مصدع اوقات
پسری که بابا شدن بهش بیاد جذابه
پشمام کیر تو شوپنهاور=))))))))))))))
يكم ديگه اين وضعيت بلا تكليفي ادامه پيدا كنه،كاري نميكنم،كاري نميتونم بكنم فقط گوه ميخورم.
نه ميتونم زندگي كنم،نه ميتونم بميرم،نه ميتونم بزار رو دور تند،نه ميتونم برگردونم عقب،نه ميتونم اردو برم.
بعد تموم کردن himym احساس میکنم ۵ تا از صمیمی ترین دوستامو از دست دادم و کیر بزرگ زندگی هر لحظه داره کونم میزاره
ببخشید یعنی چی که چهرهی بشاشی دارید؟ یعنی هروقت میرید جلو آینه صورتتون داره میشاشه؟
گاهی اوقات میخوام دست کنم تو قفسه سینم قلبم و بکشم بیرون فشارش بدم بعد پرتش کنم جلوی سگ زندگی بهش بگم بیا بخورش فقط گمشو
اين كه توقع داشته باشي تو هركار دلت خواست بتوني با بقيه بكني و هر چي از دهنت در اومد به بقيه بگي ولي بقيه حق ندارن ناراحتت كنن خيلي توقع كصشريه.به خاطر همينه كه ميگم من يه آدم كصشر با توقعات كصشرم.
اینکه قسمت آخر فصل سه وست ورلد هم مثل گات ریده نشون میده شما هرچقدرهم که در زندگیت پر افتخار و بینظیر بوده باشی میتونی با یک حرکت پایانی کسشر برینی به گذشته درخشانت