سرای چامه (شعر)
76 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
از پوچی زندگی پرمشغله بر حذر باش...

🍃

سقراط


https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
هر کس مرکز جهان خویشتن است
مولانا چقدر زیبا گفته :

ای نسخه نامه الهی که تویی
ای آینه جمال شاهی تویی
بیرون زتو نیست آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی


🍃
https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
تاریخ که بمانَد ...!
جغرافیا هم با ما خوب تا نکرد !
ما در کور ترین نقطه ی جغرافیا
رویِ مدارِ بی انصافی متولد شدیم
تا فصلی جدید و عبرت انگیز برایِ
تاریخ باشیم ... !

ما ریاضی هایمان ضعیف بود !
و گرنه می فهمیدیم اینجا حقوقِ
هیچ آدمی ، با آدمِ دیگر ، برابر نیست !
اینجا قوانینِ انسانیت ، هر ثانیه ،
نقض می شود !
و ما شاهدانِ عینیِ یک سقوطِ احمقانه ایم !
مثلاً قرار نبود به عقب برگردیم ،
اما مدت هاست که عقب را هم رد کرده ایم !

همه ی ما قربانیِ یک تسلسلِ اشتباه و معیوبیم که در بهترین حالتش ، یک نمایش نامه ی جنجالی و پر طرفدار می شویم ، برایِ نسل های بعد ... !
نمایش نامه ای که سیاه لشکرانِ هیچ کاره اش ماییم ،
مایی که خیرِ سرمان همه کاره بودیم ... !



https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
کارل گوستاو یونگ، معتقد بود:
ما نمی‌توانیم صفتی را که در خود نداریم در دیگری تشخیص دهیم.
به عنوان نمونه اگر شما فردی را خودخواه می‌دانید، مطمئن باشید شما هم می‌توانید به همان اندازه خودخواهی نشان دهید.
چرا که ما نمی توانیم چیزی را درک کنیم بدون اینکه خود، آن نباشیم.

مولانا در کتاب فیه ما فیه آورده است:
اگر در برادر خود عیب می بینی، آن عیب در توست که در او می بینی. عالَم همچنین آیینه است؛ نقش خود را در او می بینی؛ که المؤمن مرآة المؤمن. آن عیب را از خود جدا کن. زیرا آنچه از او می رنجی، از خود می رنجی...



https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
میدانید قشنگترین جای زندگی کجاست؟

آنجاست که به دلتان فرصت میدهید!
به دلتان این جرأت را میدهید که دوباره به زندگی اعتماد کند،
بدی ها را فراموش کند،
دوباره منتظر یک اتفاق ناگهانی خوب باشد
منتظر یک آدم تازه که به او فرصت میدهید گذشته را با همه بدی هایش ببخشد و بگذارد اتفاقات گذشته، در گذشته بماند.

اینجا قشنگ ترین جای زندگی است،
جایی که از صفر شروع میکنید،
جایی که دوباره متولد می شوید...🍃🌺


https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دور و نزدیک بودنِ آدم ها
به فاصله شان تا تو نیست
نزدیک ترین آدم به تو ،
آن کسی است که از دور ترین فاصله ،
همیشه هوایَت را دارد !

https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا شدم بی خبر از خویش
خبرها دیدم
بی‌خبرشو
که خبرهاست،دراین بی‌خبری

https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه مرگ‌ها که آزموده ام

اما نمرده ام...🖤


https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رنجوری را گفتند :
« دلت چه می خواهد؟»
گفت :
« آنکه دلم چیزی نخواهد.»


https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
اول :
دمِ غروب بود، همکارم خانم شین (که حالا از عزیزترین رفیق‌هایم است) با خوش‌رویی همیشگی‌اش گفت: «برم میوه بیارم. شوهرم میوه گذاشته برام.»
بعد رفت سمت یخچال.
در ظرف صورتی‌رنگی را باز کرد و لبخندش پررنگ‌تر از قبل شد. بعد همان‌طور که انگار یک اثر هنری بی‌بدلیل را تماشا کرده باشد و دلش بخواهد لذت تماشای آن را با دیگری به‌اشتراک بگذارد، ظرف را آورد جلوی من و گفت:
«ببین چطوری گذاشته؟»
پرتقال‌ها پوست‌گرفته بودند، شلیل‌ها از وسط نصف شده بودند و سیب‌ها چهارقسمتی. الحق که اثر هنری بی‌بدیلی هم بودند.

چشم‌های خانم شین از شوق زنانه‌ای برق می‌زد که بیشتر از تماشای میوه‌های داخل ظرف، حالِ من را که داشتم از درد به خودم می‌پیچیدم و روز پراسترسی را گذرانده بودم، آن‌‌قدر رقیق و لطیف کرد که حتی نمی‌توانم درباره‌اش بیشتر از این بنویسم.

دوم:
بابا همیشه می‌گوید:
«ما وظیفه داریم دنیا را جای بهتری برای زیستن کنیم؛ حتی در مقیاس کم. حتی در حدواندازهٔ یک وسعت محدود.»

