ما زندگی نکردیم، فقط تهوعی که هر شب قبل از خواب بالا آوردیم رو با هر صبح بیدار شدن دوباره خوردیم.
تو دیقن همون آهنگی هستی ک اولش فک میکنم جالبه و صیوش میکنم ولی بعدا که گوشش میدم میبینم چقد کصشر بود
همونقد آشغال و یکبار مصرف
همونقد آشغال و یکبار مصرف
وقت منو با کصشراتون نگیرین
من نمیتونم با یه دست جق بزنم و با دست دیگه ب شما جواب بدم
من نمیتونم با یه دست جق بزنم و با دست دیگه ب شما جواب بدم
عرض از مبداِ فرمولِ علاقم به برقراری ارتباط با آدما از 0 رسیده به منفی
بنده هیچ عرضی با هیچکس ندارم ارزی هم ندارم تبدیل کنم فقط یه ارض مونده برام که دارم روش زندگی میکنم
منطقتون تو بحثا بردن اون بحث ب هر قیمتیه
وقتی کصمغزین و اشتباهتونو قبول نمیکنین دیگه نمیشه باهاتون کاری کرد
وقتی کصمغزین و اشتباهتونو قبول نمیکنین دیگه نمیشه باهاتون کاری کرد
کاش میشد بعضی ادمارو سفت بغل کرد. سفت سفت. بجای اینکه بهشون بگی من پیشتم و دوستت دارم و از این کلیشه ها.
فقط یه بغل سفت و محکم که همه این حرفا توش باشه.
کاش میشد!
فقط یه بغل سفت و محکم که همه این حرفا توش باشه.
کاش میشد!
Forwarded from فحوا || Fahva
دلتنگیه عجیبی وجودم رو گرفته ؛
یه اتاق چارگوش تاریک رو تصور کن که یه گوشش زانوهاتو بغل کردی نشستی .
بعدش یه دری باز میشه یه هاله ی نور میبینی از یه نفر که داره میاد تو اتاق . بعدش صدای قدم زدنش هی نزدیک و نزدیک تر میشه یهو یکی میشینه تو بغلت سفت میگیرتت و محکم فشار میده . در بسته میشه و نور سفیده ناپدید .
اون شخص من و اونی که سفت بغلم کرده دلتنگیه
#هشتگ
@Fahva
یه اتاق چارگوش تاریک رو تصور کن که یه گوشش زانوهاتو بغل کردی نشستی .
بعدش یه دری باز میشه یه هاله ی نور میبینی از یه نفر که داره میاد تو اتاق . بعدش صدای قدم زدنش هی نزدیک و نزدیک تر میشه یهو یکی میشینه تو بغلت سفت میگیرتت و محکم فشار میده . در بسته میشه و نور سفیده ناپدید .
اون شخص من و اونی که سفت بغلم کرده دلتنگیه
#هشتگ
@Fahva