واقعا احساس میکنم دیگه هیچجا جای من نیست. حالم از دانشگاه و آدمهای کسشرش به هم میخوره، از خوابگاه متنفرم، بیرون هیچچیز جالبی وجود نداره، هیچ آدم جالبی که کنارش خوش بگذره وجود نداره، اینجا هیچچیزی که بشه خونه خطابش کرد وجود نداره.
الان تنها قسمت جالب زندگیم کندن پوست نارنگی و شنیدن عطرشه. اولش میتونی برای چندلحظهی کوتاه بوی بهارنارنج رو حس کنی، بعدش یهویی بوش تند میشه که اونم باز بهبه.
مصدع اوقات
الان تنها قسمت جالب زندگیم کندن پوست نارنگی و شنیدن عطرشه. اولش میتونی برای چندلحظهی کوتاه بوی بهارنارنج رو حس کنی، بعدش یهویی بوش تند میشه که اونم باز بهبه.
اسم شکوفهی نارنگی هم بهارنارنجه؟🤡 نمیدونم. اسم دیگهای به ذهنم نرسید.
Forwarded from ژاژخا
حالا اطرافیان فکر میکنن من کسخلم ولی حقیقت اینه که کسخل بودن برای من یک مکانیسم دفاعی برای فرار از بد بودن حالمه. به این شکل که هرچقدر حالم بدتر باشه بیشتر مسخرهبازی و دلقکبازی درمیارم. یعنی شما مست میشی که غمات رو یادت بره، من کسخل میشم. اصلا نیازی به مست شدن ندارم دیگه. البته حالا که فکر میکنم با این حساب حق با اطرافیانه.
نوشته استایل حراستپسند بعد مانتو شلوار مشکی پوشیده. عزیزم نمیدونم شما با چه حراستی برخورد داشتی ولی حراستی که ما دیدیم، ذات مادرجنده، هیز و طرز نگاهاشون ایجاب میکنه که تنها استایل حراستپسند، ست توری لباس زیر باشه.
ممنونم از ایران عزیز که باعث شد بابت علاقه داشتن به رشتههای سخت برای مهاجرت، دائما به خودم، علایقم و کارکرد مغزم فحش بدم و احساس کنم که به خاطر علاقه به چنین رشتههایی آدم احمقی هستم.
کسخلها محض رضای خدا یک احتمالی هم بدید که شاید تمام آدمهای اطرافتون سمی نباشن و شاید، اللهبختکی، همینجوری، یک درصد مشکل از فقدان عقلِ شما باشه.
این دلتنگی زن و بچهی ما رو گایید. روح و روان ما رو گایید. روز و شبمون رو گایید. باشه خوارکسده دلم تنگ شده و خیلی ناراحت هستم حالا ولم کن. رهام کن. بذار به زندگیم برسم. کیر.
ای کاش کمتر ملت رو معذب کنید عزیزان. واقعا ایکاش که کمتر این عمل نامناسب رو انجام بدید. زشته. من تازه نه جامعه گریزم نه درون گرا و نه با ارتباطهای انسانی مشکل دارم که انقدر در طول روز معذب میشم از رفتارهای ملت. سر روان انسانهای بای دیفالت معذب چه بلایی میارید شما؟ این چه وضع رفتار و حرف زدن و تعریف کردن و حتی اصلا لاس زدن و ابراز علاقهست؟ زشته دیگه بچهها. عیبه. یه جایی باید دیگه یاد میگرفتید این چیزها رو. سن و سالی ازتون گذشته. متوجه بشید که ملت همه دختر خاله و پسرخاله و هول و جنده و خاطر خواه شما نیستن و باید حد خودتون رو بدونید. استغفرلله.
Forwarded from مصدع اوقات (-Sogand)
کاش اون کلمهی اشتباهی بودم که با مداد نوشته شده و قراره چند ثانیه بعد از تولدش پاک بشه.
رفتن به مکانهایی که قبلا با انسان موردعلاقهت رفتی و حالا کنارت نیست تلختر از زهرماره، کشیدن ناخن روی دیواره، جنایت علیه بشریته.
ممکنه شنیدن این حرف براتون جالب نباشه ولی میگم:
اینکه همهی اطرافیانتون تاییدتون میکنن و همیشه طرف شما رو میگیرن ممکنه به یکی از این دو دلیل باشه:
۱. انقدر تنها (و شاید سلیطه) هستید که هیچکس ارزشی براتون قائل نمیشه تا حقیقتی که ممکنه دوست نداشته باشید رو بهتون بگه و واقعا کمکتون کنه
۲. اطرافیانتون از خودتون احمقتر هستن و احتمالا شما هم ناخودآگاه برای همین انتخابشون کردید، چرا که فکر کردید با سطح حماقت بالاتری که دارن میتونید راحتتر باهاشون سر و کله بزنید؛ چون سر و کله زدن با افراد عاقل براتون سخته.
اینکه همهی اطرافیانتون تاییدتون میکنن و همیشه طرف شما رو میگیرن ممکنه به یکی از این دو دلیل باشه:
۱. انقدر تنها (و شاید سلیطه) هستید که هیچکس ارزشی براتون قائل نمیشه تا حقیقتی که ممکنه دوست نداشته باشید رو بهتون بگه و واقعا کمکتون کنه
۲. اطرافیانتون از خودتون احمقتر هستن و احتمالا شما هم ناخودآگاه برای همین انتخابشون کردید، چرا که فکر کردید با سطح حماقت بالاتری که دارن میتونید راحتتر باهاشون سر و کله بزنید؛ چون سر و کله زدن با افراد عاقل براتون سخته.
هرروز از خودم میپرسم اگه کلاس ۸ صبح انقدر رفتنش سخته ما چجوری هرروز ساعت ۶ بیدار میشدیم میرفتیم مدرسه؟