Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2 34 5 3
کسایی که فردا کنکور دارن امیدوارم بهترین ها براشون رقم بخوره.
1 13 4🐳2 2
فقط از خدا میخوام بگذره،فقط بگذره تا از بیخ نابود نشدم
👍7 4 3 3🐳1
Forwarded from یـــــــادگـــــــار (فِــرانــک)
تو انگار از دل یک شب مهآلود بیرون اومدی؛ جایی که کافههای خلوت پناهتن و دوربین آنالوگت پر از لحظههاییه که نمیخوای از دست برن. جنگل مهآلود و قطار بیمقصد هم بهت میاد؛ انگار همیشه یه بخشی از تو دنبال ناشناختههاست.
عکسی که هیچوقت گرفته نشد، یه جورایی شبیه داستانهای نگفتهی توئه؛ اما ذهنت همیشه رو به آیندهست. دوست داری خاطرات آدمها رو ببینی و بدونی آینده چه چیزی برات کنار گذاشته.
با این همه کنجکاوی و میل به کشف، تهِ دلت دنبال یه چیز سادهای: عشقی آروم که واقعاً موندگار باشه.
عکسی که هیچوقت گرفته نشد، یه جورایی شبیه داستانهای نگفتهی توئه؛ اما ذهنت همیشه رو به آیندهست. دوست داری خاطرات آدمها رو ببینی و بدونی آینده چه چیزی برات کنار گذاشته.
با این همه کنجکاوی و میل به کشف، تهِ دلت دنبال یه چیز سادهای: عشقی آروم که واقعاً موندگار باشه.
تــارا خوشــگله
Forwarded from .𝐌𝐨𝐨𝐧𝐜𝐡𝐢𝐥𝐝.
ای موحودات روی زمین. بشنوید دخترک زیبارو چه میگوید!! خسته شده است.
لطفا یکم با اون مهربان باشید.
گناه داره دیگه
لطفا یکم با اون مهربان باشید.
گناه داره دیگه
بذار برم به فرد مهم زندگیمبگم اون منو درک میکنه پارت 2 اون :
Forwarded from ◞دهکدهٔ اهالیِ پاریس◜ (𝖲V)
زندگی مهربون نیست،هیچوقت نبوده...
میدونی انگار زهر چشم میگیره ازت...صادقانه بعد از هیجده سالی که خدا بهم عمر داده من درک نکردم که دردی که نکشتت قوی ترت میکنه
دردی که نکشتت نه تنها قوی ترت نمیکنه بلکه از پا درت میاره
میدونی انگار زهر چشم میگیره ازت...صادقانه بعد از هیجده سالی که خدا بهم عمر داده من درک نکردم که دردی که نکشتت قوی ترت میکنه
دردی که نکشتت نه تنها قوی ترت نمیکنه بلکه از پا درت میاره
Forwarded from 𝐌𝐚𝐯𝐢|ناگفته
اگر قرار بود برایت نامهای بنویسم، احتمالاً از اتفاقهای بزرگ شروع نمیکردم؛ از همان چیزهای کوچکی میگفتم که شاید هیچکس حواسش بهشان نباشد.
از شبهایی که بیدلیل طولانی میشوند، از آدمهایی که یکدفعه وارد زندگیمان میشوند و یکجایی از خودشان جا میگذارند، از خاطرههایی که بعد از مدتها هنوز بلدند لبخندمان را برگردانند.
شاید زندگی همین تکههای کوچک باشد؛ چیزهایی که قرار نبود مهم شوند، اما شدند.
https://t.me/httpsAngellanddd
از شبهایی که بیدلیل طولانی میشوند، از آدمهایی که یکدفعه وارد زندگیمان میشوند و یکجایی از خودشان جا میگذارند، از خاطرههایی که بعد از مدتها هنوز بلدند لبخندمان را برگردانند.
شاید زندگی همین تکههای کوچک باشد؛ چیزهایی که قرار نبود مهم شوند، اما شدند.
https://t.me/httpsAngellanddd
⋆ arabella
1404/6/7 امروز واقعا خیلی خوش گذشت چون تولده رن بود ،ساعت ی ربع به دوازده فرانکو دیدمو همینطور مانیارو. رفتیم انقلاب راه رفتیم و بعدش رفتیم مترو دوباره دنبالِ رزا و پیداش کردیم رفتیم کافه گربه. بعدش رن اومدو بغلش کردم و تبریک گفتمو قربون صدقش رفتم و تولدشو…
فیکس یک سال گذشت از این خاطره
جزو قشنگترین خاطراتمه عمیقا
جزو قشنگترین خاطراتمه عمیقا