سرای چامه (شعر)
75 subscribers
2.42K photos
3.94K videos
12 files
7.13K links
از این سرای زشت

پناه می‌برم به شعر!📓🍃🌸🌼🌷🍂
Download Telegram
و همچنان ادامه دادن ...
وظيفه ى ديگران نيست نيازهاى ما را برآورده كنند يا به انتظارات ما جواب دهند.
قرار هم نيست كه هميشه با ما خوب تا شود. عدم پذيرش اين نكته، احساس خشم و نفرت در افراد ايجاد می‌كند.
آرامش روحى وقتى به دست مى‌آيد كه آدم‌ها را همان‌طور كه هستند بپذيريم و بر نقاط مثبتشان تكيه كنيم.

📕 همسر خاموش
✍🏻 #ای_اس_ای_هریسون
❤2
🔸آلن دلون درگذشت

🔹رسانه‌های فرانسه از مرگ آلن دلون، بازیگر سرشناس فرانسوی در ۸۸ سالگی خبر دادند.


┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه 🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
📝

دبستان بودم،درست سوم دبستان در یک نیمکت من مینشستم و دو دختر دیگر یکی از دخترها اسمش کیمیا بود.
در کلاسمان هیچ دوستی نداشت، درسهایش هم که اصلا تعریفی نبود زمان های بیکاری که همه مان سرگرم بگو بخند و رد و بدل کردن حرفهای بچگانه ی دختربچه های دبستانی بودیم، کیمیا جدا از ما می نشست و به فکر فرو می رفت گاهی ناخن هایش را میجوید، انگار در یک عالم دیگر بود .
کیمیا را دوست نداشتم خودمم نمیدانم چرا اصلا دلم برایش نمی سوخت.
بنظرم نسبت به کیمیا بی محبت بودم منی که بادیدن فیلم طوطیا گوله گوله اشک می ریختم اما کیمیا را نمی دانم چرا دوست نداشتم .
برعکس همه مان کیمیا لباس فرم نداشت با یک مانتو گشاد مشکی و یک مقنعه بزرگتر از خودش که آن هم مشکی بود می آمد مدرسه انگار مال خواهربزرگتر از خودش باشد،
اما کیمیا چیزی داشت که بعد از سالها هنوز هم که یادم می آيد مرا به فکر میبرد. کیمیا چشمان عجیبی داشت، درشت،مشکی و عمیق به چشمانش که نگاه می کردی انگار وسط کهکشانی ازستاره غرق می شدی با یک جفت مژه پرپشت و مشکی فرخورده، بعضی روزها که برعکس بقیه روزها خوشحال می آمد مدرسه، ستاره های چشمانش برق می زد و شروع می کرد به از هر دری حرف زدن فقط دو یا سه بار توانستم برق ستاره هایش راببینم .
من آن موقع ها کیمیا را اصلا دوست نداشتم شاید چون شبیه من نبود مثل من رفتار یا زندگی نمیکرد، اما دلیلش این نبود دلیلش این بود که من کیمیا را نمیشناختم، نمیفهمیدم که او ممکن است از دردهایی که دارد میکشدشان با خودش هرجا، این شکلی شده است.
کیمیا بعداز تعطیلات نوروز آن سال دیگر به مدرسه نیامد سال بعد هم من از آن مدرسه رفتم هیچ کس، هیچ وقت دیگر نفهمید کیمیا که بود؟ از کجا آمده بود وبه کجا رفت.
هنوز بعد ازسالها یاد کیمیا می افتم و پیش خودم میگویم کیمیاها بسیارند کاش کمی با آنها مهربان ترباشیم .
شاید بتوانیم دردشان را کم کنیم.
قضاوتشان نکنیم و به ستاره های چشمانشان نورببخشیم.
همین

👤#عادله_زمانی
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی کسی می‌گوید حالم خوش نیست،
دنبال اتفاقات بزرگ نگردیم و
نگوییم این که چیز مهمی نیست!
به دلایل متعدد،
بازتاب یک اتفاق بیرونی
در درون ممکن است بسیار بزرگ باشد‌.

به رسمیت شناختن هر از گاهِ"حقِ کم آوردن"
برای دوست، امنیت‌بخش‌ترین قسمت
دوستی‌ست و شناختِ این حق برای خود،
نشان از صلح با خود دارد در
عمیق‌ترین لایه‌های وجود.


✍
#اروین_دی‌_یالوم
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
وقتی که به گذشته‌ام نگاه میکنم
میبینم بیشتر چیزهایی که نگران‌شان بودم ،
هرگز اتفاق نیفتادند..
من زمان و انرژی خیلی زیادی را
هدر دادم تا ناراحت باشم!

#جول_اوستین

┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
"لا بأس سنتألم قلیلا وننسي"

اشکالی ندارد ،
کمی درد می‌کشیم و فراموش می‌کنیم...
« به آنچه نباید بسیار نیندیش! »
کنار پنجره،
رو به دکان تنباکو فروشی می‌ایستم
سیگاری روشن می کنم
مسیر دود را دنبال می‌کنم
آن‌سان
که گویی؛
مسیر زندگی من است

#فرناندوا_پسوآ
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
Shabe Por Setareh
Homeyra
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
مشکل انسان این است که،
دوام می‌آورد
و دوباره به سوی رنج‌هایی باز می‌گردد که از آن‌ها گریخته بود...
توی کتاب "سه شنبه ها با موری" نوشته بود: اگه لازم باشه گریه کنم، مفصل اشک می ریزم اما بعد از آن به همه خوبی هایی که هنوز در زندگی از آنِ من هستند متمرکز می شوم. :)
آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را
و دریایى غرق نمی کند “موسى” را
مادری،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان “نیل” می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند ، اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند
از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی؟!
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، نمی توانند
او که یگانه تکیه گاه من و توست
پس ؛
به “تدبیرش” اعتماد کن ،
به “حکمتش” دل بسپار ،
به او “توکل” کن ؛
و به سمت او “قدمی بردار” ،
تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی
"بی سر و صدا از افرادی که شما را خسته می کنند دور شوید."

آلبر کامو
اگر می شد «توان فراموش کردن» را از انسان گرفت ،
او ديگر هيچ ستمی را تحمل نمی کرد ؛
هيچ کس به اندازه ی کسی که فراموشی را نپذيرد ، تنها نيست...

آنکه به زمان های متفاوتی تعلق دارد ،
معاصر هيچ کس نيست!

📚قطره اشکی در اقیانوس
🖊#مانس_اشپربر
یکی از دردناک‌ترین لحظه‌ها در زندگی
احتمالا لحظه‌ای است که آدم می‌بیند
سال‌های پیشِ رویش، کمتر از سال‌های پشتِ سرش هستند...

👤فردریک بکمن
📚مردی به نام اُوِه
Soghati [ T.me/Graphic_Post_Instaa ]
Hayedeh [ T.me/Graphic_Post_Instaa ]
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
Nemikhastam [ T.me/Graphic_Post_Instaa ]
Behnam Alamshahi [ T.me/Graphic_Post_Instaa ]
┏━━━━━━━━┓
🆔️سرای چامه🦋🦋🦋
┗━━━━━━━━┛
اولین فاتح اورست
بعد از اولین تلاش ناموفقش
برای صعود به اورست
گفت :برمیگردم و بالاخره تو را فتح خواهم کرد
تو به عنوان یک کوه نمیتوانی رشد کنی
اما من به عنوان یک انسان چرا ...!

☘☘☘☘☘☘☘☘☘