امروز حین اورثینکهای بیمقدارم متوجه شدم چند بار در زندگیم بابت تصمیمات درستی که گرفتم خودم رو سرزنش کردم، گریه و زاری کردم، حالم بد شد و از غذا خوردن افتادم، فقط چون دوست نداشتم ببینم آدمها به خاطر تصمیماتی که من میگیرم اذیت و ناراحت میشن. دلم برای خودم میسوزه که زودتر این رو نفهمیدم.
دلم برای چی تو تنگ میشه جدی؟ چه چیز دلتنگ کنندهای درباره تو وجود داره؟ کدام عقل سلیمی برای فردی مثل تو دلتنگی میکنه؟ اصلا چطور ممکنه من انقدر کم آدمی رو ببینم و باز دلم براش تنگ شه، در حالی که درحالت عادی اگر بیش از سه ماه کسی رو نبینم حتی قیافش هم یادم میره؟ این چه بخشی از مغز منه که درباره تو فعاله؟ این چه غده سرطانیایه که تو در کله من پرورش دادی؟ اصلا چطور ممکنه همچین چیزی؟ خدایا خداوندا کمک. هلپ.
مادر پریود هم گاییدم ضمنا. اه. خون از کس بچه از کس کیر در کس. دیگه یه سوراخ مگه قراره چقدر پتانسیل ورود و خروج داشته باشه؟ چرا کسی به کون پسرها کاری نداره؟ اونم سوراخه دیگه خدایا. تو خالقی بیناموسی چی هستی؟
بنده واقعا منطق فنهای بریکینگ بد رو متوجه نمیشم. واقعا نمیفهمم که چطور به این نتایجی که درباره کاراکترها گرفتن رسیدن و اصلا چطور ممکنه چنین منطق و احساساتی درباره این کاراکترها داشت.
بچهها اسکایلر وایت اصلا کاراکتر منفی یا نفرت انگیزی نبود؛ درواقع در جهان برکینگ بد که شدیدا منطقی و رئاله تازه بنظرم حتی زیادی هم با یک فرد کچل مواد فروش آدم کش سرطانی کنار اومد و هر کس جای اون بود حتی خیلی بدتر هم رفتار میکرد.
والتر وایت هرگز و در هیچ جایی از سریال تبدیل به آدم خدا و خفن و خیلی ترسناکی نشد و حتی دیالوگ معروف "i am the danger" هم تماما یک گنده گوزی ترحم انگیز بود. حتی اونجایی که گفت Say my name هم هیچ گوه خاصی نبود و از لحاظ تکنیکی مثل خر توی گل گیر کرده بود. بهترین جملهها و توصیفهارو هم مایک دربارش داشت وقتی دیسش میکرد.
جسی به شدت فرد رو مخ، مادرجنده، معتاد، بیمسئولیت و جنده توجهی بود و بنده متوجه نمیشم که چرا به جای اسکایلر بدبخت به اون هیت نمیدید. جسی تنها کسی بود که همیشه بیدلیل تمام پلنهای هایزنبرگ رو با گوه یکی میکرد و هر کاری هم مرده براش میکرد مثل سگ طلبکار بود و تازه با هر کس میشد هم بهش خیانت کرد. از پلیس گرفته تا آدمهای گاس و الی آخر. به عنوان یک خلافکار هم خایه انجام هیچ کاری رو نداشت. یک شلیک کافی بود که تا آخر فصل گریه کنه و مواد بکشه و حال آدم رو به هم بزنه.
از خود جسی بدتر؟ زید جسی. یک معتاد فرصت طلب که فقط و فقط بخاطر پول با پسره بود و هیچ چیز کیوتی هم درباره رابطهشون وجود نداشت.(مگر اینکه اجتماع معتادان تزریقی بنظرتون چیز کیوتی باشه که اون بحث دیگریه.)
حالا اگر نمیخواید این نظرات رو بپیذیرید هم نپذیرید. اهمیتی نداره و این صرفا یک سریاله که هر کس ممکنه برداشتهای خودش رو ازش داشته باشه. تنها چیزی که اهمیت داره اینه که همه ما میدونیم قهرمان اصلی داستان کیه. میدونیم اون چه کسیه که هایزنبرگ بدون اون نمیتونست حتی شورتش هم روی کونش نگه داره. اون فرد به حق لیاقت هر کردیتی که بهش داده میشه رو داره و محبوب تمامی قلبهاست. اگر هنوز متوجه نشدی دارم درباره چه کسی صحبت میکنم، پس بهتره با ساول تماس بگیری.😉
بچهها اسکایلر وایت اصلا کاراکتر منفی یا نفرت انگیزی نبود؛ درواقع در جهان برکینگ بد که شدیدا منطقی و رئاله تازه بنظرم حتی زیادی هم با یک فرد کچل مواد فروش آدم کش سرطانی کنار اومد و هر کس جای اون بود حتی خیلی بدتر هم رفتار میکرد.
