطح آب ...
به زندگی ... بی خفگی...
✍ #تنسی_ویلیامز
📖 https://t.me/httpsCAme
اولین قدم برای یاد گرفتن شنا،
نترسیدن از آب و رها شدن است.
مربی همیشه میگوید: "بپر،
خودتو رها کن، زیر آب چشماتو باز کن، بعد خودت آروم آروم برمی گردی به سطح آب".
شرط اول، همان دست و پا نزدن است.
گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشهای نشست.
باید بیخیالِ دست و پا زدن شد.
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند.
شاید بعدش آرام آرام
برگشتیم به سطح آب ...
به زندگی ... بی خفگی...
✍ #تنسی_ویلیامز
📖 https://t.me/httpsCAme
به رویدادی بزرگ محتاجم
اتفاقی که بی خبر باشد!
کاش وقتی به خانه برگشتم
کفش های تو پشت در باشد...!
#مژگان_عباسلو
᪣✿࿐༅🤎༅࿐✿᪣
https://t.me/httpsCAme
اتفاقی که بی خبر باشد!
کاش وقتی به خانه برگشتم
کفش های تو پشت در باشد...!
#مژگان_عباسلو
᪣✿࿐༅🤎༅࿐✿᪣
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
ما را از چهار عنصر ساخته اند:
آتش و خاک،باد وآب
خاصیت آتش سوختن است و خاصیت خاک ساختن
خاصیت باد رفتن است و خاصیت آب، شستن
یعنی اینکه :
"زندگی سوختن است وساختن
ورفتن ودست شستن....."
https://t.me/httpsCAme
آتش و خاک،باد وآب
خاصیت آتش سوختن است و خاصیت خاک ساختن
خاصیت باد رفتن است و خاصیت آب، شستن
یعنی اینکه :
"زندگی سوختن است وساختن
ورفتن ودست شستن....."
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
شهامت از آن آنان است که یک روز صبح خودشان را در آینه نگاه می کنند و روشن و صریح این عبارت را به خودشان می گویند، فقط به خودشان:
آیا من حق اشتباه کردن دارم؟
فقط همین چند واژه...
#آنا_گاوالدا
https://t.me/httpsCAme
آیا من حق اشتباه کردن دارم؟
فقط همین چند واژه...
#آنا_گاوالدا
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
هلیای من!
به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش.
من خوب آگاهم که زندگی، یکسر، صحنه بازی ست؛
من خوب می دانم.
اما بدان که همه کس برای بازی های حقیر آفریده نشده است.
مرا به بازی کوچک شکست خوردگی مکشان.
به همه سوی خود بنگر و بازمی گویم که مگذار زمان پشیمانی بیافریند.
به زندگی بیندیش که می خواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند.
به روزهای اندوهباری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد
و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند.
تو امروز بر فرازی ایستاده یی که هزار راه را می توانی دید.. و دیدگان تو به تو امان می دهند که راه ها را تا اعماق شان بپایی..
در آن لحظه ای که تو یک «آری» را با تمام زندگی عوض می کنی،
در آن لحظه های خطیر که سپر می افکنی و می گذاری دیگران به جای تو بیندیشند،
در آن لحظه هایی که تو ناتوانی خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس می کنی،
در آن لحظه یی که تو از فراز، پا در راهی می گذاری که آن سوی آن اختتام تمام اندیشه ها و رویاهاست،
در تمام لحظه هایی که تو می دانی، می شناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش
که روزها و لحظه ها هیچ گاه بازنمی گردند..
نادر ابراهیمی,
بار دیگر شهری که دوست میداشتم
https://t.me/httpsCAme
به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش.
من خوب آگاهم که زندگی، یکسر، صحنه بازی ست؛
من خوب می دانم.
اما بدان که همه کس برای بازی های حقیر آفریده نشده است.
مرا به بازی کوچک شکست خوردگی مکشان.
به همه سوی خود بنگر و بازمی گویم که مگذار زمان پشیمانی بیافریند.
به زندگی بیندیش که می خواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند.
به روزهای اندوهباری بیندیش که تسلیم شدگی را نفرین خواهی کرد
و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظه ای را برنمی گرداند.
تو امروز بر فرازی ایستاده یی که هزار راه را می توانی دید.. و دیدگان تو به تو امان می دهند که راه ها را تا اعماق شان بپایی..
در آن لحظه ای که تو یک «آری» را با تمام زندگی عوض می کنی،
در آن لحظه های خطیر که سپر می افکنی و می گذاری دیگران به جای تو بیندیشند،
در آن لحظه هایی که تو ناتوانی خویش را در برابر فریادهای دیگران احساس می کنی،
در آن لحظه یی که تو از فراز، پا در راهی می گذاری که آن سوی آن اختتام تمام اندیشه ها و رویاهاست،
در تمام لحظه هایی که تو می دانی، می شناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش
که روزها و لحظه ها هیچ گاه بازنمی گردند..
نادر ابراهیمی,
بار دیگر شهری که دوست میداشتم
https://t.me/httpsCAme
Goodreads
بار دیگر شهری که دوست میداشتم
به این شهر سوگند میخورم، و تو - ساکن در این شهری، و سو…
〰️
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت
آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد
بعد از ملاقاتی کوتاه،
شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.
اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو، تو را وزیر دادگستری میکنیم
شازده کوچولو گفت:
اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب، خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست!
اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
https://t.me/httpsCAme
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت
آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد
بعد از ملاقاتی کوتاه،
شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند.
اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو، تو را وزیر دادگستری میکنیم
شازده کوچولو گفت:
اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب، خودت را محاکمه کن!
این سخت ترین کار دنیاست!
اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
https://t.me/httpsCAme
Telegram
سرای چامه (شعر)
از این سرای زشت
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
پناه میبرم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Khouzestan
Mohsen Chavoshi
خوزستان 🎶🖤
[ #محسن_چاووشی ]
[ #حسین_صفا ]
🥀
از خاکت از نفتت از خونت
شب دستش رنگینه رنگینه
ای قاضی ای قاضی ای قاضی
شب جرمش سنگینه سنگینه...
#خوزستان
https://t.me/httpsCAme
[ #محسن_چاووشی ]
[ #حسین_صفا ]
🥀
از خاکت از نفتت از خونت
شب دستش رنگینه رنگینه
ای قاضی ای قاضی ای قاضی
شب جرمش سنگینه سنگینه...
#خوزستان
https://t.me/httpsCAme
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️سه چیز زیباست:
بیخبر، دعایت کنند
نبینی، نگاهت کنند
ندانی، یادت کنند..
من دعایتان میکنم به خیر
نگاهتان میکنم به پاک
یادتان میکنم به خوبی
هرجا هستید
بهترین هارو برایتان آرزو دارم ...
https://t.me/httpsCAme🖌#کانال_
بیخبر، دعایت کنند
نبینی، نگاهت کنند
ندانی، یادت کنند..
من دعایتان میکنم به خیر
نگاهتان میکنم به پاک
یادتان میکنم به خوبی
هرجا هستید
بهترین هارو برایتان آرزو دارم ...
https://t.me/httpsCAme🖌#کانال_