گفت گاهیم آدم میدونه، ولی به طرز عجیبی اصرار داره که قبولش نکنه، هزارتا دلیل واسه خودش میاره که ردش کنه، همیشه بهش امید داره و همیشه هم تهش ناامید میشه ازش، ولی باز هم ازش دست نمیکشه، فقط آخرش که دیگه چیزی ازش نموند بیخیالش میشه، که حتی اونجا هم هنوز بیخیالش نشده، فقط دیگه چیزی ازش نمونده که بخواد بیخیالش بشه یا نشه، تباهیی تهیی که دیگه حتی چندان وجود هم نداره.
ادمایه آروم همیشه شخصیت جالبی داشتن.
کنجکاویم راجبشون اونقدری زیاده که میتونم ساعت ها بشینم راجب شخصیتشون مطالعه کنم و ازشون سوال بپرسم.
ارتباط گرفتن با ادمایه آروم اینطوریه که وایب عجیبی بهت میدن.
آروم' بی پروا.
کنجکاویم راجبشون اونقدری زیاده که میتونم ساعت ها بشینم راجب شخصیتشون مطالعه کنم و ازشون سوال بپرسم.
ارتباط گرفتن با ادمایه آروم اینطوریه که وایب عجیبی بهت میدن.
آروم' بی پروا.
نسبت به آرزوهام، این حس رو دارم که اگه بیانشون کنم، دیگه محقق نمیشن. انگار اون نور جادویی آرزوها، وقتی که تبدیل به کلمه میشن، در معرضیت هوا و واقعیت قرار میگیره و خاموش و محو میشه.
❤🔥17💋2👎1 1 1 1
فقط جایی برای نفس کشیدن میخواستم، فرصتی برای سر درآوردن. میخواستم مطمئن شوم آیا واقعا آن آدمی که فکر میکردم هستم یا نه.
👍5 1 1 1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🐳14💋6❤🔥2🍾1 1 1 1
و با بيقرارى خودم را به اغوش موسيقى پرتاب ميكنم. شايد كه صداى افكارم به خاموشى رود.