Forwarded from Darkness¬¬ (𝙰𝚢𝚊𝚔𝚘)
حرف زدن جدی با تارا>>
امروز واقعا اولین سه شنبه ای بود که خوشگذشت.
صبح عکاسی داشتیم از خانومیا و سه نفرو همزمان میکاپ کردم،بعد از یه خانومِ سن بالا با لپای گلی عکس گرفتم.
اومدم خونه نهار خوردم رفتم حاضر شدم با باران رفتیم سینما و کلی سر فیلم خندیدیم و قدم زدیم و وقتی رسیدیم به یه کوچه که اسمش ستاره بود نشونم داد و ذوق کردم.
و در آخرش برام یه جاسوئیچی خیلی ناز از کوکی گرفته بود که خیلی"مسمسمسممسمسمس" ام کرد.
صبح عکاسی داشتیم از خانومیا و سه نفرو همزمان میکاپ کردم،بعد از یه خانومِ سن بالا با لپای گلی عکس گرفتم.
اومدم خونه نهار خوردم رفتم حاضر شدم با باران رفتیم سینما و کلی سر فیلم خندیدیم و قدم زدیم و وقتی رسیدیم به یه کوچه که اسمش ستاره بود نشونم داد و ذوق کردم.
و در آخرش برام یه جاسوئیچی خیلی ناز از کوکی گرفته بود که خیلی"مسمسمسممسمسمس" ام کرد.
🐳11
⋆ arabella
امروز واقعا اولین سه شنبه ای بود که خوشگذشت. صبح عکاسی داشتیم از خانومیا و سه نفرو همزمان میکاپ کردم،بعد از یه خانومِ سن بالا با لپای گلی عکس گرفتم. اومدم خونه نهار خوردم رفتم حاضر شدم با باران رفتیم سینما و کلی سر فیلم خندیدیم و قدم زدیم و وقتی رسیدیم به…
باران که داشت خیلی ریلکس فیلمشو میدید:
من درحال گرفتن سوتی کارگردانِ فیلم:
من درحال گرفتن سوتی کارگردانِ فیلم:
و نیم ساعت بعدش تو پله برقی خیلی رندوم بهش گفتم من ستاره دوست دارم و تو ماه
پس ما میشیم ترکیه، باران:💀
پس ما میشیم ترکیه، باران:💀
در واقع دیگه جز یه کالبد بی روح هیچی ازم باقی نمونده.
👍8👎1
𝑭𝒂𝒍𝒍 𝒅𝒂𝒚𝒔 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕 𝒓𝒂𝒊𝒏
🐳13👍1👎1