آن روز که داشتم برایش می‌گفتم زنی تماس گرفت تا دربارهٔ همسر سابقم بپرسد و من به همهٔ خوبی‌‌هایش هم اشاره کردم، بابا باز هم همین حرف را زد. گفت ما وظیفه داریم به‌قدر وسع‌مان زندگی را جای بهتری کنیم، حالا اگر صداقت تو باعث بشود دوتا آدم با انتخاب درست رابطهٔ بهتری را شروع کنند، تو‌ رسالتت را انجام داده‌ای
چون هر رابطهٔ خوبی، به نفعِ همهٔ ماست. اگر دونفر کنار هم آرام و قرار بگیرند، انگار همهٔ ما کنار هم آرام و قرار گرفته‌ایم.

بابا راست می‌گفت.
هر رابطهٔ خوبی به‌نفعِ همهٔ ماست‌.
همسر خانم شین شاید می‌داند که گاهی بهترکردن دنیا، توی پوست‌کندن میوه و چیدنِ آن‌ها توی یک ظرف صورتی دربسته‌ست، برای این‌که برق اشتیاق زنانه‌ای به‌چشم‌های همسرش بیاید
و ما هم که شاهد آن و شریک در خوردن و مزه‌مزه‌کردن میوه‌هاییم، مطمئن‌تر از قبل بدانیم که رابطه را نه فقط حضور یک زن و مرد، که کیفیت و چگونگی حضور یک زن و مرد می‌سازد.

برای همین است که جزئیات می‌تواند این‌همه باعث دل‌گرمی، خوشایندی و تفاوت‌ها باشد. برای همین است که یک رابطهٔ خوب به‌نفعِ همهٔ ماست.

دعاهای پرخیر و برکتِ ما برای عشق و علاقهٔ این دل‌های به‌هم نزدیک؛ برای آن‌که میوه‌‌ای مهیا می‌کند و برای او که از تماشا چشم‌هایش به‌شوق می‌نشیند. که لذت بردن و اشتیاق داشتن نسبت به یک امر کوچک از طرف زن، همان‌قدر ارزشمند است که پوست‌کندن میوه از طرف مرد!

👤 فاطمه بهروزفخر
💟 کانال سرای چامه

https://t.me/httpsCAme
ابی خواب
@radiojavan_dl
من هنوز خواب می بینم
که دوره دوره ی وفاست
که اعتبار عشق بجاست
دنیا به کام آدماست ...


سوته دلان، یکی یکی تموم شدن
سوته دلی نمونده غیر از خود من ...



#خواب(سوته دلان)
#ابی🎙


https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
Audio
Alireza Ghorbani - Bar Samaee Tanboor
🎶در کوی عشق

#باصدای:علیرضا قربانی
و همراهی گروه شمس

(آلبوم برسماع تنبور)


https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
ڪوك ڪن عقربه‌ے ساعت
احساست را
روےيك حالت خوب
ڪه دگر فرصت جبرانےنيست

وزمان قدرتِ برگشت ندارد هرگز
لحظه ها تڪرارےست
زندگےڪن اے دوست
بهتر ازهر ديروز

سلام.صبحتون پر ازنشاط وشادابی🌻🍃

❤️❤️
https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش
که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش

سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش
مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش

بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن
به لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورش

کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار
که من پیمودم این صحرانه بهرام است ونه گورش

بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم
به شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورش

نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش

کمان ابروی جانان نمی‌پیچد سر از حافظ
ولیکن خنده می‌آید بدین بازوی بی زورش

🍃حافظ🍃

سلام صبحتون پرتغالی✋🍊🍊🍊🍊🌹🍃

https://t.me/httpsCAme
سرای چامه
لیلی زیر درخت انار نشست
درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخِ سرخ...
گل ها انار شد، داغ داغ...
هر اناری هزار دانه داشت
دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند....
انار کوچک بود، دانه ها ترکیدند، انار ترک برداشت...
خون انار روی دست لیلی چکید...
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید،
مجنون به لیلی اش رسید...
خدا گفت : راز رسیدن فقط همین بود
کافی است انار دلت ترک بخورد.‌..

#عرفان_نظرآهاری

🍷...🎼📚...🍷
✅
https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌱

اگر بتوانی همواره در اکنون بمانی، آدم شادی هستی؛
آن وقت می‌فهمی که در صحرازندگی هست، آسمان ستاره دارد‌ وجنگجویان می‌جنگند.
چون این بخشی از زندگی بشر است.
زندگی یک جشن است؛جشنی عظیم. چون همواره در همان لحظه‌ای است که در آن زندگی میکنیم...

📗 کیمیاگر
✍️
#پائولو_کوئلیو

https://t.me/httpsCAme

سرای چامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚜رقص زیبای گروهی ایرانی💃 پارت اول
⚜با موزیک
#یکی_بود_یکی_نبود 🎶🎵
⚜از
#سامی بیگی🗣
 

https://t.me/httpsCAme

سرای چامه