والتر وایت هرگز و در هیچ جایی از سریال تبدیل به آدم خدا و خفن و خیلی ترسناکی نشد و حتی دیالوگ معروف "i am the danger" هم تماما یک گنده گوزی ترحم انگیز بود. حتی اونجایی که گفت Say my name هم هیچ گوه خاصی نبود و از لحاظ تکنیکی مثل خر توی گل گیر کرده بود. بهترین جملهها و توصیفهارو هم مایک دربارش داشت وقتی دیسش میکرد.
جسی به شدت فرد رو مخ، مادرجنده، معتاد، بیمسئولیت و جنده توجهی بود و بنده متوجه نمیشم که چرا به جای اسکایلر بدبخت به اون هیت نمیدید. جسی تنها کسی بود که همیشه بیدلیل تمام پلنهای هایزنبرگ رو با گوه یکی میکرد و هر کاری هم مرده براش میکرد مثل سگ طلبکار بود و تازه با هر کس میشد هم بهش خیانت کرد. از پلیس گرفته تا آدمهای گاس و الی آخر. به عنوان یک خلافکار هم خایه انجام هیچ کاری رو نداشت. یک شلیک کافی بود که تا آخر فصل گریه کنه و مواد بکشه و حال آدم رو به هم بزنه.
از خود جسی بدتر؟ زید جسی. یک معتاد فرصت طلب که فقط و فقط بخاطر پول با پسره بود و هیچ چیز کیوتی هم درباره رابطهشون وجود نداشت.(مگر اینکه اجتماع معتادان تزریقی بنظرتون چیز کیوتی باشه که اون بحث دیگریه.)
حالا اگر نمیخواید این نظرات رو بپیذیرید هم نپذیرید. اهمیتی نداره و این صرفا یک سریاله که هر کس ممکنه برداشتهای خودش رو ازش داشته باشه. تنها چیزی که اهمیت داره اینه که همه ما میدونیم قهرمان اصلی داستان کیه. میدونیم اون چه کسیه که هایزنبرگ بدون اون نمیتونست حتی شورتش هم روی کونش نگه داره. اون فرد به حق لیاقت هر کردیتی که بهش داده میشه رو داره و محبوب تمامی قلبهاست. اگر هنوز متوجه نشدی دارم درباره چه کسی صحبت میکنم، پس بهتره با ساول تماس بگیری.😉
بارها گفتم دوستان باز هم میگم؛ کتونی لژدار. اگه به شهرستانی و کرجی بودن کسی شک دارید چک کردن این مورد هیچوقت ناامیدتون نمیکنه. هرچقدر هم بقیهی ظاهرش شبیه کرج نباشه، به هر حال دل کندن از کتونی لژدار واقعا براش سخته. بنده دارم خدمت شما عرض میکنم تو شناسنامهی متولدین کرج به جای قسمت شهر مینویسن کتونی لژدار. حالا خود دانید.
هر لحظه از بودن در مکانی که بیش از دو بچه درش حضور داشته باشن تبلیغ و تشویقی برای استفاده از کاندومه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
====))))))))#*#>#>×۸>×>
آدمها شگفتزدهام میکنن. اینکه برخی افراد با آیکیویی که دارن هنوز زیر ماشین نرفتن و تونستن زنده بمونن واقعا حیرتانگیزه.
اگر هنوز ویلنی وجود نداره که بچهها رو مثل سگ قطعه قطعه کنه و قطعاتشون رو در آتش بسوزونه و روی خاکسترشون هم بشاشه من داوطلب هستم.
یا کاندوم استفاده کن مادرسگ، یا بچه بیپدرت رو خودت نگه دار. از تک تک صداهایی که از این سگ دست آموزت خارج میشه نفرت دارم و هر لحظه هم امکان داره از پنجره ساختمان چهار طبقه به پایین پرتابش کنم.
به علت بیکاری و بیتفریحی اصلا و به هیچ وجه انگیزه و کشش سالم خوری رو ندارم و از طرفی حالم هم داره از خوردن کسوشر به هم میخوره. خدایا کی دانشگاه و خوابگاه و بدبختی و نداشتن وقت و پول برای کس خوری شروع میشه؟ بدو دیگه جان عیسی. وینتر ایز کامینگ و بزن. یک دو سه.
هیچوقت کانسپت ویوی خوب برای درس خوندن رو نفهمیدم. اینکه مکان زیبایی جلوی چشماته ولی عوضش باید مثل یک بیچاره درس بخونی بیشتر عامل آسیب روانیه تا انگیزه
مصدع اوقات
Ramin Djawadi & Serj Tankian – The Rains of Castamere
الان برای بار هزارم این رو گوش دادم و انقدر زیباست که نمیتونم گوشهام رو باور کنم.
A Lannister Always Pays His Debts
Ramin Djawadi
موسیقی مد نظرم برای پخش شدن در انتهای عروسیم:
بهترین قسمت موی بلند داشتن کوتاه کردنشه، بهترین قسمت تابستون، اومدن پاییزه و بهترین قسمت ایرانی بودن،