مصدع اوقات
880 subscribers
2.81K photos
536 videos
8 files
254 links
قصدم آزار شماست.
t.me/HidenChat_Bot?start=207829614
Download Telegram
چیه هی همه میگن غمت نباشه دنیا دو روزه؟ کی گفته دنیا دو روزه؟ اصلا من میگم سه روزه. اون یه روز اضافه رو هم میخوام ناراحت باشم و اتفاقا غمم هم باشه. میخواید کیرم رو بخورید حالا؟
شما هم تو بچگی با مدادرنگی‌هاتون دوست بودید؟ نه؟ جوابتون اهمیتی نداره، اینجا فقط من حرف میزنم. من بله، باهاشون دوست بودم. همیشه هم دلم برای مداد سفید میسوخت و همینجوری برای اینکه ناراحت نشه یکم قسمتهای سفید نقاشی رو باهاش رنگ میکردم که استفاده بشه و غصه نخوره. از مداد قرمز هم خوشم نمیومد، چون بهم احساس این دخترهای سلیطه‌ای رو‌ میداد که هیچی سرشون نمیشد و فقط بلند بلند حرف میزدن و به آدم می‌پریدن. کسکش‌ها هیچوقت هم به حرف‌های منطقی گوش نمیدادن و فقط جیغ میزدن. اه.
ولی سبزها، سبزها به نظرم خیلی بامزه می‌اومدن، از این‌هایی که حال آدم رو خوب میکنن و عالم و آدم دوستشون دارن.
آبی برای من رنگ فکر کردن بود. آدم عاقل، با عینک مربعی و کم‌حرف. اما آبی آسمونی به نظرم خیلی بی‌عرضه بود، نمیدونم چرا.
طیف‌های مختلف بنفش‌ رو خیلی دوست داشتم و فکر میکردم اگه خودم مدادرنگی بودم، بنفش میشدم. هم قرمز، هم آبی.
مخلص کلام؛ به این فکر میکنم که یک بار، آخرین باری بود که مداد رنگی‌هام رو اینجوری میشناختم و گرفتمشون دستم و قطعا هم نمیدونستم که آخرین‌باره. از اون روز به بعد، احتمالا اولین جرقه‌های بزرگ شدن برای من زده شده. چه بلایی سر مدادرنگیا اومد؟ انداختمشون دور؟ گم شدن؟ چیکارشون کردم؟ نمیدونم. ولی فکر کنم الان تازه دارم میفهمم که این بزرگ شدن، چجوری رنگ زندگیم رو از بین برد.
Close Your Eyes
Anathema
3:30
"It's okay, it's okay. It's just a dream. Go back to sleep."
چیزی هم هست که مسی تو این زندگی بهش نرسیده باشه؟😩
بعدا بابت اون دفعه که داشتی میترکیدی و لبت رو گاز میگرفتی تا اتفاق جالبی که اخیرا برات افتاد رو برای اون آدمه تعریف نکنی، از خودت تشکر میکنی
👍
فقط امیدوارم که یه روز متوجه بشه که من واقعا خواستم. من واقعا خواستم و تلاش کردم، ولی نشد.
تهران داره چه بلایی سرم میاره؟ داشتم تایپ می‌کردم "اخیرا بنظرم بعضی آهنگ‌های مهراد هیدن قابل تحملن."
لابد دو ماه دیگه هم قراره با ریمیکس آهنگ‌‌های پوبون و آرتا؟ استوری بذارم و THTEEN رو وسط صفحه تگ کنم درحالی که در پس زمینه شورتک پامه و بغل پسر مردم خوابیدم و یه نجسی‌ای چیزی هم گرفتم دستم. خدا رحم کنه واقعا. استغفرلله.
بهترین قسمت خوندن غزلیات سعدی اینه که وسط ریتم زیبای کلمات عاشقانه یهو میرسی به عبارت «خط سبز» و یادت میاد که سعدی این غزل رو احتمالا برای یک پسر نوجوون و خط ریش تازه دراومده‌ش گفته. زنت رو گاییدم سعدی جان این کارها چیه؟ اه.
Hollowed (Elisa)
Soen
به‌به. زیبا و به اندازه. همه‌چیزش به اندازه.
مصدع اوقات
بهترین قسمت خوندن غزلیات سعدی اینه که وسط ریتم زیبای کلمات عاشقانه یهو میرسی به عبارت «خط سبز» و یادت میاد که سعدی این غزل رو احتمالا برای یک پسر نوجوون و خط ریش تازه دراومده‌ش گفته. زنت رو گاییدم سعدی جان این کارها چیه؟ اه.
«مجلس ما دگر امروز به بستان ماند
عیش خلوت به تماشای گلستان ماند
می حلالست کسی را که بود خانه بهشت
خاصه از دست حریفی که به رضوان ماند
خط سبز و لب لعلت به چه ماننده کنی
من بگویم به لب چشمه حیوان ماند
تا سر زلف پریشان تو محبوب منست
روزگارم به سر زلف پریشان ماند»
بله عزیزم. تو در انتخاب کردن آزادی. اما من هم آزادم که با توجه به انتخاب‌هات قضاوتت کنم و طبعا با توجه به همین قضاوت‌هام هم رفتار کنم. پس هر بار برات سوال شد که "چرا اینجوری شد؟" حتما یادت بیار که چه انتخاب‌هایی کردی.
Forwarded from SUT Twitter
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رابطه‌ی مورد نظرم🥰🥰🥰

-Sadie Adler-

@sut_tw
واتسپ اگه آدم بود:
انتظار داشتم سویا این دفعه سر عقل بیاد و با جومونگ ازدواج نکنه اما متاسفانه این دفعه که جومونگ پخش شد هم باز باهاش ازدواج کرد
یه روشی هست برای از بین بردن جوش ولی فقط برای افراد عینکی جواب میده. خودمم همش انجامش میدم واقعا عالیه. هروقت رفتید جلو آینه و دیدنِ جوش اذیتتون کرد عینکتون رو دربیارید
نه مادرجنده. منظورت چیه؟ معلومه که نمیخوام On this day 2 years ago رو ببینم.
مامان لطفا بهم نگو چرا همش بی‌حوصله‌ای. من دارم تمام تلاشم رو میکنم به خاطر تو زنده بمونم.
بچه‌ها تا حالا احساس کردید این مسیری که تو زندگیتون در پیش گرفتید مسیر درستیه و دلتون نخواد ازش برگردید؟ منم احساس نکردم
لطفا یکی من رو از دست طلیسچی نجات بده. انقدر توی اینستاگرام و کوچه و خیابون این آهنگ کیریش رو شنیدم که مغزم عین بیمارهای روانی تیمارستان، لب پنجره نشسته و درحالی که هی میخنده و هی خنده‌‌ش محو میشه میگه «پسندیدمت از دور و دلم رفت از اون شب» و سایر اعضای بدنم رو هم ترسونده. همین حالا کبدم جیغ زد و آپاندیسم هم با گریه گفت من دیگه نمیتونم با این روانی توی یه بدن باشم. حدس میزنید مغزم در جوابش چی گفت؟ بله، «مادرجنده ما از اولش هم به تو نیازی نداشتیم». کمک.