اصلا متوجه این کاری که دارم با زندگیم میکنم نمیشم. یعنی هر موجود زنده و مردهای رو بذارید جلوی من ممکنه بگم درکش میکنم و میفهمم اما تنها موجود زندهی روی زمین که اصلا درکش نمیکنم و نمیفهمم داره چه غلطی میکنه خودم هستم. عجب گرفتاری شدیم. کاش حداقل دهه شصتی بودم این وسط و بابت این نفهمیدن، دهههشتادیها رو اذیت میکردم
👍14🤝2❤1😴1
کاش لااقل فرمانده هموسو رو به عنوان لایفکوچ در زندگیم داشتم. یکم تو کوه و دشت و دمن تمرین هنرهای رزمی میکردیم، هرچندوقت یه نصیحت حکیمانه تحویلم میداد، در نهایت هم میومدن میکشتنش و من هم برای انتقام و آرامش روح استاد عزیزم دست از تلاش برای رسیدن به اهدافم برنمیداشتم. دیگه حداقلترین کاری که از دستم برمیومد برای شادی روح استاد، تاسیس یه کشور جدید بود. تازه حداقل.
🔥15✍2🤔1
بعضیا یه جور از کتاب خوندنشون عکس میذارن انگار با نویسندهش پدرکشتگی دارن. جورج اورول کونی بیا اینم ته قلعه حیوانات
🤣19
سوالی که مدتهاست ذهنم رو درگیر کرده اینه که حلالزاده به عموش نباید بره؟ یعنی اون ضربالمثل حلالزاده به داییش میره (حلالزاده از این جهت که مشخصه پدرش چه شخصیه) اصلا اشتباه بنا نشده؟ مادرش که در هرصورت معلومه کیه و مشخصه مادرشه، اونی که جای شک دربارهش ممکنه باشه، باباشه. دایی (که همون برادر مادره و مادر هم معلومه کیه) دیگه چیه این وسط؟ اینکه به داییش رفته چه چیزی رو ثابت میکنه دقیقا؟ متوجه نمیشم جدی
👏14👍2
مصدع اوقات
سوالی که مدتهاست ذهنم رو درگیر کرده اینه که حلالزاده به عموش نباید بره؟ یعنی اون ضربالمثل حلالزاده به داییش میره (حلالزاده از این جهت که مشخصه پدرش چه شخصیه) اصلا اشتباه بنا نشده؟ مادرش که در هرصورت معلومه کیه و مشخصه مادرشه، اونی که جای شک دربارهش ممکنه…
نکنه اصلا طعنهست؟ یعنی یه جور تیکه انداختنه برا مواقعی که طرف داره کسشر میگه و تو میدونی داره کسشر میگه؟ بعد اگه اینجوری هم باشه چرا این خاصیت رو از دست داده و تبدیل به مثلا فکت شده؟😭😭😭
😁9👍2
مصدع اوقات
خوشحال دیدن آدمها خیلی خوشحالم میکنه کاش یه روز من.
واقعا نمیدونید چقدر خوشم میاد وقتی میبینم آدما حالشون خوبه و اوقات خوشی دارن. وقتی میرم بیرون تو دلم آرزو میکنم ایکاش میشد یه روزی باشه که همهی آدمای ایران خوشحال باشن. یاد مادربزرگم افتادم که همیشه آخر نمازهاش با جون و دل دعا میکرد. اصلا انگار نماز رو فقط برا این میخوند که تهش بشینه یه ربع بلند بلند برای آدمها دعا کنه. هردفعه اول برای تمام آدمهای روی زمین دعا میکرد، برای سلامتی و خوشیشون. بعد آخر آخر تازه میرسید به دعا برای خودش و بچههاش. من اون موقع همهش با خودم فکر میکردم خدا که داره میبینه مادربزرگم قلب به این مهربونی داره، واسه چی انقدر ناراحتش میکنه؟ اصلا دلش میاد ناراحتش کنه؟ ای بابا. عقل بچه واقعا.
❤22👍2
بنده در حال تلاش برای درخشیدن مثل خورشید در تاریکیها و دشواریهای زندگی:
❤8
محض رضای خدا در یه حدی کسشر بگید که لااقل به قیافهتون بخوره
👍8❤4
مصدع اوقات
Gibran Alcocer – Idea 19
شروع این ترک برای من مثل مرور یه خاطرهست. تصاویر تار و نامفهوم از یه خاطره که گذر زمان باعث شده فکر و خیال هم قاطیش بشن؛ جوری که آدم خودش هم نمیفهمه کدوم قسمتهاش خیالی و کدوم قسمتهاش واقعیان.
هرچی از ثانیههای آهنگ میگذره همهچیز واقعیتر به نظر میاد. معلوم نیست تو داری هر ثانیه از تصور اون خاطره دورتر و به واقعیت نزدیکتر میشی، یا اونقدر داری توش فرو میری که تمام واقعیتت تبدیل به همون تصوری بشه که از خاطره داری. این رو هیچکس نمیدونه.
هرچی از ثانیههای آهنگ میگذره همهچیز واقعیتر به نظر میاد. معلوم نیست تو داری هر ثانیه از تصور اون خاطره دورتر و به واقعیت نزدیکتر میشی، یا اونقدر داری توش فرو میری که تمام واقعیتت تبدیل به همون تصوری بشه که از خاطره داری. این رو هیچکس نمیدونه.
❤2
زندگی واقعا خیلی اذیتم میکنه. دیگه حوصلهی تظاهر به قوی بودن رو هم ندارم. قوی بودن و این کسشرهای glorify کردن بدبختی زمانی ارزشمنده که انتخاب خودت باشه نه تنها مسیر پیش روت.
👍18❤3💔3💯2😭1
بعد تراپیست کسخلتون هم که همه رو diagnose میکنه و تمام اطرافیانتون رو سمی میدونه الا خود شما
چون درهای طلایی بهشت باز شده و شما مستقیما از کس آسمون افتادید پایین
چون درهای طلایی بهشت باز شده و شما مستقیما از کس آسمون افتادید پایین
👍16❤4🤣3