Forwarded from Radio poem (𝑆𝑎𝑒𝑒𝑑🌵)
بخاطر(او)
پارت یک
تمام عمرش را صرف وصلهپینهی دل دیگران کرد،
بیآنکه کسی بخواهد بداند خودش چقدر پارهپاره است.
با لبخند زندگی را فریب میداد،
تا روزی که دیگر حتی خودش را هم نشناخت...
جالب بود، تا دنیا دنیا بود، همه میگفتند: "مرد که گریه نمیکنه."
آنقدر گریه نکرد، تا منزوی شد.
چند روزی بود کسی ازش خبر نداشت.
اصلاً کسی سراغش را نمیگرفت.
انگار هیچوقت به این دنیا نیومده بود.
خانوادهاش فکر میکردند رفته یک گوشه علافی،
رفیقهاش فکر میکردند رفته یک سفر تنهایی.
او خودش را داخل خانه حبس کرده بود.
بعد از یک ماه، شایان—رفیق فابریکش که تنها کسی بود کلید خانهاش را داشت—در را باز کرد.
بوی تعفن، سنگینتر از سکوت خانه بود.
جنازهی بیجانش روی زمین افتاده بود.
اما نگاه شایان روی دیوار قفل شد...
جایی که با خون نوشته شده بود:
"انتقامم را گرفتم."
همه شوکه شده بودند.
پلیس که وارد صحنه شد، هیچ نامهای، هیچ وصیتی پیدا نکرد.
فقط آن جملهی خونآلود.
همهچیز شبیه یک خودکشی ساده به نظر میرسید.
تا وقتی که ...
پارت یک
تمام عمرش را صرف وصلهپینهی دل دیگران کرد،
بیآنکه کسی بخواهد بداند خودش چقدر پارهپاره است.
با لبخند زندگی را فریب میداد،
تا روزی که دیگر حتی خودش را هم نشناخت...
جالب بود، تا دنیا دنیا بود، همه میگفتند: "مرد که گریه نمیکنه."
آنقدر گریه نکرد، تا منزوی شد.
چند روزی بود کسی ازش خبر نداشت.
اصلاً کسی سراغش را نمیگرفت.
انگار هیچوقت به این دنیا نیومده بود.
خانوادهاش فکر میکردند رفته یک گوشه علافی،
رفیقهاش فکر میکردند رفته یک سفر تنهایی.
او خودش را داخل خانه حبس کرده بود.
بعد از یک ماه، شایان—رفیق فابریکش که تنها کسی بود کلید خانهاش را داشت—در را باز کرد.
بوی تعفن، سنگینتر از سکوت خانه بود.
جنازهی بیجانش روی زمین افتاده بود.
اما نگاه شایان روی دیوار قفل شد...
جایی که با خون نوشته شده بود:
"انتقامم را گرفتم."
همه شوکه شده بودند.
پلیس که وارد صحنه شد، هیچ نامهای، هیچ وصیتی پیدا نکرد.
فقط آن جملهی خونآلود.
همهچیز شبیه یک خودکشی ساده به نظر میرسید.
تا وقتی که ...
فاصله بین زنده شدن اون ساید بی روح و بیتوجهم که راحت با همچی کنار میاد و از تنها شدن نمیترسه…فقط یه کلمست گاهی فقط یه نگاه…
و خب الان دیگه فعال شده😀✌🏻
و خب الان دیگه فعال شده😀✌🏻
تو به دختری که چشم و دلش سیره، هیچی نمیتونی ارائه بدی غیر از توجه...
به قول صادق هدایت قسمت ما بوده یا نبوده دیگر اهمیتی ندارد، سگ بریند روی همه چیز🤌🏻
👍2
واسه بچههام یه مادر نمونه و برای خودم یه زن هورنی و جذاب میخوام🫰
🤣4
Forwarded from Radio poem (𝑆𝑎𝑒𝑒𝑑🌵)
بزار اسمان ببارد
این اشتباه زمین بود
دلتنگی با باران پاک نمیشه
این اشتباه زمین بود
دلتنگی با باران پاک نمیشه
این خانم روانشناسه میگفت، تو همش میگی:
"وای اون صدمه نبینه، وای این ناراحت نشه، وای اون یکی دلش نشکنه، با این حرفا خودتون رو مریض میکنید و بعدشم با جمله ”اما من آدم خوبیم“ خودتون رو دلداری میدین، اگه آدم خوبی هستی چرا اینقدر به خودت آسیب زدی؟ وقتی یاد گرفتین همونطور که لازمه عکس العمل نشون بدین، منظورمو متوجه میشین…
"وای اون صدمه نبینه، وای این ناراحت نشه، وای اون یکی دلش نشکنه، با این حرفا خودتون رو مریض میکنید و بعدشم با جمله ”اما من آدم خوبیم“ خودتون رو دلداری میدین، اگه آدم خوبی هستی چرا اینقدر به خودت آسیب زدی؟ وقتی یاد گرفتین همونطور که لازمه عکس العمل نشون بدین، منظورمو متوجه میشین…
👍3
وقتی دیگه
دست و پا نمیزنی
تا ادمارو همه جوره
تو زندگیت
نگه داری>>
دست و پا نمیزنی
تا ادمارو همه جوره
تو زندگیت
نگه داری>>
دلم واسه روزایی که خیلی زود آدمارو باور میکردم تنگ شده الان خودشون رو بندازن زیر قطار بازم میگم فیلمشونه!
👍3🌚1