‌‌ ‌‌‌‌⋆‌ ‌arabella‌ ‌
404 subscribers
263 photos
51 videos
32 links
تارا هستم سلام.
ملقب به ستاره آبی
Nashnas: @Estrelllaaabot
Download Telegram
‌‌ ‌‌‌‌⋆‌ ‌arabella‌ ‌
Video
تولد بانی‌بانیه:>
🐳5👎1
امروز روز سخت و ناجالبی بود به نسبت، به خاطر استرس و تنشی که بهم وارد شده بود احساس مزخرفی داشتم.
سعی کردم کارامو بکنم و بعدش استراحت کنم‌
طراحیمو تموم کردم
لباسامو جمع کردم...و...و...ولی بازم استرسم کم نشد و عملا هرکاری کردم تا حواسم پرت شه
رفتم غذا درست کردم
و دوش گرفتم و برای استراحت پفیلا درست کردم و چایی خوردم
به هرحال.
روز‌سختی بود امروز
👍2
Forwarded from 𝑨𝒓𝒊𝒆𝒍
کاش خونه جنگلی داشتم تو یه نقطه دور
بدون هیچ موجودی
با حیوونا مثل تارزان دوست میشدم
رنج او آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به آن عادت کردند، و از یاد بردند که او سخت در عذاب است.
- آلبر کامو
من، آبی اسمون،ستاره ها.
🐳12
نمیدونم شاید فقط این زندگی لایق یه انسانِ بهتری بود همونطور که این بدن لایق یه روح بهتری بود.
🐳2
Ghoozake Pa~ Takmusics.IR
Fereydoon foroughi ~ Takmusics.IR
دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیده ام حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون آخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره
دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیده ام حرفی واسه گفتن نداره.
🐳3
امروز روز به نسبت خوبی بود، گرچه کلافگی های خودشم داشت ولی خب.
از خواب بیدار شدم و بارون شدید میومد و هوا خنک بود.
غذا درست کردم ، ظرفارو شستم ، رفتم حموم و بعدش زیر بارون قدم زدم اهنگ گوش کردم، و تنهایی رفتم املت و چایی تو یه قهوه خونه به نسبت قدیمی خوردم.
و به گربه ها غذا دادم و رفتم مهمونی
روز جالبی میشه گفت بود.
🐳12🍓2👍1
‌‌ ‌‌‌‌⋆‌ ‌arabella‌ ‌
Conan Gray – Summer Child
0:56
And you laugh and you dance in the vind
And you sway and you hug and you kiss
But there's darkness behind those eyes
Even when you smile
🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👎1
زنده بودن زمان میبرد. از همه چیز بریدن هم زمان میبرد،میخوام بخوابم.
مسئله این است که فردا دوباره باید به زندگی ادامه بدهد.
- مغازه خودکشی
🦄2👍1
مشکل همیشه همین بوده
در واقع تو برای هیچکس مهم نیستی
فقط اونا تظاهر گر خوبین
و تهش تنها خودتی که احساس بی ارزش بودن میکنی
👍15
واقعا این دوسال چطوری درس بخونم اینجا..
👍9
‌‌ ‌‌‌‌⋆‌ ‌arabella‌ ‌
Shahin Najafi – ADHD
الویت زندگی صاحب عشق مرموز من
مسخره دوست داشتنی
مشغله هر روز من
دوتا ذهن شیدای وحشی
دو تا بریده که وصل هم شدیم
وسواس و حساس رو هم دوتا دیوونه با ADHD
بودن من رنج تو بود بودن تو گنج من.
امروز جزو معدود ترین روزایی بود که تو مدرسه میشه گفت جالب بود.
صبح بیدار شدم و هوا ابری بود، صبحونه خوردم اومدم بیرون دیدم داره بارون میاد.
یه پیشی دیدم نازش کردم و کلا به پاهام چسبیده بود و دنبالم میومد
کلاس پارسالو پس گرفتیم و زیر بارون کلی خندیدیم، معلم ریاضیمون خیلی تصادفی معلم کلاس هفتمم بود و منو شناخت، و معلم مدیریت تولید و کار آفرینی عوض شد که فقط مثل معجزه بود.
درکل مدرسه قابل تحمل تر شده یکم، و برگشتنی از مدرسه زیر بارون قدم زدم.
🍓4🦄2👍1🐳1