امروز روز به نسبت خوبی بود، گرچه کلافگی های خودشم داشت ولی خب.
از خواب بیدار شدم و بارون شدید میومد و هوا خنک بود.
غذا درست کردم ، ظرفارو شستم ، رفتم حموم و بعدش زیر بارون قدم زدم اهنگ گوش کردم، و تنهایی رفتم املت و چایی تو یه قهوه خونه به نسبت قدیمی خوردم.
و به گربه ها غذا دادم و رفتم مهمونی
روز جالبی میشه گفت بود.
از خواب بیدار شدم و بارون شدید میومد و هوا خنک بود.
غذا درست کردم ، ظرفارو شستم ، رفتم حموم و بعدش زیر بارون قدم زدم اهنگ گوش کردم، و تنهایی رفتم املت و چایی تو یه قهوه خونه به نسبت قدیمی خوردم.
و به گربه ها غذا دادم و رفتم مهمونی
روز جالبی میشه گفت بود.
🐳12🍓2👍1
⋆ arabella
Conan Gray – Summer Child
0:56
And you laugh and you dance in the vind
And you sway and you hug and you kiss
But there's darkness behind those eyes
Even when you smile
And you laugh and you dance in the vind
And you sway and you hug and you kiss
But there's darkness behind those eyes
Even when you smile
🦄1
زنده بودن زمان میبرد. از همه چیز بریدن هم زمان میبرد،میخوام بخوابم.
مسئله این است که فردا دوباره باید به زندگی ادامه بدهد.
- مغازه خودکشی
مسئله این است که فردا دوباره باید به زندگی ادامه بدهد.
- مغازه خودکشی
🦄2👍1
مشکل همیشه همین بوده
در واقع تو برای هیچکس مهم نیستی
فقط اونا تظاهر گر خوبین
و تهش تنها خودتی که احساس بی ارزش بودن میکنی
در واقع تو برای هیچکس مهم نیستی
فقط اونا تظاهر گر خوبین
و تهش تنها خودتی که احساس بی ارزش بودن میکنی
👍15
⋆ arabella
Shahin Najafi – ADHD
الویت زندگی صاحب عشق مرموز من
مسخره دوست داشتنی
مشغله هر روز من
دوتا ذهن شیدای وحشی
دو تا بریده که وصل هم شدیم
وسواس و حساس رو هم دوتا دیوونه با ADHD
بودن من رنج تو بود بودن تو گنج من.
مسخره دوست داشتنی
مشغله هر روز من
دوتا ذهن شیدای وحشی
دو تا بریده که وصل هم شدیم
وسواس و حساس رو هم دوتا دیوونه با ADHD
بودن من رنج تو بود بودن تو گنج من.
امروز جزو معدود ترین روزایی بود که تو مدرسه میشه گفت جالب بود.
صبح بیدار شدم و هوا ابری بود، صبحونه خوردم اومدم بیرون دیدم داره بارون میاد.
یه پیشی دیدم نازش کردم و کلا به پاهام چسبیده بود و دنبالم میومد
کلاس پارسالو پس گرفتیم و زیر بارون کلی خندیدیم، معلم ریاضیمون خیلی تصادفی معلم کلاس هفتمم بود و منو شناخت، و معلم مدیریت تولید و کار آفرینی عوض شد که فقط مثل معجزه بود.
درکل مدرسه قابل تحمل تر شده یکم، و برگشتنی از مدرسه زیر بارون قدم زدم.
صبح بیدار شدم و هوا ابری بود، صبحونه خوردم اومدم بیرون دیدم داره بارون میاد.
یه پیشی دیدم نازش کردم و کلا به پاهام چسبیده بود و دنبالم میومد
کلاس پارسالو پس گرفتیم و زیر بارون کلی خندیدیم، معلم ریاضیمون خیلی تصادفی معلم کلاس هفتمم بود و منو شناخت، و معلم مدیریت تولید و کار آفرینی عوض شد که فقط مثل معجزه بود.
درکل مدرسه قابل تحمل تر شده یکم، و برگشتنی از مدرسه زیر بارون قدم زدم.
🍓4🦄2👍1🐳1
و چقدر عجيب بود كه يک شبانه روز اندازه قرنى بى پايان برايش كش مى آمد تا تبديل به نقطه ى دور دستى شود.
TIMEZONE
Måneskin
0:41
The only thing that keeps us apart
Is 7 thousand miles.
Running like a mad dog.
The only thing that keeps us apart is a different timezone.
So fuck what I’m dreaming, this fame has no meaning.
The only thing that keeps us apart
Is 7 thousand miles.
Running like a mad dog.
The only thing that keeps us apart is a different timezone.
So fuck what I’m dreaming, this fame has no meaning.
حالم ازتون وقتی که آدم برای خوشحالیتون یه کاری میکنه و شما بی تفاوت ازش رد میشید و حتی براتون مهم نیست که طرف براتون چیکار کرده و ته بی لیاقتیو نشون میدید بهم میخوره.
👍12🐳1🍓1🦄1
But I see her
In the back of my mind
All the time
Like a fever..
Like I'm burning alive..
In the back of my mind
All the time
Like a fever..
Like I'm burning alive..
🐳12