پَـروانِـهيسُـرخوظَـریـفِمَـن .
🍓7🐳2
غم وجودش را فراگرفته بود و تمام بدنش شکسته، تکه تکه شده و درحال نابود شدن بود.
ولی هنوز میخندید و دیگران را شاد میکرد.
ولی هنوز میخندید و دیگران را شاد میکرد.
🐳5🍓1
من داشتم ماه خود را تحسین میکردم،بی آنکه بدانم به آسمان دیگری تعلق دارد.
Forwarded from Mint (' 𝖲𝖺𝗅𝗏𝖺𝖽𝗈𝗋)
t.me/httpsAngellanddd
نه میتونستم مجبورش کنم، نه بلد بودم رهاش کنم.
نه میدونستم عشق تو نگاهش چه شکلیه، نه میتونستم ازش نگاهم رو بگیرم.
یادش بخیر، بابابزرگ میگفت تنها چیزی که نمیتونی به زور داشته باشی دل آدماست.
مال من نشد ولی من هنوز از این گوشه نگاهش میکنم.
نه میتونستم مجبورش کنم، نه بلد بودم رهاش کنم.
نه میدونستم عشق تو نگاهش چه شکلیه، نه میتونستم ازش نگاهم رو بگیرم.
یادش بخیر، بابابزرگ میگفت تنها چیزی که نمیتونی به زور داشته باشی دل آدماست.
مال من نشد ولی من هنوز از این گوشه نگاهش میکنم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🍓7