سرای چامه (شعر)
75 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
رنجاندنِ مردم که هیچ
ای عمر!
این دنیا
حتی نمی‌ارزد که خود را هم برنجانی

┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
در ازدحام این همه ظلمت بی‌عصا
چراغ را هم از من گرفته‌اند
اما من
دیوار به دیوار
از لمس معطر ماه
به سایه روشن خانه باز خواهم گشت
پس زنده باد امید.

#سید_علی_صالحی

┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
👍2
تو که نیستی؛ شُهره
@Tak_Mesra
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فردا برای هیچکس

تضمین نشده...

┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
👍2
الحنين؛
حربٌ لم يقاتلك احداً
من الخارج،
بل تموت انت من داخلك.

دلتنگی
تنها جنگی‌ست؛
که هیچکس از بیرون
به تو حمله نخواهد کرد،
بلکه از درون
کُشته خواهی شد.

#إحسین_صاین
تعریب: ألف‌تاليا
|#عربیات 🍁|
#سرای_چامه
👍1
خورشید هرصبح
یادآور این نکته است که
می‌شودازاعماق تاریکی
دوباره طلوع کرد
به شرط امید داشتن

امروزتون پر از امید❤️

‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍

#سرای_چامه 🍂🌸
❤1
Soltane Ghalbha - Aref
@flowwithmusic
“سلطان قلب‌ها"

و صدای ماندگار #عارف

آهنگ: انوشیروان روحانی
شعر: محمدعلی شیرازی


┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه. 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
چه زود دیر می شود...

در باز شد...

برپا !... بر جا !

درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم
بابا نان داد ، ما سیر شدیم

اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند
در سبد مهربانی شان و کوکب خانم چقدر
مهمان نواز بود.

و چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند
کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت
طی کردیم و در زندگی گم شدیم.

همه زیبایی ها رنگ باخت.
نگاه مان سرد شد و دستان مان خسته
دیگر باران با ترانه نمی بارد!

و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم
زرد شدیم ، پژمردیم.

و سال هاست وقتی پشت سرمان را نگاه
می کنیم جز رد پایی از خاطرات خوش
بچگی نمی یابیم،

و در ذهن مان جز همهمه زنگ تفریح
طنین صدایی نیست...!

و امروز چقدر دلتنگ آن روزهاییم
و هرگز نفهمیدیم.

چرا برای بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم...

۱۴۰۴/۰۸/۳۰👇

#سرای_چامه ☕️
#سرای@httpsCAme
همدیگر را قضاوت نکنیم
زندگی برای همه یکسان نیست
یکی را قهوه بیدار نگه میدارد
دیگری را فکر و خیال ...☕️

#سرای@httpsCAme
❤2
«چیزی که مرا از مرگ می‌ترساند این است که یقین دارم زندگی بدون من سپری خواهد شد..»

#آلبر_کامو


#سرای@httpsCAme 🍂
شازده کوچولو پرسید : چیکار کنم دوستام تنهام نزارن؟
روباه جواب داد : اول مطمئن شو اینا که میگی دوستت هستن، بعد...☕️!


#آنتوان_دوسنت_اگزوپری

#سرای@httpsCAme 🌱
روزی هشت لیوان آب بخور، ورزش کن،
و

از آدم‌هایی که فکر می‌کنن همیشه حق با اوناست، دوری کن.

#سرای@httpsCAme
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☕️

جالب ترین خصوصیت بشر "تناقض" است!

به شدت عجله داریم بزرگ شویم
و بعد دلمان برای کودکی از دست رفته مان
تنگ میشود...
برای پول در آوردن خودمان را
مریض میکنیم
بعد تمام پولمان را خرج میکنیم
تا دوباره سالم شویم!
طوری زندگی میکنیم
که انگار هرگز نمی میریم
و طوری می میریم
که انگار هرگز زندگی نکرده ایم...

#پائولو_کوئلیو
#سرای_چامه
Afsoon
Lian Pearl Folk Music Band
افسون
"هر چه شادی و امید است، بیاید و در جان وطنم بنشیند."

#سرای@httpsCAme
👍2
کُوگِ تاراز | بهنام خدری
@azghesseha  |.روزها
کمی حوصله کن به من
که دلم دلتنگست ..

‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎َ┏━━━━━━━━┓
🆔️ سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
https://t.me/httpsCAme
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدا كند انگورها برسند
جهان مست شود
تلوتلو بخورند خیابان‌ها
به شانه‌ی هم بزنند
رئیس‌جمهورها و گداها


مرزها مست شوند
و محمّد علی بعد از ۱۷ سال مادرش را ببیند
و آمنه بعد از ۱۷ سال، كودكش را لمس كند

خدا كند انگورها برسند
آمو زیباترین پسرانش را بالا بیاورد
هندوكش دخترانش را آزاد كند.

برای لحظه‌ای
تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را
كاردها یادشان برود
بریدن را
قلم‌ها آتش را
آتش‌بس بنویسند

خدا كند كوهها به هم برسند
دریا چنگ بزند به آسمان
ماهش را بدزدد
به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها

خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند
پنجره‌‌ها
دیوارها را بشكنند

خوانش شعر‌ زیبایی از الیاس_علوی،
در فیلم «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند» به نویسندگی و کارگردانی محمد_رسول‌اف
گفت:
من با نخ نازکی به این دنیا وصلم؛
با من مدارا کن!
🔥1
آدم های این زمانه
مثل صدای "دهل" می مانند
هر چه دورتر
خوش تر ...
وقتی چیزی مرا رنج می‌داد، در مورد آن با هیچکس حرفی نمی‌زدم. ‏خودم در موردش فکر می‌کردم، ‏به نتیجه می‌رسیدم و به تنهایی عمل می‌کردم. ‏نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم، نه! بلکه فکر می‌کردم که انسان‌ها در آخر ‏باید خودشان، خودشان را نجات بدهند.

-کافکا در کرانه، هاروکی موراکامی
😢1
که روزی نشیب است
و روزی فراز…

-فردوسی