تمام شده ام،اما هنوز حضور دارم.
انگار نقشم در نمایش زندگی به پایان رسیده است و حالا در میان تماشاگران خیالی نشسته ام و به صحنه خالی خیره شده ام.
انگار نقشم در نمایش زندگی به پایان رسیده است و حالا در میان تماشاگران خیالی نشسته ام و به صحنه خالی خیره شده ام.
🐳15
و در نهایت درد ها پشت چهره های خندان برای همیشه باقی خواهند ماند.
ی بار میگم ی کارو نکن به ضررته،برات مهمنیست.
دوبار میگمنکن این کار اشتباهه،برات مهم نیست.
بار سوم میگم اشتباهه،ولی دیگه برای ترمیم روحت پیش من نیا.
دوبار میگمنکن این کار اشتباهه،برات مهم نیست.
بار سوم میگم اشتباهه،ولی دیگه برای ترمیم روحت پیش من نیا.
👍17
⋆ arabella
Isam – NAMEH II
مثل قبلنا هنوز من منتظرم...
راجبم حرف میزنی،میگی که من مقصرم!
چشمتو ببند،بیا بازم تکیه کن به من.
مثل قبلنا دوباره باز اسمتو بگم...
کاشکی با خواهش من،دوباره راضی میشد..کاشکی اون نامه اخر،اصلا باز نمیشد..
راجبم حرف میزنی،میگی که من مقصرم!
چشمتو ببند،بیا بازم تکیه کن به من.
مثل قبلنا دوباره باز اسمتو بگم...
کاشکی با خواهش من،دوباره راضی میشد..کاشکی اون نامه اخر،اصلا باز نمیشد..
⋆ arabella
Isam – NAMEH II
بین این شعرای کهنه،جوابه رازه منی..
تو دل این شبه تاریک تو فقط یاره منی..
تو دل این شبه تاریک تو فقط یاره منی..
1404/2/23
امروز آخرین روز یازدهم بود و عین چشم بهم زدنی امسالم تموم شد.
امروز روز خوب و به یاد موندنی ای بود،هرچند خستگی های خودش رو هم داشت،زنگ اول و دوم با آیناز و مهسا و عارفه و مائده آلبوم درست کردیم،زنگ آخر با آرمیتا و مطهره آب بازی کردیم.(من قرار نبود بازی کنم،خیسم کردن) زنگ آخرم ژوژمان بود و زدیم و رقصیدیم.
خلاصه که این اینجا بمونه تا سال بعد همین روز...روزی که فکر کنم برامخیلی غریب باشه.
امروز آخرین روز یازدهم بود و عین چشم بهم زدنی امسالم تموم شد.
امروز روز خوب و به یاد موندنی ای بود،هرچند خستگی های خودش رو هم داشت،زنگ اول و دوم با آیناز و مهسا و عارفه و مائده آلبوم درست کردیم،زنگ آخر با آرمیتا و مطهره آب بازی کردیم.(
خلاصه که این اینجا بمونه تا سال بعد همین روز...روزی که فکر کنم برامخیلی غریب باشه.
⋆ arabella
1404/2/23 امروز آخرین روز یازدهم بود و عین چشم بهم زدنی امسالم تموم شد. امروز روز خوب و به یاد موندنی ای بود،هرچند خستگی های خودش رو هم داشت،زنگ اول و دوم با آیناز و مهسا و عارفه و مائده آلبوم درست کردیم،زنگ آخر با آرمیتا و مطهره آب بازی کردیم.(من قرار نبود…
ارمیتا یهو از پشت ب تارا حمله کرد و خیسش کرد
Forwarded from baddie bliss
میزان خوب بودن رابطه ی منو تارا واقعا 🔛🔝
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Blue baby , my heart belongs to you
🐳13
من آب شدن قلبمو به وضوح دیدم و جز اشکام که سد دیدمو میبستن وجلومو تار میکردن چیزی درمون دردم نبود.