همهمون میدونیم که مقایسههای منفی پدر و مادرها باعث میشه که بچه دائما خودش رو با دیگران مقایسه کنه. «از فلانی یاد بگیر»، «کاش تو هم مثل فلانی بودی» و «بچههای مردم» و این چیزها. خب تکلیف آثار منفی این مقایسهها روشنه. اما نکتهای که وجود داره، حرفهای به ظاهر مثبت و تشویقکنندهای هستن که درونمایهی مقایسهای دارن. مثلا چی؟ «آفرین عزیزم، تو از همهی همکلاسیات باهوشتری» یا «تو از همه خوشگلتری» و یا «من بچهم رو میشناسم، مثل بقیه بچهها نیست» و از این دسته تعریفها. درسته که اینجا اون بچه فقط ستایش و تشویق شده و هیچ توصیف منفی دربارهش اتفاق نیفتاده؛ اما بچه با دائم شنیدن این حرفها اینطور برداشت میکنه که ارزشش در مقایسهی با دیگران مشخص میشه نه از ذات خودش. باید از همه قشنگتر باشه، باید از همه جالبتر باشه، باید «از همه بهتر» باشه. و از همینجا، همون داستان مقایسه با دیگران شروع میشه. اگه یه وقت با خودتون فکر کردید که «وا، مامان بابا که همیشه از من تعریف میکردن، چرا من خودم رو با دیگران مقایسه میکنم؟» سلام. احتمالا و متاسفانه از اینجا سلام.
تقریبا هر دفعه که جلوی دوربین میایستم عکس بگیرم به خودم میگم خب الان که چی؟ معنی اینکار چیه؟ به خودم میگم «برای اینکه این لحظه رو ثبت کنی» ولی میدونم که این نیست. با این همه عکس میخوام چیکار کنم جدی؟ هدفم از وجود داشتن چیه؟
این فکت که فردا وجود داره یه جور اذیتم میکنه، اینکه این فکت هرروز صدق میکنه هم یه جور دیگهای.
ببینید بچهها، وقتی میرید داروخونه و برای مثال کاندوم، قرص اورژانسی و یا هر گونه اقلامی از این دست میخواید لازم نیست دستتون رو بذارید جلوی دهنتون، صورتتون رو بپوشونید، صداتون رو عوض کنید و یکی رو بکشید کنار که با حالتی آکنده از شرم و رمز و راز در گوشش درخواستتون رو مطرح کنید. هیچکس بکیرش هم نیست. راحت و با صدای بلند مطرح کنید که دقیقا چی میخواید. واقعا فرد خاص و مهمی نیستید که بخواید مورد قضاوت کسی که روزی صد تا مثل شما رو میبنیه قرار بگیرید. موارد لازمتون رو بدون تبدیل شدن به بتمن تهیه کنید و هر چه سریعتر خارج شید. ممنون.
از این شلوار چهارخونهها که هرچندوقت مد میشه و میپوشید، بابای من یه دونه داره و باهاش تا سر کوچه هم نمیره
غذا خوردن بعضیها هم انقدر لجم رو درمیاره که دلم میخواد همونجا سر سفره بهشون بگم مادرقحبه، همین الان اگر به جای اون نعمت خدا کیر جلوت بود در کسری از ثانیه تا ذره آخرش رو تموم کرده بودی؛ حالا با اون برنج زبان بسته یک ساعت لاس میزنی؟ بخور اون خوارکسده صاحاب رو دیگه. اه.
Hamkhaab (Shahrzad)
Mohsen Chavoshi
آهنگی که سر صبح برای دوست پسرم ارسال میکنم، وقتی شب قبل خواب دیدم که با یک دختر دیگه هم ارتباط داره:
هوا یه جوری گرم شده انگار تقصیر ماست که زمین سومین سیارهی نزدیک به خورشیده
ببخشید که دیر جواب پیامت رو دادم؛ آخه از روی نوتیفکیشن دیدم چی نوشتی و توی ذهنم جوابت رو دادم و دیگه یادم نموند که باید این جواب رو برای خودت هم میفرستادم.
خواب زمستونی چه کسشریه؟ خواب تابستونی منطقیه. هوا داره گرم، خفهکننده، شرجی و غیرقابل تحمل میشه پس من میخوابم تا وقتی که هوا خنک و نانازی و مهربون بشه. تکامل عزیز لطفا در آپدیت بعدی دست از فرو کردن دندون عقل تو لثه بردار و خواب تابستانی رو در نظر بگیر ممنون
کی گفته دنبال کردن فوتبال ایران زوال عقل میاره؟ فوتبال ایران خودش مصداق زوال عقله
کسونهواویلاترین عضو بدن رحمه. کسکش حالا یه اسپرم بهت نرسیده دیگه، چرا اینجوری رفتار میکنی؟
«چی؟ این ماه هم اسپرمی وارد نشد؟😡 پس خودم رو تیکهتیکه میکنم. ضجه میزنم. خون میریزم و تا یک هفته عزای عمومی خونین اعلام میکنم»
«چی؟ این ماه هم اسپرمی وارد نشد؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
همش از خودم میپرسم یعنی زندگی بدون عذاب وجدان درس نخوندن چه شکلیه؟ گلها خوشرنگترن؟ آسمون آبیتره؟ هوا چی؟ هوا دلنشینتره؟ یعنی زندگی تو بهشت چجوریه واقعا؟
به عشق در نگاه اول نه ولی به آهنگ موردعلاقه در ثانیهی اول خیلی اعتقاد دارم. بعضی آهنگها از همون لحظهی شروع مینشینن روی روحت.