اولین موی سپید را که روی سرم دیدم، فهمیدم تو تازه داری در من شروع می شوی و این اول ماجراست...
کاش کنسرت وانتز بودمو با صدای بلند میگفتم (پس من چی بیب من ک داره رد میده :)
همه ما افسرده ایم
چرا ب هم میگیم شادیم چرا انقدر خودمونو اذیت میکنیم بیاین همو درک کنیم همو دوست داشته باشیم
خب تا کی به هم خیانت کنیم تا کی ب هم بعد بگیم تا کی تتاتر شاد بودن بازی کنیم ها؟
چرا تو جمعا مراقب اشکامونیم چرا همش دل گرفته ایم بیاین همو درک کنیم نزارید اعتماد از بین بره
#مراقب _ هم باشیم
چرا ب هم میگیم شادیم چرا انقدر خودمونو اذیت میکنیم بیاین همو درک کنیم همو دوست داشته باشیم
خب تا کی به هم خیانت کنیم تا کی ب هم بعد بگیم تا کی تتاتر شاد بودن بازی کنیم ها؟
چرا تو جمعا مراقب اشکامونیم چرا همش دل گرفته ایم بیاین همو درک کنیم نزارید اعتماد از بین بره
#مراقب _ هم باشیم
میدونی بدترین قسمتش اونجاست که کلی رو خودت کار میکنی موفق میشی یکم خودتو بسازی و فکر میکنی قراره همیشه همینطور بمونی، فکر میکنی که آره دیگه موفق شدم و حالا قراره تا تهش حالم خوب باشه، ولی بعد چند روز یهو به خودت میای میبینی باز تا خرخره تو لجن گیر کردی، بدون اینکه اصلا متوجه بشی کِی به سمت لجن رفتی .
یه شبایی هم هست حالت خوبه،اصن هیچی نشده ها یه هو دلت میگیره... بی دلیل!
بعد هی میخوای علت این حالتو پیدا کنی ولی هیچی پیدا نمیکنی!
این لحظه خیلی بده...
میدونی، وقتی دلیل حال بدتو میدونی میتونی یه کاری کنی ولی وقتی ندونی چته هیچ کاری از دستت بر نمیاد...
و تلخ ترین قسمت داستان اونجاست که خودت نتونی واسه خودت کاری کنی!
خودت نتونی خودتو درک کنی!
خیلی لحظه گنگیه...
بعد هی میخوای علت این حالتو پیدا کنی ولی هیچی پیدا نمیکنی!
این لحظه خیلی بده...
میدونی، وقتی دلیل حال بدتو میدونی میتونی یه کاری کنی ولی وقتی ندونی چته هیچ کاری از دستت بر نمیاد...
و تلخ ترین قسمت داستان اونجاست که خودت نتونی واسه خودت کاری کنی!
خودت نتونی خودتو درک کنی!
خیلی لحظه گنگیه...
زمین به دور من میچرخد یا من به دور زمین
نمیدانم!
آسمان به دور من میچرخد یا من به دور آسمان
نمیدانم!
گاهی احساس میکنم چیزی در من جریان ندارد.
گاهی احساس میکنم مانند بادکنکی در هوا سر گردانم.
گاهی احساس میکنم بی جان در خلاء گیر افتادم.
و گاهی احساس میکنم دیوانه ایم که در شهر قدم به قدم عاشقان از هم دور افتاده راه میرود.
گاهی احساس میکنم مُرده ام، که فکر میکنم زنده ام.
نمیدانم!
آسمان به دور من میچرخد یا من به دور آسمان
نمیدانم!
گاهی احساس میکنم چیزی در من جریان ندارد.
گاهی احساس میکنم مانند بادکنکی در هوا سر گردانم.
گاهی احساس میکنم بی جان در خلاء گیر افتادم.
و گاهی احساس میکنم دیوانه ایم که در شهر قدم به قدم عاشقان از هم دور افتاده راه میرود.
گاهی احساس میکنم مُرده ام، که فکر میکنم زنده ام.
چاقو را در قلبم فرو کن.
بگذار غم ها از سینم بریزند بیرون.
غم هایم مانند لکه های خون روی صورتت نمایان میشوند.
حالا بگو تو مرا کشتی یا غم هایم را؟
بگذار غم ها از سینم بریزند بیرون.
غم هایم مانند لکه های خون روی صورتت نمایان میشوند.
حالا بگو تو مرا کشتی یا غم هایم را؟
میخواستم بمانم،رفتم
میخواستم بروم،ماندم.
نه رفتن مهم بود و نه ماندن.
مهم من بودم که نبودم.
میخواستم بروم،ماندم.
نه رفتن مهم بود و نه ماندن.
مهم من بودم که نبودم.
ولی فکرکنم مشکل ۹۹% دخترا اینه که چه جوری باجنبه باشن که خراب به نظر نرسن
هممون دنبال یکی هستیم که بیاد حالمونو خوب کنه، درعین حال از آدما فراری هستیم .
عزیزترینم؛
بسیار سخت در تلاشم تا تو هرگز من واقعی را در برخی زمینه ها ملاقات نکنی.همان منی که آنقدر در وجودش درد و رنج ریخته شده است ،که اگر داستانش هرکجا بخواهد تمام شود ،با جان و دل میپذیرد.همان منی که آنقدر به بدبختی عادت کرده است ،که دیگر هیچچیز برایش جای سوال نیست.و تو ،اگر روزی احساس کردی تصویری را از من دیده ای که پیش از آن نمیدانستی درونم وجود دارد ،به هر طریقی میتوانی ، خودت را نجات بده .
بسیار سخت در تلاشم تا تو هرگز من واقعی را در برخی زمینه ها ملاقات نکنی.همان منی که آنقدر در وجودش درد و رنج ریخته شده است ،که اگر داستانش هرکجا بخواهد تمام شود ،با جان و دل میپذیرد.همان منی که آنقدر به بدبختی عادت کرده است ،که دیگر هیچچیز برایش جای سوال نیست.و تو ،اگر روزی احساس کردی تصویری را از من دیده ای که پیش از آن نمیدانستی درونم وجود دارد ،به هر طریقی میتوانی ، خودت را نجات بده .
