⋆ arabella
Lady Gaga & Bruno Mars – Die With A Smile
If the world was ending
I’d wanna be next to you
If the party was over
And our time on Earth was through
I’d wanna hold you just for a while
And die with a smile
If the world was ending
I’d wanna be next to you
I’d wanna be next to you
If the party was over
And our time on Earth was through
I’d wanna hold you just for a while
And die with a smile
If the world was ending
I’d wanna be next to you
🐳2👎1
⋆ arabella
Artoosh – Sange Ghabre Arezoo
چهره اش آینه کیست؟
آن که با من رو به رو بود دردو نفرین بر سفر،این گناه از دست او بود.
آن که با من رو به رو بود دردو نفرین بر سفر،این گناه از دست او بود.
امروز روز سخت و ناجالبی بود به نسبت، به خاطر استرس و تنشی که بهم وارد شده بود احساس مزخرفی داشتم.
سعی کردم کارامو بکنم و بعدش استراحت کنم
طراحیمو تموم کردم
لباسامو جمع کردم...و...و...ولی بازم استرسم کم نشد و عملا هرکاری کردم تا حواسم پرت شه
رفتم غذا درست کردم
و دوش گرفتم و برای استراحت پفیلا درست کردم و چایی خوردم
به هرحال.
روزسختی بود امروز
سعی کردم کارامو بکنم و بعدش استراحت کنم
طراحیمو تموم کردم
لباسامو جمع کردم...و...و...ولی بازم استرسم کم نشد و عملا هرکاری کردم تا حواسم پرت شه
رفتم غذا درست کردم
و دوش گرفتم و برای استراحت پفیلا درست کردم و چایی خوردم
به هرحال.
روزسختی بود امروز
👍2
Forwarded from 𝑨𝒓𝒊𝒆𝒍
کاش خونه جنگلی داشتم تو یه نقطه دور
بدون هیچ موجودی
با حیوونا مثل تارزان دوست میشدم
بدون هیچ موجودی
با حیوونا مثل تارزان دوست میشدم
رنج او آنقدر طولانی شد که اطرافیانش به آن عادت کردند، و از یاد بردند که او سخت در عذاب است.
- آلبر کامو
- آلبر کامو
نمیدونم شاید فقط این زندگی لایق یه انسانِ بهتری بود همونطور که این بدن لایق یه روح بهتری بود.
🐳2
Ghoozake Pa~ Takmusics.IR
Fereydoon foroughi ~ Takmusics.IR
دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیده ام حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون آخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره
دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیده ام حرفی واسه گفتن نداره.
🐳3
امروز روز به نسبت خوبی بود، گرچه کلافگی های خودشم داشت ولی خب.
از خواب بیدار شدم و بارون شدید میومد و هوا خنک بود.
غذا درست کردم ، ظرفارو شستم ، رفتم حموم و بعدش زیر بارون قدم زدم اهنگ گوش کردم، و تنهایی رفتم املت و چایی تو یه قهوه خونه به نسبت قدیمی خوردم.
و به گربه ها غذا دادم و رفتم مهمونی
روز جالبی میشه گفت بود.
از خواب بیدار شدم و بارون شدید میومد و هوا خنک بود.
غذا درست کردم ، ظرفارو شستم ، رفتم حموم و بعدش زیر بارون قدم زدم اهنگ گوش کردم، و تنهایی رفتم املت و چایی تو یه قهوه خونه به نسبت قدیمی خوردم.
و به گربه ها غذا دادم و رفتم مهمونی
روز جالبی میشه گفت بود.
🐳12🍓2👍1