Born from sperm🚶🏻
426 subscribers
242 photos
66 videos
160 links
Download Telegram
💔4
Maybe in another life :)…
Forwarded from Radio poem (𝑆𝑎𝑒𝑒𝑑🌵)
#وحدت_دردی


---

(شب، اتاق نیمه‌تاریک. نور کم‌سویی از پنجره می‌تابد. صدای شکستن شیشه و برخورد مبلمان شنیده می‌شود.)

یاغی (با خشم و صدایی بغض‌آلود، در حال پرت‌کردن کتاب‌ها و شکستن گیجۀ عکس‌های قدیمی):
— هیچ‌کس جلودارِ من نیست! دیگه خسته‌م از اینکه همه بگن «صبور باش»، «تحمل کن»، «آدم خوبی باش»...

(مبلمان به سختی به دیوار برخورد می‌کند، شیشه‌ها خرد می‌شوند.)

یاغی (جیغ‌کشان):
— این آخرین آتیشیه که من روشن می‌کنم! هیچ‌کس جلوش رو نمی‌گیره!


---

(پس‌زمینه سکوت می‌شود. در باز می‌شود و «بهار» با آرامش اما چشمانی نافذ وارد می‌شود.)

بهار (با لحنی محکم و ملایم):
— یاغی… بس کن.

یاغی (با تمسخر):
— تو؟ تو که فقط نوازشی و امیدی! تو چی می‌فهمی از خشم من؟

بهار (گام برمی‌دارد، سعی می‌کند به یاغی نزدیک شود):
— می‌فهمم که زخم‌هایت عمیق است. ولی شکستن خانهٔ خودت تنها تو را بیشتر زخمی می‌کند.

یاغی (گریه‌کنان عقب می‌رود):
— من حقم بود! باید فریاد می‌زدم!

بهار (دستش را روی شانهٔ یاغی می‌گذارد، اما ناگهان عقب می‌کشد و صدایی خشن برمی‌دارد):
— نه! این‌طوری نه! تو باید پاسخگو باشی. خشمت را می‌فهمم، اما نباید خودت را نابود کنی.


---

(لحظه‌ای مکث. یاغی نفس‌زنان تکیه می‌دهد به دیوار.)

یاغی (ناله‌کنان):
— تو همیشه با آرامشت می‌خواهی زخم‌ها رو بپوشونی. اما درد… درد رو چه کسی حس می‌کنه؟

بهار (فروری‌افتد و دستش را روی قلبش می‌گذارد):
— من. من درد تو را هستم.
(به آرامی ادامه می‌دهد)
و این درد، همان‌قدر واقعی‌ست که خشم تو. اگر قرار باشد از این طوفان عبور کنیم، باید اول تنبیه بشوی—تنبیهِ خودت که اجازه ندادی این خشم ریشه‌دار شود و بعد دوباره جان بگیرد.

یاغی (با صدایی خالی از خشم، فقط سردرگم):
— یعنی چی تنبیه شم؟

بهار (چشمانش پر از اندوه و تصمیم):
— یعنی باید با خودِ شکسته‌ات روبه‌رو شوی، به جای فرار، به جای تخریب. دردِ تو امروز عدالتِ توست.

(نور کم‌سوی پنجره در هم می‌شکند، صدای برخورد شیشه‌ها انگار پژواک دل دوشخصیتی از هم‌گسیخته است.)

بهار (آهسته، به خود):
— «یاغی» باید ببیند اشتباه‌هایش را، «بهار» باید التیام دهد… ولی اول، تنبیه باید اتفاق بیفتد.


---

(روایت به سکوت می‌رسد؛ وحدت دردناکِ یاغی و بهار آغاز می‌شود.)
#آدمک
👍1
Radio poem
#وحدت_دردی --- (شب، اتاق نیمه‌تاریک. نور کم‌سویی از پنجره می‌تابد. صدای شکستن شیشه و برخورد مبلمان شنیده می‌شود.) یاغی (با خشم و صدایی بغض‌آلود، در حال پرت‌کردن کتاب‌ها و شکستن گیجۀ عکس‌های قدیمی): — هیچ‌کس جلودارِ من نیست! دیگه خسته‌م از اینکه همه بگن…
این داستان کوتاه داستان یک ادم دوشخصیتیه هر کدوم از شخصیت یک اسم داره یاغی شخصیت بدش و بهار شخصیت خوبش
یاغی که گند میزنه به زندگی و بعدش بهار که وجدان درد براش میاره
نبین الان خستم…
من یه زمان جنگی بیمه، یَلی بیمه، گنگستر بیمه
🤣5
شما منو انگشت کوچیک پا در نظر بگیری، خوردم به لبه‌ی میز🚶🏻
💔7
زیاد مهربون بودن هم خوب نیست، آدم باید یه وقتایی عن بازی در بیاره🤌🏻😔
👍4🔥1🤣1
دوراتو که زدی همه کیرت کردن، باهات کار دارم😂
🤣5
شما یه مدت اولین مسیج رو نفرستید تا متوجه بشید به چندتا گیاه مرده تا الان داشتید آب میدادید🤌🏻
👍4
شاید زندگی من را بد خلق کرد
اما در بد ذات کردنم هرگز موفق نبود🤌🏼
👍3
Favorite place to sleep🤐
🔥3❤‍🔥2
Forwarded from پروانهِ عشق (؛)
سینگلم ولی یجوری همرو نادیده میگیرم انگار رل دارم.
🤣9👍1
دنبال عشق میگشت تو بغل کونیا👌😔
🤣7👍3
زندگی با خانواده انسان رو شیاد می‌کنه🤌🏻
👍6💔3
کارما میگه : تو عاشق کسی میشی که دوست نداره .
چون کسی که عاشقت بوده رو دوست نداشتی تمام 🤌🏻
💔6👍1👎1
نوشته ۲۱ بار سکس در ماه برای پیشگیری از سرطان پروستات لازمه؛ تنها امیدم برای سرطان نگرفتن اینه که مغزم فرق سک×س و جق رو تشخیص نده.....
🤣3💔1
hayede-ey khoda dige donya vase man tarike zendegi kure rahi barike
[NafisMusic.in]
این منم از همجا وا مانده:)
از همه مردم دنیا رانده…

https://t.me/Born_from_sperm
‏برای سلامتیم باید احساساتو حذف کنم نه قند
👍3
بازی دادن ادما یه ضعفه؛ به عقده هاتون افتخار نکنید
👍3
خدایا بارها امتحانم کردی دیدی کصخلم لطفا دیگه امتحانم نکن‌🤌🏻
🤣3