Born from sperm🚶🏻
429 subscribers
242 photos
66 videos
160 links
Download Telegram
تو ‌زندگی‌ من هرکسی با هر بهونه ای میتونه بره ولی برگشت خیر.
Forwarded from Radio poem (𝑆𝑎𝑒𝑒𝑑🌵)
کاش میفهمیدن ، پشت این چهره ی عصبی و خشن . چی پنهان شده.
Forwarded from Radio poem (𝑆𝑎𝑒𝑒𝑑🌵)
فردارو کسی ندیده ، امروز برین تو زندگیت.
Forwarded from Radio poem (𝑆𝑎𝑒𝑒𝑑🌵)
تو مملکتی که جوان ها قصه شنگول و منگول رو هم نخوندن، مطالعه ندارن، حقش زره زره شدن دل عاقلانشه
امیدوارم وقتی مرگ سراغتون میاد
شمارو زنده پیدا کنه:))))))))))))
اخه خیلی خیته
مرگ بیاد سراغت ببینه اع اینکه خیلی وقته مرده بود🙃
Born from sperm🚶🏻
اخه خیلی خیته مرگ بیاد سراغت ببینه اع اینکه خیلی وقته مرده بود🙃
مگه میشه تو خاوره میانه روزی چند بار نمیریم
💔2
آقا نسل سوخته از ۷۰ الی ۸۴یا۸۵ 😂😂😂😂😂بقیش سوسول بازیه ما نسوختیم ما گ......شدیم کی ب ماها اجازه زندگی داد ک ما بخوایم بکنیم همیشه زندگی مارو ک...😂😂😂
👍1
هیچوقت از فرصت دوباره دادن به ادما منصرف نشدم ، همیشه میخواستم مطمئن بشم ادمی که یک بار اشتباه میکنه باز هم اشتباهشو تکرار میکنه🌊
آدما ی وقتایی ب ی جایی میرسن ک درک از حرفا ندارن فق می‌خندن 🙂😂
میخوام برگردم به زندگی..
👍1
💔1
نیازی نیست آدمارو امتحان کنی فقط کافیه صبر کنی.
یک شب الکل مرا گرفت دیگر ازم جدا نشد...
دردی که دارم رو فقط به خودت میسپارم یا رَب
💊4
کون نیست که یه پیامه، بده دیگه
🤣5
Forwarded from Radio poem (𝑆𝑎𝑒𝑒𝑑🌵)
بخاطر(او)
پارت یک
تمام عمرش را صرف وصله‌پینه‌ی دل دیگران کرد،
بی‌آن‌که کسی بخواهد بداند خودش چقدر پاره‌پاره‌ است.
با لبخند زندگی را فریب می‌داد،
تا روزی که دیگر حتی خودش را هم نشناخت...
جالب بود، تا دنیا دنیا بود، همه می‌گفتند: "مرد که گریه نمی‌کنه."
آن‌قدر گریه نکرد، تا منزوی شد.
چند روزی بود کسی ازش خبر نداشت.
اصلاً کسی سراغش را نمی‌گرفت.
انگار هیچ‌وقت به این دنیا نیومده بود.
خانواده‌اش فکر می‌کردند رفته یک گوشه علافی،
رفیق‌هاش فکر می‌کردند رفته یک سفر تنهایی.
او خودش را داخل خانه حبس کرده بود.
بعد از یک ماه، شایان—رفیق فابریکش که تنها کسی بود کلید خانه‌اش را داشت—در را باز کرد.
بوی تعفن، سنگین‌تر از سکوت خانه بود.
جنازه‌ی بی‌جانش روی زمین افتاده بود.
اما نگاه شایان روی دیوار قفل شد...
جایی که با خون نوشته شده بود:
"انتقامم را گرفتم."
همه شوکه شده بودند.
پلیس که وارد صحنه شد، هیچ نامه‌ای، هیچ وصیتی پیدا نکرد.
فقط آن جمله‌ی خون‌آلود.
همه‌چیز شبیه یک خودکشی ساده به نظر می‌رسید.
تا وقتی که ...
فاصله بین زنده شدن اون ساید بی روح و بی‌توجهم که راحت با همچی کنار میاد و از تنها شدن نمیترسه…فقط یه کلمست گاهی فقط یه نگاه…
و خب الان دیگه فعال شده😀✌🏻
‏تو به دختری که چشم و دلش سیره، هیچی نمی‌تونی ارائه بدی غیر از توجه...